X
تبلیغات
همه چیز درمورد ظهور امام زمان (عج)

همه چیز درمورد ظهور امام زمان (عج)

نشانه های ظهور شخصیت های ظهور و...

شعیب بن صالح

                              بسم رب المهدی المنتظر

با سلام

شعری در مورد محمود احمدی نژاد سرودم که شما را دعوت به خواندن آن می کنم:

خوشا آن لحظه ی خوب نتایج ***که عالم را بکرد او بس مهیج

بیامد صاحب تقوا و عزت *** بیامد جلوه ی ایثارو همت

همه ترسان شدند دزدان عالم***همه لرزان شدند بتان عالم

بنازم جلوه ی خوب شجاعت *** طی کند ۷خان رستم را به راحت

شعیبی یا که صالح احمدی جان*** سرابی یا که خواهش احمدی جان

تویی فرمانده ی پاک خراسان *** که خندان می کنی سید علی شاه خراسان

تویی یا احمدی پیرو رهبر *** شود راحت خیال جان رهبر

که گر دارد بلادش مشکلاتی *** ۳ سوت حل می کنی ای صلواتی

که گر دارد بلادش مشکلاتی

۳ سوت حل می کنی ای صلواتی

محمود احمدی نژاد = صالح مردمی نژاد

شعیبی یا که صالح احمدی جان؟؟؟

نام شعر بعدی وبلاگ:

من سربازم من سربازم زمینه سازم...

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 17:46  توسط   | 

حكومت درخشان امام مهدى(عج)

حكومت درخشان امام مهدى(عج)

 

ما نمى توانيم درخشندگى حكومت جهانى حضرت قائم(عج) را آنطور كه هست نشان دهيم، ولى شايد با ذكر چند ويژگى از ويژگيهاى اين حكومت در همه زمينه ها، دورنمايى از اين نظام بهشتى و سراسر عدل آن را توصيف نموده و در معرض ديد خوانندگان قرار دهيم.

به طور كلّى همانگونه كه ائمّه(عليهم السلام) و امام صادق(عليه السلام) فرمودند:

«اِنَّ اللّهَ يُحْيِى الاَْرْضَ بَعْدَ مَوْتِها;

خداوند زمين را پس از مرگش زنده مى كند.»([1] [1] )

و اين آيه را با ظهور امام قائم(عج) تطبيق نمودند و فرمودند:

«خداوند زمين را به عدالت قائم(عج) پس از مرگ رهبران ستمگر زنده مى گرداند.»([2] [2] )

با مقايسه زمين خشك و مرده با زمين پر از گل و گياه و ميوه و سبزه و آب و مقايسه آن با حكومت مهدى(عج) به دست مى آوريم كه حكومت جهانى آن حضرت تا چه اندازه اى از عدل و صفا و امنيّت و شادمانى در همه زمينه ها برخوردار است.([3] [3] )

اكنون براى آشنايى بيشتر با اين دوران سراسر درخشان كه خداوند به آن سوگند ياد كرده([4] [4] ) به ويژگيهاى زير كه نمايانگر دورنمايى از آن است توجه كنيم، تا زمينه ساز اين ويژگيها باشيم:

 

1 ـ توحيد سراسرى در همه زمينه ها:

امام صادق(عليه السلام) فرمود:

«وقتى كه قائم(عج) قيام كند هيچ كافر و مشرك پيدا نمى شود مگر اينكه قيام او را انكار كرده و ناپسند مى شمرد ـ ولى كار به جايى مى رسد ـ كه اگر كافر و مشركى در شكم سنگى سخت، پنهان شده باشند، آن سنگ مى گويد: اى مؤمن در شكم من كافر است مرا بشكن و او را بكش.»([5] [5] )

و در عبارت ديگر فرمود:

«قائم(عج) همه دين را در همه عالم آشكار مى سازد.»([6] [6] )

امام باقر(عليه السلام) فرمود: امام قائم(عج) هر منافق شكّاكى را به قتل مى رساند.([7] [7] )

نيز امام باقر(عليه السلام) فرمود:

«حكومتهاى باطل نابود گردد، حكومتش شرق و غرب را فرا گيرد، دين خدا به وسيله قائم(عج) زنده گردد و بدعتها و باطلها نابود شود.»([8] [8] )

امام صادق(عليه السلام) در ضمن روايتى به مفضّل(رحمه الله) فرمود:

«به خدا سوگند! اختلاف از ميان اديان برداشته مى شود و همه دينها به صورت يك دين درمى آيند چنانكه خداوند در قرآن مى فرمايد: تنها دين در نزد خدا اسلام است.»([9] [9] )

به اين ترتيب وحدت جهانى معنوى پديد مى آيد.

و به اين ترتيب مى بينيم توحيد در حكومت و سياست و دين و قانون و در يك كلمه توحيد در تمام زمينه ها كه شالوده اساسى يك حكومت درخشان است، در حكومت حضرت مهدى(عج) تحت رهنمودهاى آن بزرگمرد الهى پديدار مى شود، به عبارت ديگر، نفوس مردم، تكامل و رشد مى يابد كه در اين صورت پايه نخستين حكومت عدل جهانى برقرار شده است، آن هم در سطح كل جهان، چنانكه در ذيل روايتى از امام كاظم(عليه السلام) آمده است: در تمام نقاط مشرق و مغرب كسى باقى نمى ماند جز اينكه معتقد به يكتايى خدا است.([10] [10] )

و چنانكه امام باقر(عليه السلام) فرمود:

«اِذا قامَ قائِمُنا وَضَعَ اللّهُ يَدَهُ عَلى رُؤوسِ الْعِبادِ فَجَمَعَ بِها عُقُولَهُمْ وَ كَمُلَتْ بِهِ اَحْلامَهُمْ;

وقتى كه قائم(عج) ما قيام كرد، خداوند دست رحمتش را بر سر بندگانش مى گذارد و به وسيله آن عقلها و انديشه هايشان را به كمك هم گرفته و كامل مى سازد.»([11] [11] )

در اينجا اضافه مى كنيم كه آن حضرت اسلام را مو به مو و با كمال قاطعيّت اجراء مى كند، زناكار همسردار را سنگسار مى نمايد، و مانع زكات را گردن مى زند.([12] [12] )

 

2 ـ پيشرفت عجيب علوم:

شكى نيست كه علم و دانش و رشد فكرى و فرهنگى نقش به سزايى در تكامل انسان دارد و بسيارى از مشكلات سر راه تكامل را رفع مى كند، در عصر انقلاب جهانى مهدى(عج) يكى از امور، پيشرفت عجيب علوم در تمام زمينه ها است.

امام صادق(عليه السلام) فرمود:

«اصول علم و دانش داراى بيست و هفت حرف (رشته) است، تمام پيامبران آنچه براى مردم تا حال آورده اند دو حرف بوده، وقتى كه قائم(عج) ما قيام كند بيست پنج حرف ديگر علوم را نيز آشكار مى سازد و در ميان مردم رواج مى دهد و ضميمه آن دو حرف مى كند تا بيست و هفت حرف تكميل گردد.»([13] [13] )

اين پيشرفت نه تنها در علوم انسانى، بلكه در علوم صنعتى و اقتصادى و غيره نيز پديد خواهد آمد.

امام صادق(عليه السلام) فرمود:

«اِنَّ الْمُؤْمِنَ فِى زَمانِ الْقائِمِ وَ هُوَ بِالْمَغْرِبِ يَرى اَخاهُ بِالْمَشْرِقِ;

مؤمن در عصر حكومت مهدى(عج) در حاليكه در مغرب سكونت دارد، برادرش را كه در مشرق است مى بيند.»([14] [14] )

خود امام قائم(عج) نيز همچون حضرت على(عليه السلام) اعلام مى كند:

«سَلُونى قَبْلَ اَنْ تَفْقِدُونِى فَاِنَّ بَيْنَ جَوانِحِى عِلْماً جَمّاً;

قبل از آنكه از ميان شما بروم هرگونه سؤال داريد از من بپرسيد چرا كه سراسر وجودم سرشار از علم و دانش است.»([15] [15] )

شخصى از امام صادق(عليه السلام) پرسيد: مردم چگونه به قيام آن حضرت آگاه مى شوند؟ امام صادق(عليه السلام) فرمود: «هر يك از شما وقتى از بستر برخاست، در كنار بسترش دعوتنامه اى مى بيند كه در آن آيه 53 نور نوشته شده و سپس درآن آمده; اطاعت خالصانه نشان دهيد.»([16] [16] )

مفهوم اين روايت به تكنيك «فاكس» كه از وسايل مهم مخابراتى امروز است بسيار نزديك مى باشد.

اينها نمونه هايى از روايات است كه حكايت از پيشرفت و رشد همه جانبه علوم مختلف  در حكومت جهانى حضرت مهدى(عج) مى كند.

 

3 ـ پيشرفت و رشد كشاورزى و امكانات:

درتعبيرى از ائمّه معصومين(عليهم السلام) رسيده است:

«وَلا يَبْقى فِى الاَْرْضِ خَرابٌ اِلاّ يُعَمِّرُهُ;

در همه زمين جاى خرابى نماند بلكه همه را آباد خواهد ساخت.»([17] [17] )

و در عبارتى آمده پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:

«در آن زمان زمين كَبِد و اشياء گرانقيمت خود را بيرون مى فرستد و ثروت فراوان در ميان مردم پخش مى شود.»([18] [18] )

و دامدارى نيز در اين عصر به طور چشمگير پيشرفت مى كند.([19] [19] )

 

4 ـ برادرى و صفا و صميميّت:

در آن زمان نه تنها مردم در جهت ظاهر مادى پيشرفت عجيبى مى كنند بلكه از لحاظ معنوى نيز كه بسيار مهم و هدف اصلى است رشد شايانى دارند.

امام باقر(عليه السلام) فرمود:

«اِذا قامَ الْقائِمُ جائَتِ الْمُزامِلَةٌ وَ اَتَى الرَّجُلُ اِلى كِيسِ أَخِيهِ فَيَأْخُذُ حاجَتَهُ لا يَمْنَعُهُ;

وقتى كه قائم(عج) قيام كرد، رفاقت و برادرى برقرار شود، به طورى كه هر كس دست به جيب برادرش كرده و به قدر نياز بدون ممانعت از آن برمى دارد.»([20] [20] )

كوتاه سخن اينكه يك اقتصاد سالم ضد طبقاتى بر اساس عدل و مساوات اسلامى برقرار مى گردد.([21] [21] )

 

5 ـ امنيت و بركت و وفور نعمت و عدالت:

در جهان مفاهيم، واژه هايى بهتر از عدالت، بركت، امنيت و وفور نعمت نداريم.

در حكومت درخشان حضرت مهدى(عج) تمام اين مفاهيم به نحو احسن محقّق مى گردد.

امام باقر(عليه السلام) فرمود:

«در آن زمان اگر پيرزنى از مشرق به مغرب برود كسى به او كار ندارد.»([22] [22] )

امام صادق(عليه السلام) فرمود:

«وقتى كه قائم(عج) قيام كرد، داورى به عدالت مى كند و ظلم و جور از ميان مى رود، و راهها امن مى شود، زمين بركتهاى خود را آشكار مى سازد، و هر حقى به صاحبش برمى گردد، و همه مردم معتقد به اسلام مى شوند.([23] [23] )

 

پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) در ضمن گفتارى فرمود:

«تُنَعِّمُ فِيهِ اُمَّتِى نِعْمَةً لَمْ يُنَعَّمُوا مِثْلَها قَطُّ تُؤْتِى الاَْرْضُ اَكُلَها (كُنُوزَها) وَلا تَدَّخِرُ مِنْهُمْ شَيْئاً وَالْمالُ يَوْمَئِذ كَدَوْس يَقُومُ الرَّجُلُ فَيَقُولُ يا مَهْدِّى اَعْطِنِى فَيَقُولُ خُذْ;

آنچنان در ميان امّت من وفور نعمت مى شود كه مثل آن هرگز نبوده است، زمين گنجها و ميوه هاى خود را آشكار مى سازد و از آنها چيزى كم نكند، و مال و ثروت همچون چيزى است كه زير دست و پا افتاده باشد، شخصى مى آيد و مى گويد: اى مهدى(عج) از اموال به من بده امام به او مى فرمايد: بگير»([24] [24] )

و در عبارت ديگر فرمود:

«خداوند باران را از آسمان همواره بر آنها بفرستد و از زمين چيزى از گياه نماند مگر اين كه سبز گردد.»([25] [25] )

حضرت رضا(عليه السلام) در ضمن روايتى فرمود:

«قائم(عج) وقتى كه ظهور كرد نورش جهان را روشن مى كند، ترازوى عدالت بين مردم قرار مى دهد، هيچكس به كسى ظلم نمى كند، زمين براى او در نَوَرديده مى شود (يعنى به هر جاى زمين برود فورى و آسان است) و او سايه ندارد و ...»

باز نقل شده كه در سال قيام آن حضرت بيست و چهار بار باران ببارد كه آثار و بركات آن ديده شود.([26] [26] )

جالب اينكه: وفور نعمت و به عبارت ديگر اقتصاد خوب و خودكفايى در حدّى است كه مردم بى نياز مى شوند و كسى براى صدقه و انفاق خود، شخص نيازمندى را پيدا نمى كند، چرا كه همه مردم خودكفا و بى نيازند.([27] [27] )

علاوه بر اين پيشرفتها، پيشرفتهاى ديگرى نيز در شهرسازى و راهسازى و نوسازى و توسعه نهضت سوادآموزى و پيشرفت قضايى و در يك كلمه پيشرفت در همه زمينه ها به وجود مى آيد.([28] [28] )

كوتاه سخن آنكه: يك نهضت به تمام معنى پر از صفا و صميميّت در دنيا به وجود خواهد آمد.

امام صادق(عليه السلام) فرمود:

«وقتى كه قائم(عج) ما قيام كند سراسر زمين به نور پروردگارش روشن مى شود، يعنى عدل و داد در سراسر زمين تا آنجا كه طبيعت زمين پذيرا باشد اجرا خواهد شد.»([29] [29] )

 

 

6 ـ توجه كامل به اماكن مقدّسه و توسعه شهرها و بهداشت:

از آنجا كه اماكن مقدّسه مانند مسجد و ... پايگاه مركزى براى عبادت و تعليم و تعلّم در جهت تكامل نفوس است، امام قائم(عج) در اين جهت نيز توجّه خاص دارد، به طورى كه امام صادق(عليه السلام)فرمود:

«وقتى قائم(عج) ما ظهور كند در پشت كوفه، مسجدى مى سازد كه هزار در دارد، و خانه هاى كوفه به دو نهر كربلا متّصل مى گردد.»([30] [30] )

ايجاد مسجد بزرگى در پشت كوفه (صحراى نجف) در راويتى از امام باقر(عليه السلام) نقل شده كه مضمونش چنين است:

پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:

«گويا حسنى([31] [31] ) را (در كوفه) با حسينى (ظاهراً منظور امام قائم(عج) است) مى بينم كه حسنى با يارانش با حسينى بيعت مى كنند و در اطراف آن حضرت هستند، تا در جمعه دوّم مردم گويند نماز پشت سر امام قائم(عج) مساوى با نماز پشت سر رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)است امّا بر اثر كثرت جمعيّت در مسجد كوفه جا پيدا نمى شود، امام(عج) به پشت كوفه رفته و خطّ مسجد بزرگى را مى كشد كه آن مسجد هزار در دارد، تا مصلاّى بزرگ و فراگير براى همه جمعيت باشد.»([32] [32] )

در نوسازى و شهرسازى، خانه هاى كوفه به خانه هاى كربلا متّصل مى شوند.([33] [33] )

كوتاه سخن اينكه: آن چنان شرايط زندگى سالم در تمام ابعادش در زمان حكومت امام عصر(عج) فراهم خواهد شده كه به فرموده امام صادق(عليه السلام) : «يك مرد در اين عصر چنان عمر طولانى مى كند كه داراى هزار فرزند مى شود.»([34] [34] )

امام باقر(عليه السلام) فرمود:

«وقتى كه قائم قيام كرد به كوفه مى رود و چهار مسجد را در آنجا ويران مى نمايد. هر مسجدى كه در زمين مُشرف (بر خانه هاى مردم) باشد،([35] [35] ) ويران مى كند، راهها را وسيع مى نمايد.»

به اين ترتيب مى بينيم حتّى اگر مسجد هدف غير اسلامى داشت ويران مى شود.

آرى هر مانعى را كه در راهها است از ميان برمى دارد و عوامل ناپاكى و نادرستى و حتى ناودانهايى را كه موجب اين كثافتها مى شوند از بين مى برد، هر بدعتى را نابود و هر سنّت نيكى را احياء مى سازد، قسطنطنيه (واقع در تركيه) و كوههاى گيلان و چين را فتح مى كند...([36] [36] )

جالب اينكه: در اين عصر درخشان، امكانات يك فرد صالح و مؤمن، پرنده را از هوا فرود مى آورد و او آن را ذبح كرده و مى پزد و از گوشتش بهره مند مى شود.([37] [37] )

در ميان اين امور، آنچه كه بسيار مهم است و امور ديگر مقدمه و وسيله آن است، تكميل نفوس و بالا بردن سطح معلومات و معنويّات است، كه هدف تمام پيامبران و اولياء خدا همين بوده است. (البته در پرتو تكميل نفوس، ساير مواهب مادّى نيز به دست مى آيد.)

ما وقتى كه آيه 5، سوره قصص «وَ نُريدُ اَنْ نَّمَنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُواْ فِى الاَْرْضِ...» را كه در مورد حكومت حضرت ولىّ عصر(عج) مى باشد تحت مطالعه قرار مى دهيم، واژه مستضعف را در روايات امامان(عليه السلام)مى نگريم مى بينيم بيشتر روايات، مستضعف را به معنى كم عقل، كم سواد، هدايت نشده، بى خبر از قرآن و ناتوانى در فكر و شناخت گرفته اند.([38] [38] )

امام باقر(عليه السلام) در معنى مستضعف فرمود:

«اَلَّذِينَ لا يَجِدُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلاً، لايَسْتَطِيعُونَ حِيلَةَ الْكُفْرِ وَ لَمْ يُهْتَدُوا فَيُدْخِلُوا فِى الاِْيْمانِ فَلَيْسَ هُمْ مِنَ الْكُفْرِ وَ الاِْيْمانِ;

آنانكه چاره اى ندارند و به راه هدف، هدايت نمى يابند، توانايى تشخيص تزوير كفر را ندارند، و راهى به هدايت نبرده اند تا ايمان آورند، آنها نه كافر و نه مؤمن هستند.»([39] [39] )

نتيجه مى گيريم كه اهمّ هدف امام قائم(عج) تكميل نفوس و آگاه كردن مردم و خط دادن به آنها و هدايت كامل معنوى و علمى آنها و نجات دادن آنها از استضعاف در جهت معنى و فكر وانديشه است، در اينجا سخن را كوتاه كرده و آن را با اشعار ذيل و چند سخن از بزرگان پايان مى بريم.

سراسر صحن آن آرامگه جنات موعودى***بعينه چون بهشت كردگار آن ساحت غَبِرا

نه دردى هست و نه رنجى نه آلامى نه اسقامى***نه سودايى تنى افزون شود نه كاهش صفرا***هزاران گل شكفته گردد از آسيب گل چينان***به صد شادى كنار گل كشد صد عندليب آوا***چريدى و چميدى در امان ز آسيب صيّادان***غزال كوهى و آهوى دشتى، شادر در صحرا***و بالاخره به فرموده امام صادق(عليه السلام):

«فَياطُوبِى لِمَنْ اَدْرَكَهُ وَ كانَ مِنْ اَنْصارِهِ وَالْوَيْلُ كُلُّ الْوَيْلِ لِمَنْ ناواهُ وُ خالَفَهُ وَ خالَفَ اَمْرَهُ وَ كانَ مِنْ اَعْدائِهِ;

اى خوشا به سعادت آنكس كه امام مهدى(عج) را درك كند و از ياورانش شود، و اى، واى از هر جهت واى بر كسى كه با او مبارزه و مخالفت كند، وا ز فرمانش سرپيچى نمايد و در صف دشمنانش قرار گيرد.»([40] [40] )

و به قول ابن عباس(رحمه الله) صحابى معروف پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) و مفسّر بزرگ:

«فَطُوبى لِمَنْ اَدْرَكَ زَمانَهُ; خوشا به سعادت كسى كه زمان ظهور قائم(عج) را درك كند.»([41] [41] )

و به فرموده امام على(عليه السلام) : آيه

«وَ نُرِيدُ أَنْ نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُواْ فِى الاَْرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ;

مى خواهيم بر آنانكه در زمين مستضعف شمرده شدند منّت نهيم و آنها را امامان و وارثان زمين قرار دهيم.»

در مورد آل محمّد(عليهم السلام) است كه مهدى(عج) آنها پس از رنج و سختى آنها، نهضت كند و به آنها عزّت بخشد و دشمنان آنان را خوار نمايد.([42] [42] )

 

دولت كريمه

يكى از دعاهايى كه شبهاى ماه مبارك رمضان مى خوانيم، دعاى افتتاح است، اين دعا را حضرت ولىّ عصر(عج) به محمّد بن عثمان (دومين نائب خاص از نوّاب اربعه) تعليم داده و او منتشر نموده است.

سيّد بن طاووس(رحمه الله) در اقبال خود در ذكر اسناد دعاهاى ماه رمضان، دعاى افتتاح را پس از ذكر يك سلسله از ناقلين به محمّد بن عثمان مى رساند كه محمّد بن عثمان(رحمه الله) آن را از امام زمان(عليه السلام)گرفته است.

علاّمه مجلسى(رحمه الله) در زادالمعاد نيز همين سند را نقل كرده و آن را سندى معتبر مى داند و مى گويد: امام زمان(عليه السلام) آنرا براى شيعيان نوشته است كه هر شب ماه رمضان بخوانند، فرشتگان مى شنوند و براى خواننده آن استغفار مى كنند.

نكته جالب اينكه: در اين دعاى شريف به طور جامع به ويژگيهاى حكومت حضرت مهدى(عج) كه به عنوان «دولت كريمه» خوانده شده اشاره شده است، توجه عميق به معنى اين دعا براى منتظران مهدى(عج) لازم است.

دولت كريمه عبارت از تشكيل دولت اسلامى است كه تمام افراد آن از مزاياى حقوق و عدالت اجتماعى برخوردارند، و در پرتو آن دولت، توحيد و ايمان در سراسر زمين حكومت مى كند.

حضرت رضا(عليه السلام) در انتظار رسيدن چنين حكومتى، دو آيه از قرآن را ذكر فرمود:

1 ـ «وَارْتَقِبُوا اِنّى مَعَكُمْ رَقِيبٌ; شما در انتظار بمانيد، من هم در انتظارم.»([43] [43] )

2 ـ « فَانْتَظِرُوا اِنّى مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ; شما منتظر باشيد من هم با شما منتظر هستم.»([44] [44] )

گرچه آيه اوّلى از قول حضرت هود(عليه السلام) و آيه دوّمى از قول حضرت شعيب(عليه السلام) به قوم خود است، ولى حضرت رضا(عليه السلام) تأويل فرمودند به ظهور امام زمان(عليه السلام) كه همه بايد در انتظارش باشيم

 

 برگرفته از کتاب حضرت مهدی فروغ تابان ولایت



 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 12:8  توسط   | 

ياران مهدى(عليه السلام) بيشتر كجا هستند؟

ياران مهدى(عليه السلام) بيشتر كجا هستند؟

 

پاسخ:

جالب اينكه در روايات بسيارى آمده كه دستجات ياران امام مهدى(عج) از مشرق زمين بپا مى خيزند،

رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:

« (هنگام ظهور) پرچمهاى سياه از طرف مشرق نمودار شود، پس با وى (امام قائم «عج» ) بيعت كنيد كه او خليفه خدا، مهدى (عج) است.

و نيز فرمود: جمعى از مردم از طرف مشرق خروج كنند و مقدّمات حكومت مهدى(عج) را فراهم سازند.»([1] [36] )

 

امير مؤمنان(عليه السلام) فرمود:

«آفرين برطالقان كه خداوند در آن گنجهائى نهاده كه از طلا و نقره نيست بلكه مردان مؤمنى هستند كه بطور شايسته خدا را شناخته اند و در آخرالزّمان، ياوران حضرت مهدى(عج) خواهند بود.»([2] [37] )

رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:

«هنگامى كه پرچمهاى سياه را از جانب خراسان ديديد، به طرف آن برويد هر چند با دست و سينه روى برف باشد، چرا كه خليفه خدا مهدى(عج) در ميان آنها است.»([3] [38] )

و در روايت ديگر فرمود:

«بزودى اهلبيت من دچار گرفتاريها و آوارگيها خواهند شد، تا اينكه جمعى با پرچمهاى سياه از طرف مشرق بيايند ... تا اينكه امر به يكى از افراد اهلبيت من (امام قائم«عج» ) سپرده شود، كه او سراسر زمين را بعد از آنكه پر از ظلم و جور شده باشد پر از عدل و داد كند، فَمَنْ اَدْرَكَ مِنْكُمْ فَلْيَأْتِها وَلَوْ حَبْواً عَلَى الثَّلْجِ; هر كدام كه از شما آنها را درك كرديد به آنها بپيونديد گرچه با راه رفتن با دست و سينه روى برف باشد خود را به آنها برسانيد.»([4] [39] )

به اين ترتيب مى بينيم، مشرق زمين مورد توجه قرار گرفته است و چنانكه هم اكنون از نشانه هايش پيداست، تنها مشرق زمين است كه اين كار را خواهد كرد، بنابراين مشرق زمين بايد بپاخيزد!

و با توجه به اينكه اكثريت قريب به اتفاق امت مسلم از مستضعفان در مشرق زمين هستند و با توجه به امكانات عظيم جغرافيائى و اقتصادى و نيروى انسانى كه دارند، مى توانند بپاخيزند و دستهاى ابرقدرتها را قطع كنند و زمينه سازى خوبى براى ظهور مهدى(عج) ايجاد بنمايند

برگرفته از کتاب حضرت مهدی فروغ تابان ولایت 

 



 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 12:5  توسط   | 

ديدار كنندگان با امام زمان (عج)، در غيبت كبرى

 

(ديدار كنندگان امام(عج)، در غيبت كبرى)

 

در اينجا مناسب ديدم به ذكر چند نمونه از كسانى كه در زمان غيبت به حضور حضرت قائم(عج) شرفياب شده اند و به اين سعادت عظمى رسيده اند بپردازم تا شايد رهگشايى براى روشندلان پاك سيرت باشد و آنها نيز با ايجاد شرايط و التماس از درِ اين خانه، به اين سعادت نائل گردند و نااميد نشوند.([1] [1] )

 

1 ـ امام زمان(عليه السلام) به صابونى اجازه ديدار نداد:

مردى صالح و خيرانديش در بصره عطّارى مى كرد وى داستان عجيبى دارد كه از زبان خودش خاطرنشان مى گردد:

عطّار مى گويد: در مغازه نشسته بودم كه دو نفر براى خريد سدر و كافور به در دكان من آمدند از گفتار و سيماى آنان دريافتم كه اهل بصره نيستند و از شخصيتهاى بزرگوار مى باشند (اَثرُ النِّجابَةِ ساطِعُ الْبُرْهانِ) از حال و ديار آنان پرسيدم آنها كتمان كردند، من هر چه اصرار مى نمودم آنان نيز اصرار به پاسخ ندادن مى كردند.

آخرالامر آن دو نفر را قسم به حضرت رسول(صلى الله عليه وآله وسلم) دادم كه خود را معرفى كنند چون ديدند من دست بردار نيستم گفتند ما از ملازمان و چاكران درگاه حضرت ولى عصر حجة بن الحسن العسكرى(عج) هستيم، شخصى از نوكران آن درگاه با عظمت از دنيا رفته است صاحب آن ناحيه ما را مأمور كرد كه از تو سدر و كافور خريدارى كنيم.

فهميدم كه اينان از ياران آن حضرت هستند بى اختيار به دست و پاى آنها افتادم و تضرّع و زارى كردم كه حتماً بايد مرا به آن حضرت برسانيد.

ياران حضرت گفتند مشرف شدن به حضور آن سرور منوط به اجازه ايشان است!

عطار گفت: مرا نزديك آن حضرت ببريد اگر اجازه داد زهى سعادت و گرنه هيچ؟!

آنان از اقدام به اين كار خوددارى كردند ولى چون من با كمال پافشارى دست بردار نبودم آنگاه به من رحم كرده و منّت گذاشتند و درخواست مرا اجابت نمودند.

بسيار خوشحال شدم با شتاب تمام سدر و كافور را به آنها داده، درب مغازه را بستم و به دنبال آنها روانه شدم تا به ساحل درياى عمان رسيديم.

آن دو نفر بدون احتياج به كشتى روى آب روانه شدند من ترسيدم كه غرق شوم و حيران ايستادم، آنان متوجّه شدند وگفتند: مترس! خدا را به حضرت مهدى(عج) قسم بده و رهسپار شو!

من چنين كردم و بر روى آب مانند زمين خشك به دنبال آنها رفتم.

در وسطهاى دريا بوديم، ديدم ابرها به هم درآمده و هوا صورت بارانى گرفت و شروع به باريدن كرد، اتّفاقاً من همان روز صابون ريخته بودم و بر پشت بام مغازه به خاطر آنكه به وسيله تابش آفتاب خشك شود گذارده بودم همين كه باران را ديدم خيال صابونها را نمودم و پريشان خاطر شدم، به محض اين خيال مادى ناگهان پاهايم در آب فرو رفت و به كمك هنر شناورى به دست و پا و تضرّع افتادم آن دو نفر به من توجه كرده و عجز و ذلّت مرا مشاهده نمودند فوراً به عقب برگشته دست مرا گرفتند و از آب بيرون كشيدند و گفتند: اين پيشآمد، اثر آن خاطره صابون بود، بار ديگر خدا را به حضرت مهدى(عج) قسم ده تا تو را در آب حفظ كند، من نيز استغاثه نموده و چنين كردم مثل اول روى آب با آنان رهسپار شدم، وقتى كه به ساحل رسيديم، خيمه چادرى را ديدم كه همانند «شجره طور» نور از آن ساطع بود و آن فضا را روشن نموده بود.

همراهان گفتند: تمام مقصود در ميان همين پرده است.

با هم به راه خود ادامه داديم تا نزديك چادر رسيديم يكى از همراهان پيشتر رفت تا براى من اجازه ورود بگيرد.

چادر را خوب ديدم و صداى آن بزرگوار را مى شنيدم ولى وجود نازنينش را نمى ديدم، آن شخص درباره مشرّف شدن من از حضور مباركش خواستار اجازه شد، آن جناب فرمود:

«رُدّوُهُ فَاِنَّهُ رَجُلٌ صابُونِىٌّ;

به او اجازه ندهيد و او را در عداد خدمه اين درگاه ملك پاسبان نشمريد، زيرا او مردى صابون دوست و مادّى است.»

يعنى او هنوز دل از تعلّقات دنياى دَنِى خالى نكرده و لياقت حضور در اين درگاه را ندارد.

عطّار ادامه مى دهد: چون چنين شنيدم، نااميد گشتم و دندان طمع از ديدار آن حضرت كشيدم و دانستم كه، وقتى ممكن است به زيارت آن جناب برسم كه دلم را از آلودگى هاى مادّى و معنوى زدوده و صاف گردانم.([1] [2] )

 

2 ـ علامه حلّى(رحمه الله) در خدمت امام زمان(عليه السلام) :

پيش از آنكه ملاقات عجيب عالم و محقق بزرگ جهان تشيّع علاّمه حلى(رحمه الله) با امام زمان(عليه السلام) را شرح دهم، اجازه دهيد مختصرى از شرح حال اين مرد خدا را به نظرتان برسانم:

جمال الدّين حسن بن يوسف بن مطّهر حلّى(رحمه الله) معروف به «علاّمه حلّى» از علماى برجسته قرن هشتم هجرى است كه در سال 726 هــق از دنيا رفت و در نجف اشرف به خاك سپرده شد، اين مرجع تقليد عاليقدر، سلطان محمّد خدابنده پادشان مغول را شيعه كرد و در اين مسير خدمت بسيار بزرگى به مذهب جعفرى نمود.([1] [3] ) او در تمام علوم اسلامى، استاد ماهرى بود و تأليفات او را بيش از 500 جلد كتاب تخمين زده اند.

اينك توجه كنيد كه اين مرد دينى چگونه مورد عنايت امام عصر(عج) قرار مى گيرد:

او در حلّه يكى از شهرهاى عراق سكونت داشت، هر شب جمعه از حلّه با وسائل آن زمان به كربلا مى رفت. (با اينكه بين اين دو شهر بيش از 10 فرسخ است) با اين كيفيت كه پنجشنبه سوار بر الاغ خود به راه مى افتاد و شب جمعه در حرم مطهّر امام حسين(عليه السلام) مى ماند و بعد ازظهر روز جمعه به «حلّه» مراجعت مى كرد.

در يكى از روزها كه به طرف كربلا رهسپار بود، در راه شخصى به او رسيد و همراه علاّمه با هم به كربلا مى رفتند علاّمه با رفيق تازه اش شروع به صحبت كرد و مسائلى را بيان نمود از آنجا كه به فرموده امام على(عليه السلام):

«اَلْمَرْءُ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسانِهِ;

شخصيت مرد در زير زبانش نهفته است.»

علاّمه درك كرد كه با مردى بزرگ و عالمى سترگ، هم صحبت شده است، هر مسئله مشكلى مى پرسيد، رفيق راهش جواب مى داد به طورى كه علاّمه كه خود را يگانه دهر مى دانست، از علم رفيق راهش متحيّر ماند گرم صحبت بودند تا آنكه در مسئله اى، آن شخص بر خلاف فتواى علاّمه فتوا داد علاّمه گفت: اين فتواى شما بر خلاف اصل و قاعده است دليل هم كه اين قاعده را از بين ببرد نداريم.

آن شخص گفت:

«چرا دليل موثّقى داريم كه شيخ طوسى(رحمه الله) در كتاب تهذيب در وسط فلان صفحه، آن را نقل كرده است.»

علاّمه گفت: چنين حديثى را در كتاب تهذيب نديده ام.

آن شخص گفت:

«كتاب تهذيبى كه پيش تو هست در فلان صفحه و سطر اين حديث مذكور است!!»

علاّمه در دنيايى از حيرت فرو رفت از اين رو كه اين شخص ناشناس به تمام علائم و خصوصيّات نسخه منحصر به فرد كتاب تهذيب آگاهى داشت.

علاّمه درك كرد كه در برابر استادِ علاّمه ها قرار گرفته، لذا شروع كرد به ذكر مسائل مشكله اى كه براى خودش حل نشده بود، در اين موقع تازيانه اى را كه در دست داشت به زمين افتاد، در همين حين اين مسئله را از آن شخص پرسيد كه آيا در زمان غيبت كبرى، امكان ملاقات با امام زمان(عليه السلام) هست؟

آن شخص تازيانه را برداشته بود و به علاّمه مى داد و دستش به دست علاّمه رسيد فرمود:

«چگونه نمى توان امام زمان را ديد در صورتى كه اينك دست او در دست توست.»

علاّمه چون متوجه شد، خود را به دست و پاى امام زمان(عليه السلام)انداخت و آنچنان محو عشق آن حضرت شد كه مدتى چيزى نفهميد، پس از آنكه به حال خود آمد كسى را نديد، به خانه مراجعت كرد و فورى كتاب تهذيب خود را باز نمود و ديد آن حديث با همان علائم از صفحه و سطر، تطبيق مى كند، در حاشيه اين كتاب در همان صفحه نوشت: اين حديثى است كه مولايم امام زمان(عليه السلام) مرا به آن خبر داده است.

عده اى از علماء همان خط را در حاشيه همان كتاب ديده اند.([1] [4] )

*     *     *

همين علاّمه شنيد يكى از علماى بزرگ اهل تسنن كتابى در رد شيعه نوشته كه عده اى را با آن گمراه نموده ولى آن كتاب را در دسترس قرار نمى دهد، علاّمه مدتها به طور ناشناس در پيش آن عالم سنّى، شاگردى كرد تا بلكه آن كتاب را به دست بياورد و به حمايت از تشيّع بر آن رد بنويسد تا آنكه از آن عالم تقاضا كرد كه چند روزى آن كتاب را در دسترسش قرار دهد، آن عالم، كتاب را در اختيار علاّمه نمى گذارد، سپس حاضر شد كه آن كتاب را يك شب به علاّمه بدهد و گفت من نذر كرده ام كه اين كتاب را بيش از يك شب به كسى ندهم.

علاّمه با اشتياق تمام آن كتاب را به خانه آورد و تصميم گرفت همان شب از تمام آن كتاب نسخه بردارى كند (تا بعداً به رد آن بپردازد)

مشغول نوشتن آن كتاب شد، چند صفحه اى نوشت، خسته شد و خواب او را گرفت در همين حال ناگاه ديد مرد عربى وارد اتاق شد و گفت:

«اى علاّمه! تو كاغذها را خط كشى كن، من برايت مى نويسم.»

علاّمه بى درنگ مشغول خط كشى شد ولى در همين حال خوابش برد وقتى كه بيدار شد ديد تمام كتاب را آن مرد عرب نوشته و در آخر آن اين جمله به چشم مى خورد: «كتبه الحجة; اين كتاب را حجت(عج) نوشته است.!»([1] [5] )

العجل اى صاحب محراب و منبر العجل***العجل اى حامى دين پيمبر العجل

العجل اى باعث ايجاد عالم العجل***العجل اى وارث شمشير حيدر العجل

شهسوارا زودتر بشتاب كه از انبوه كفر***كشور ايمان شده يكسر مسخّر العجل

تا بكى ما را بماند بر سر راه وصال***چشم حسرت روز وشب چون حلقه بردرالعجل***مهدى آخر زمان، اى پادشاه انس و جان

خيز و ميكن دفع دجّال بداختر العجل***از پى خونخواهى آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) از نيام

بركش آن صمصام و بنشين بر تكاور العجل***

 

3 ـ فريادرسى امام زمان(عليه السلام) در بحرين:

كشور «بحرين» كه مدتى است اعلام استقلال كرده، در طول تاريخ، از نظر سياسى و جغرافيايى و غيره در حال تغيير و تبديل بوده از نظر تاريخى يكى از كشورهاى پر حادثه جهان بوده است.

اين كشور كه امروز از هشت جزيره تشكيل شده و از ناحيه شمال هم مرز با كشور «قطر» واز ناحيه جنوب هم مرز با كشور عربستان سعودى مى باشد، داراى شهرهاى بزرگ و تمدن اقتصادى خوبى است، در «منامه» كه پايتخت اين كشور مى باشد، بالغ بر صد هزار نفر ساكن هستند شهر عوالى در بحرين مركز بزرگ نفتى آن كشور است، و طبق آثار باستانى كشف شده، اين كشور بيش از هزار سال قبل از ميلاد تا كنون داراى ثروتهاى سرشارى بوده و هر زمان از نظر اقتصادى، درخشش داشته است.([1] [6] )

ما در اينجا كارى به ريشه تاريخى اين كشور و تغيير و تبديل سياسى آن و اينكه چگونه و چه وقت جزء كشورهاى اسلامى قرار گرفت و چه وقت جزء ايران بوده و چند سال تحت الحمايه انگليس و يا ديگران بوده نداريم، به هر حال چنانكه از كتب تاريخى استفاده مى شود اين كشور از نظرات مختلف ديار شگفتيها و قصّه ها بوده، و مردم آن همواره در سايه ثروت سرشار آن از نعمتهاى الهى برخوردار بوده اند.

اين مختصرى از دورنماى اين كشور تازه مستقل بود، ولى آنچه در در اينجا منظور است، داستان مردم بحرين در حدود 350 سال قبل يعنى در زمان سلطنت خاندان صفويه در ايران مى باشد.

در اين زمان مردم بحرين، به نيكى و پاكى مشهور بودند شدّت علاقه اكثر مردم بحرين به اهلبيت عصمت و طهارت(عليهم السلام) و اخلاص آنان در اين مسير به اندازه اى است كه شيخ بهايى براى پدرش در ضمن نامه اى نوشت:

«اگر دنيا مى خواهى به هند برو و اگر آخرت مى خواهى به بحرين نزد ما بيا و اگر نه دنيا مى خواهى و نه آخرت در ميان عجم بمان» از اين رو شيخ حسين بن عبدالصّمد پدر بزرگوار شيخ بهايى در بحرين توقّف كرد تا به جوار رحمت پروردگار شتافت و اينك قبر او در يكى از روستاهاى بحرين معروف بوده و مزار او مورد توجه ساكنان اطراف آن قريه است.

در اواخر حكومت سلسله شاهان صفوى در ايران دستهاى استعمار، كشور آباد و غنى بحرين را به سوى خود برد، و آن را تحت الحمايه بيگانگان قرار داد، در اين دوران درى به تخته خورد و حوادثى پيش آمد و اوضاع سياسى اقتضاء كرد كه والى و فرماندار بحرين، شخصى ستمكار و دست نشانده بيگانگان شد كه به دشمنى با امير مؤمنان على(عليه السلام) و علاقمندان آن حضرت معروف بود، اتفاقاً او معاون و وزيرى داشت كه از رئيس خود هم بيشتر با امام على(عليه السلام)و دودمان و شيعيانش دشمن بود، اين دو نفر همواره موجب مزاحمت و آزار و شكنجه مردم بحرين شده و آنان را كه به ولاء و دوستى اهلبيت(عليهم السلام)مشهور بودند با عوامل مختلف تحت شكنجه و آزار قرار مى دادند، اين روش ادامه داشت و لحظه به لحظه شديدتر مى شد، تا آنكه وزير، نقشه اى بسيار مرموز و خائنانه طرح كرد و به خيال خام خود خواست در وقت خود آن نقشه را پياده كند و بر ضدّ مردم شيعه بحرين به كار اندازد و به طور كلّى سلب آزادى از آنان كند ولى اينك ببينيد چگونه اين نقشه را ايفا كرد؟ و چگونه نقشه اش نقش بر آب گشت؟

 

درخت انار شهادت مى دهد:

وزير كه نقشه خود را با موفقيت كامل در مرحله نتيجه گيرى رسانده بود با كمال خرسندى در حالى كه در دستش انارى بود نزد فرماندار([1] [7] ) آمد و گفت: اين انار را بگيريد و ببينيد كه حتى به وسيله اين انار، درخت انار شهادت داده است كه پس از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)جانشين آن جناب ابوبكر است بعد عمر، بعد عثمان و در مرحله چهارم على(عليه السلام)مى باشد.

فرماندار خيلى دقيق انار را وارسى كرد، ديد روى پوست آن دور تا دور، اين كلمات نقش بسته است:

«لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ مَحَمَّداً رَسُولُ اللّهِ اَبُوبَكْرُ وَ عُمَرُ وَ عُثْمانُ وَ عَلِىُّ خُلَفاءُ رَسُولِ اللّهِ»

ملاحظه كرد كه به قلم خلقت و طبيعت اين كلمات نگاشته شده و به هيچ وجه ممكن نيست كه ساختگى باشد، رو به وزير كرد و با لحن جدّى گفت: اين مطلب از دليل هاى روشن و واضحى است كه ما را به بطلان مذهب رافضى ها (شيعه ها) رهنمون مى شود.

وزير گفت: آرى! همانگونه است كه شما فرموديد ولى افسوس كه اين طائفه (شيعه ها) بر اثر تعصّب زياد به مذهب خود به آسانى زيربار اين دليل واضح نمى روند، به نظر من بهتر اين است كه آنان را حاضر كنيد و در يك مجلس باشكوهى در ملأعام اين انار را به ايشان نشان دهيد، اگر بدين وسيله به حقانيت مذهب تسنّن پى بردند و به آن گرايش پيدا كردند، زهى موفقيّت! و معلوم است كه در اين صورت شما به ثواب و پاداش خوب و بسيارى رسيده اى و اگر امتناع ورزيدند و با مشاهده اين برهان قاطع، باز از گمراهى خود دست برنداشتند، آنان را به انتخاب يكى از سه چيز مجبور كنيد:

يا بسان يهود و نصارى به ما «جِزْيه» بدهند و در برابر ما ذليل و خوار باشند و يا پاسخ قانع كننده اين دليل روشن را بدهند و يا آنكه مردان آنان را به قتل برسانيم و زنان و فرزندانشان را اسير بنماييم و اموالشان را به غارت ببريم.

فرماندار كه با دقت، گفتار وزير را گوش مى داد، گفت: پيشنهاد خوبى كردى و بايد چنين كرد، به دنبال اين پذيرش دستور داد علماء و سادات و نيكان مردم بحرين در مجلس باشكوهى به گردهم آيند تا آن انار كذائى را به آنان نشان داده و از آنها پاسخ بخواهد.

مجلس تشكيل شد وزير و عدّه اى از شخصيت ها در حضور فرماندار قرار گرفتند، در همين هنگام فرماندار انار را به بزرگان شيعه نشان داد و گفت: ببينيد درخت انار چگونه شهادت بر حقّانيت مذهب ما داده است، بايد يا پاسخ اين دليل را بياوريد و يا جزيه داده و ذليل و خوار زندگى كنيد و يا آماده قتل و غارت باشيد!

بزرگان بحرين كه در ظاهر دليل قانع كننده اى بر بطلان دليل انار نداشتند و خود را در فشار و بن بست سخت مى ديدند با خواهش و تمنّا سه روز مهلت خواستند، فرماندار نيز سه روز به آنها مهلت داد تا شيعيان پاسخ آن دليل را بياورند و گرنه خود را براى اطاعت اوامر فرماندار حاضر نمايند، به اين ترتيب تا اينجا ترفند و نقشه وزير در مسير خود قرار گرفته و از اينكه به مرحله اجراء و نتيجه گيرى برسد، نزديك مى شد.

 

مشورت و راه حل:

شيعيان و تربيت شدگان مذهب جعفرى به خوبى فرموده رئيس مذهب خود امام صادق(عليه السلام) را درك كرده بودند كه:

«لا ظَهيرَ كَالْمُشاوِرَةِ;

هيچ يارى چون مشورت و از فكر همديگر استمداد جستن نيست.»

اينان همگى در يك مجلس به گرد هم آمدند، پراكنده نشدند كه بگويند بادا باد هرچه شد كه شد، در اين باره به فكر راه حل افتادند و هر كسى چيزى گفت تا سرانجام گروهى گفتند: اين مطلب، راه حلّى جز توسّل به امام عصر(عج) كه در پشت پرده غيبت است و چون خورشيدى در پشت ابرها است و به ما روشنى و نشاط بخشيده ندارد، بايد از ايشان دادخواهى و استدعا كرد تا به داد ما برسد.

در ميان تمام جمعيت خود، ده نفر از زاهدين و شايستگان را انتخاب كردند و در ميان آن ده نفر سه نفر كه از نظر تقوى و عمل نيك، لياقت ملاقات با امام زمان(عليه السلام) را داشتند برگزيدند، تا هر يك شبى را در اين سه شب به بيابان برود و مشغول عبادت و تضرّع و زارى گردد و متوسّل به امام عصر(عج) شده و از آن جناب تمنّا كند بلكه عنايت خاصّه آن بزرگوار دردها را درمان بخشد.

به اين ترتيب در شب اول يكى از آن سه نفر به بيابان رفت و مشغول تضرّع و زارى گرديد ولى آن شب صبح شد و او نتيجه نگرفت، شب دوم، يكى ديگر از آن سه نفر رفت اين شب هم بسان شب اول بى نتيجه به پايان رسيد، تا شب سوم شد كه آخرين مهلت بود و شيعيان در جوش و خروش بودند تا سوّمين نفر به نام «محمد بن عيسى(رحمه الله)» در آن شب به بيابان رفت، تضرّع و زارى را به آخرين درجه رسانيد، در شب تاريك با سر و پاى برهنه و حالتى خاص به امام زمان(عليه السلام) استغاثه كرد، با تضرع و زارى توأم با اخلاص كامل، عرض مى كرد: اى ولىّ عصر(عج) به فرياد ما شيعيان برس!...

زمان دقيقه به دقيقه مى گذشت لحظات آخر شب فرا رسيده بود، توسّل محمد بن عيسى(رحمه الله) به درجه نهائى رسيده بود هنگام سحر ناگاه شنيد در بيابان شخصى به او گفت:

اى محمّد بن عيسى! اين چه حالتى است كه تو پيدا كرده اى و در اين شب تاريك به اين بيابان خلوت آمده اى؟

محمّد بن عيسى(رحمه الله): اى مرد! به من كارى نداشته باش، من براى امر بزرگى به اينجا آمده ام و آن را جز براى امام زمان(عليه السلام) هرگز اظهار نمى كنم و از آن بزرگوار فقط مى خواهم كه به داد من و به داد يك مشت شيعه برسد!

هنوز گفتار محمّد بن عيسى(رحمه الله) تمام نشده بود كه از جانب همان مرد، شنيد كه:

«يا مُحَمَّدَ بْنَ عيسى اَنَاَ صاحِبُ الاَْمْرِ; اى محمد من همانم كه او را طلب مى كنى، حاجت خود را بگو تا برآورم.»

محمّد گفت: اگر تو امام زمان من هستى، حاجت مرا مى دانى، نيازى به اظهار آن نيست.

امام(عليه السلام) فرمود:

آرى! تو به اينجا آمده اى تا پاسخ انار كذائى را از من بگيرى و شيعيان را از اين مهلكه نجات دهى.

محمّد بن عيسى گويد: تا درك كردم كه او حضرت ولىّ عصر(عج) است به سوى او شتافتم بر زانويش سر نهادم، دست بر دامن پر مهرش زدم و عرض كردم اى سرور ما تو پناه ما هستى به داد ما برس اى دادرسِ پريشان احوالان.

 

آنجا كه پرده ها كنار مى رود!

آرى براى هر نقشه خائنانه روزى هست كه پرده بردار پرده بردارد و صورت نازيباى زير پرده را نشان دهد، عاقل آن است كه دورانديش بوده و همواره درصدد باشد تا قبل از آنكه پرده ها برداشته شود، زير پرده ها را اصلاح نمايد، قائم آل محمّد(عج) گوشه اى از پرده ها را بالا زد طاقت نياورد به سؤال بنده اى دلداده چون محمّد بن عيسى توجه نكند رو به او كرد و فرمود:

«اى محمّد بن عيسى! وزير فرماندار درخت انارى را در حياط خانه خود نشانده است آن درخت چون به ثمر رسيد، او قالبى را با گل به شكل انارى درست كرد و آن قالب را كه توخالى بود دو نصف كرد و در ديوار داخل آن دو نصف قالب همان كلمات([1] [8] ) را به صورت برجسته نوشت، آنگاه آن دو نصف قالب را روى يكى از انارهاى كوچك درخت گذارد و آنها را محكم بست، آن انار در ميان آن دو نصف غالب بزرگ شد تا درون قالب را پر كرد و در نتيجه آن نوشته هاى برجسته ديواره داخلى دو نصف قالب، روى پوست انار قرار گرفت، رفته رفته توأم با رشد انار، آن كلمات بر پوست انار به طور طبيعى نقش بست، فردا كه روز موعود هست هنگامى كه نزد فرماندار رفتيد به او بگو من جواب دليل انار را دارم ولى اين جواب را جز در خانه وزير اظهار نمى كنم، فرماندار خواه ناخواه مى پذيرد، چون به خانه وزير رفتيد، در طرف دست راست خانه وزير، بالاخانه اى هست بگو جواب را نمى گويم مگر در اين بالاخانه، در اين هنگام، وزير خود را در بن بست مى بيند و اصرار مى كند كه به بالاخانه نرويد، تو هم اصرار تمام كن، به ناچار وزير قبول مى كند هنگامى كه به بالاخانه رفتيد نگذار تا وزير تنها برود وقتى داخل بالاخانه شديد، روزنه اى را مى بينى و در ميان آن كيسه سفيدى را مى نگرى با عجله تمام آن كيسه را بردار، و در ميان آن، قالب نامبرده را كه از گل ساخته شده و با آن نقشه خائنانه وزير، طرّاحى گشته بيرون بياور، نزد فرماندار بگذار و به او بگو كه اين انار به وسيله اين قالب به اين صورت در آمده است، در نتيجه فرماندار از حيله و خيانت وزير مطّلع شده و حقانيت شما و بطلان عقائد آنان آشكار مى گردد.

اى محمّد بن عيسى! به فرماندار بگو كه ما براى تصديق گفتار خود علامت ديگرى داريم و آن اينكه داخل انار از خاكستر و دود پر است، اگر قبول ندارى، اين انار را بشكن!

در اين هنگام وزير، انار را برداشته و مى شكند خاكستر و دود آن بيرون آمده و ريش و صورت وزير را فرا مى گيرد (اين هم علاوه بر روسياهى معنوى وزير روسياهى ظاهرى او) ».

محمّد بن عيسى بسيار خوشحال شد، به دست و پاى امام(عج) افتاد و تشكّر كرد و به سوى رفقاى خود با كمال خوشحالى مراجعت نمود، هنگام صبح مردم بحرين در مجلس فرماندار حاضر شدند، وقت پاسخگويى شيعه از دليل انار اعلام شد، محمّد بن عيسى آنچه را كه امام عصر(عج) به او دستور داده بود يكى پس از ديگرى انجام داد تا آخرين مرحله كه در نزد فرماندار و وزير انار را شكست و خاكستر و دودِ ميان انار به صورت وزير پاشيد.

فرماندار كه سخت مجذوب و تحت تأثير قرار گرفته بود، گفت: «اى محمّد بن عيسى! اين پاسخ را چه كسى به تو ياد داد؟»

محمّد بن عيسى گفت: امام و حجت زمان(عليه السلام) به من آموخت.

فرماندار گفت: امام زمان كيست؟

محمّد بن عيسى گفت: امام زمان ما(عليه السلام) از جانب خداوند، حجّت روى زمين است و دوازدهمين امام ما مى باشد (آنگاه اسامى همه ائمه(عليهم السلام) را يكى پس از ديگرى شمرده تا به صاحب الامر(عج) رسيد.)

 

گواهى فرماندار:

با اينكه فرماندار در عقيده باطل خود سخت استقامت مىورزيد، و سرسخت با شيعيان مبارزه مى كرد، و حتى حاضر بود رهبران و ائمّه آنان را به فحش بكشد امّا اينك در برابر حادثه اى عجيب قرار گرفته است، اينك خود را در مقابل قدرت عظيم مى بيند.

عجز سراسر او را فرا گرفت، ناگزير سر فرود آورد، ورق قلبش برگشت سخن قلب به وسيله زبانش اظهار شد:

«اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهِ وَ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَاَنَّ الْخَلِيَفةَ بَعْدَهُ بِلافَصْل اَمِيرَالْمُؤمِنِينَ عَلِىَّ بْنَ اَبِيطالِب;

گواهى به يگانگى خداوند مى دهم، گواهى مى دهم كه محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) بنده و رسول خدا است، جانشين بلافصل بعد از او اميرالمؤمنين على بن ابيطالب(عليه السلام)مى باشد.»

سپس ائمّه پس از امام على(عليه السلام) را يكى پس از ديگرى تا امام زمان(عليه السلام)اسم برد و اعتراف به امامت آنها نمود.

آنگاه دستور داد تا آن وزير خائن و دسيسه گر را اعدام كردند، تا همواره خاطره بطلان باطل و احقاق حق تجلّى كند، سپس از اهل بحرين عذرخواهى كرد و به آنان احسان نمود.

به اين ترتيب به قول معروف «پايان شب سيه سپيد است» اين واقعه چون درخششى بود كه در تاريخ شيعه دلهاى دلدادگان را تا روز قيامت سفيد كرد.([1] [9] )

 

4 ـ شفاى بيمار

داستان اسماعيل هرقلى(رحمه الله) نيز عجيب است كه به زخم و درد شديد و طولانى گرفتار شده بود و تمام دكترهاى آن زمان او را جواب كردند، سرانجام با توسّل به امام قائم(عج) در سامرّا و كنار قبر امام حسن عسكرى(عليه السلام) و در سرداب معروف، بالاخره به نتيجه رسيد و امام قائم(عج) او را شفا دادند.([1] [10] )

 

5 ـ تشرّف يكى از فرزندان آية اللّه اراكى(قدّس سرّه)

مرجع عاليقدر آية الله العظمى شيخ محمد على اراكى(قدّس سرّه) عالم زاهد و سلمان عصر كه قبلاً در مدرسه فيضيه قم نماز جماعت مى خواند براى يكى از علماء حضرت آيت اللّه شيخ محمّد رازى نقل مى كند كه اكنون از زبان آقاى رازى بشنويد:

آية الله اراكى در شب سه شنبه 26 ربيع الثانى 1393 (هجرى قمرى) براى اين جانب نقل فرمود كه دخترم، كه همسر حجة الاسلام حاج سيد آقاى اراكى است مى خواست مشرّف به مكه شود ترس داشت از تزاحم حجّاج، كه شايد نتواند طواف را كاملاً انجام دهد، من به او گفتم اين ذكر را مداومت كن، «يا حفيظ يا عليم» و مشرّف شد و بعد از مراجعت به من گفت: آن ذكر را مداومت نمودم و در موقع طواف، با ازدحام مردم مخصوصاً سودانى ها روبرو شدم. ترسيدم كه من در اينجا محرمى ندارم تا مواظب باشند كه به من تنه نزنند و مرا نياندازند يك وقت ديدم كسى به من گفت: توسّل به امام زمان(عليه السلام)پيدا كن.

من گفتم: امام زمان(عليه السلام) !! گفت: همين آقا كه جلو تو مى رود، امام زمان(عليه السلام) است.

من ديدم آقاى بزرگوارى جلو من است و اطراف او به قدر يك متر تقريباً حريم است و خالى است و احدى جرئت ورود به اين حريم را ندارد به من گفته شد در اين حريم وارد شو، پشت سر آقا من فوراً قدم به حريم گذارده به طورى كه دستم به پشت آقا مى رسيد و دست بر پشت آقا گذارده و به صورت خود مى ماليدم و مى گفتم قربانت بروم، اى امام زمان(عليه السلام) به طورى گرم سرور بودم كه غفلت كردم بر حضرتش سلام كنم و هفت شوط طواف را در پشت سر آقا بدون مزاحمت و اينكه دست يا بدن كسى به من بخورد انجام دادم و تعجّب مى كردم كه چطور از اين همه جمعيّت كسى وارد حريم نمى شود و در هر مرتبه كه خواستم طواف كنم به همين كيفيت بود منتهى به صورتهاى ديگر.([1] [11] )

 

6 ـ راهنمايى حضرت مهدى(عج) در مسجد جمكران:

يكى از افراد موثّق، از مرجع تقليد، مرحوم حضرت آيت اللّه العظمى سيد شهاب الدّين نجفى مرعشى (وفات يافته 7 صفر 1414 هـ . ق) نقل كردند كه ايشان فرمودند:

يكى از علماى نجف اشرف كه مدّتى به قم آمده بود، براى من نقل كرد، مشكلى داشتم، به مسجد جمكران رفتم، درد دلم را در عالم معنى به حضرت ولىّ عصر(عج) عرض كردم و از او خواستم كه وساطت كرده از درگاه خدا شفاعت كند تا مشكل من حل گردد. براى اين منظور به طور مكرّر به مسجد جمكران رفتم، ولى نتيجه اى نگرفتم، تا اينكه روزى در آن مسجد، در هنگام نماز دلم شكست و خطاب به امام زمان(عليه السلام) عرض كردم: «مولا جان! آيا جايز است كه در محضر شما و در منزل شما باشم و به ديگرى متوسّل شوم؟ شما امام من مى باشيد، آيا زشت نيست با وجود امامى مانند شما حتى به علمدار كربلا قمربنى هاشم(عليه السلام) متوسّل شوم و او را نزد خدا شفيع قرار دهم؟»

از شدّت ناراحتى، بين خواب و بيدارى قرار گرفته بودم، ناگهان با چهره نورانى قلب عالم امكان حضرت حجّت(عج) روبرو شدم، بيدرنگ سلام كردم، جواب سلامم را داد و فرمود:

«نه تنها زشت نيست و ناراحت نمى شوم كه به علمدار كربلا متوسّل گردى، بلكه به شما راهنمايى نيز مى كنم كه هنگام توسّل به علمدار كربلا چه بگويى؟ هنگامى كه براى رواى حاجت به آن حضرت متوسّل شدى بگو:

يا اَبَا الْغُوْثِ اَدْرِكْنِى;

اى پدر پناه دهندگان به فريادم برس و به من پناه ده.»([1] [12] )

 

7 ـ نتيجه تواضع به مسجد جمكران، پايگاه مقدّس امام زمان(عليه السلام)

يكى از اعضاى هيئت امناى مسجد مقدّس جمكران در قم نقل كرد: در كنار مسجد جمكران تنها يك نفر مدفون است، و قبرش در نزديك درِ شمالى مسجد داخل صحن مى باشد، اين شخص به نام «حاج ابوالقاسم زاهدى فر» آدم بى ريا و بدون تكبر و بدون توقّع در مسجد جمكران خدمت مى كرد، حتّى با اينكه انسان موقّر و حاجى بود، توالتهاى مسجد را پاك مى نمود.

اين شخص بيمار شد و در بيمارستان آيت اللّه العظمى گلپايگانى، بسترى گرديد. به بالينش رفتم ديدم وضع وخيمى دارد، به من وصيّت كرد كه مرا در قبرستان بقيع (دو كيلومترى مسجد جمكران) دفن كنيد. او از دنيا رفت پس از تجهيزات، جنازه او را به مسجد آوردند و نماز بر جنازه خوانده شد و همه جمعيّت تشييع كننده آماده شده بودند كه او را به قبرستان بقيع براى دفن ببرند، ناگاه آقاى لطيفى (از افراد برجسته امناء مسجد) تلفن كرد كه دفن جنازه را به تأخير بيندازيد، دفن جنازه تأخير افتاد، سرانجام بعد از ساعتى، آقاى لطيفى آمدند و فرمودند: «ايشان را در كنار مسجد دفن كنيد.»

گفتم چرا؟ اينجا هنوز كسى دفن نشده است فرمود: «حضرت آيت اللّه العظمى نجفى مرعشى تلفن كرد كه مرحوم حاج ابوالقاسم زاهدى فر را در كنار درگاه مسجد دفن نماييد.» به اين دستور عمل شد.

آرى اخلاص و تواضع آن مرحوم ـ كه حتّى مستراحهاى مسجد را تميز مى كرد باعث شد كه قبرش در بهترين جا قرار گرفت، و همواره زير پاى زائران مسجد مقدّس جمكران است. به اين ترتيب، آقا امام زمان(عليه السلام) خادمى او را قبول كرد، اين است نتيجه بندگى خالصانه كه انسان را به معراج مى برد. به گفته شاعر:

تواضع سر رفعت اندازدت***تكبّر به خاك اندر اندازت

 

8 ـ محبّت امام زمان(عليه السلام) به شيخ مفيد:

محمّد بن محمّد بن نعمان كه از علماى بسيار برجسته شيعه و مورد قبول شيعه و اهل تسنّن بود و مرجع خاص و عام به شمار مى رفت و بيش از 200 كتاب اسلامى نوشت و آبروى شيعه در قرن پنجم بود و در همه رشته هاى علوم اسلامى استاد و نابغه به شمار مى آمد: روزى در خانه بود، شخصى به حضورش آمد و پرسيد زنى حامله فوت كرده ولى بچه در رحمش زنده است، آيا او را همانطور دفن كنيم، يا شكمش را شكافته و بچه اش را بيرون آوريم؟

شيخ مفيد(رحمه الله) گفت: همانگونه دفنش كنيد، آن شخص برگشت و در وسط راه ديد سوارى به او نزديك شد و گفت:

شيخ مفيد(رحمه الله) فرمود: شكم آن زن را پاره كنيد و بچه را بيرون آوريد.

آن شخص چنين كرد، پس از مدتى جريان را براى شيخ مفيد نقل كردند، شيخ گفت من كسى را نفرستاده بودم، معلوم است كه آن سوار صاحب الامر(عج) بوده است، اكنون كه در احكام اشتباه مى كنم خوب است ديگر فتوا ندهم، در خانه اش را بست و از خانه بيرون نيامد.

ساعاتى نگذشت كه از طرف امام زمان(عليه السلام) توقيعى (نوشته اى) به خدمت شيخ مفيد گذاشته شد:

«اى شيخ! براى مردم فتوا بگو و ما آن را تكميل خواهيم كرد، و نمى گذاريم كه در خطاء و اشتباه بمانى، آنگاه در مسند فتوا نشست.»([1] [13] )

مى نويسند: وقتى كه شيخ مفيد(رحمه الله) در سن 85 سالگى در سوم ماه رمضان سال 413 قمرى از دنيا رفت، آنچنان جمعيّت از شيعه و سنى براى تشييع جنازه اش اجتماع كردند كه تا آن روز بى نظير بود و همه از شدت ناراحتى گريه مى كردند([1] [14] ) وى را در حرم كاظمين(عليهما السلام)دفن كردند.

چندين بار از جانب امام زمان(عليه السلام) براى اين مرد بزرگوار، نوشته اى به خطّ شريف آن حضرت(عج) صادر شد، در آغاز يكى از آنها آمده:

«لِلاَْخِ السَّدِيدِ وَالْوَلِىّ الرَّشِيدَ الشَّيْخِ الْمُفِيدِ ... سَلامُ اللّهِ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْوَلِىُّ الْمُخْلِصُ فِينا بِالْيَقِينِ ... ;

به برادر استوار و ولى رشيد شيخ مفيد، سلام خدا بر تو اى ولىّ خالص در راه ما و داراى يقين به ما ... .»

و در توقيع ديگرى آمده:

«سَلامٌ عَلَيْكَ اَيُّهَا النّاصِرُ لِلْحِقِّ وَ الدَّاعىِ اِلَيْهِ بِكَلِمَةِ الصِّدْقِ ... ;

سلام بر تو اى ياور حق و دعوت كننده به حق با سخنان راستين... .»([1] [15] )

هنگامى كه اين عالم بزرگوار از دنيا رفت، با خط شريف امام زمان(عليه السلام)بر روى قبرش نوشته شده بود:

«لا صَوَّتَ النَّاعِىَ بِفَقْدِكَ اِنَّما

يَوْمٌ عَلى آلِ الرَّسُولِ عَظِيمٌ

اِنْ كُنْتَ قَدْ غَيَّبْتَ فِى جَدَثِ الَّثرى،

فَالْعِلْمُ وَ التَّوْحِيدُ فِيكَ مُقِيمُ

وَالْقائِمُ الْمَهْدِّى يَفْرَحُ كُلَّما

تَلِيَتْ عَلَيْهِ مِنَ الدُّرُوسِ عُلُومُ ... ;

خبر دهنده مرگ خبر فقدان تو را نياورد، امروز بر آل محمّد(عليهم السلام) روز مصيبت بزرگى است.

اگر تو در ميان خاك قبر پنهان شدى، علم و توحيد همراه تو اقامت كرد.

قائم مهدى(عج) خوشحال مى شود هر وقت كه درسها و علوم تو را برايش مى خوانند (كتابهاى تو را طالبان، مورد مطالعه و بحث قرار مى دهند).»

بالاخره در ضمن يكى از نامه ها (توقيعات) به شيخ مفيد(رحمه الله)مى نويسد:

«ما به مناجاتهاى تو توجّه داريم، خداوند تو را به خاطر آن وسيله (و موفقيّتى) كه به تو از دوستانش بخشيد حفظ كند و از توطئه دشمنان نگهدارد.»([1] [16] )

 

گفتار امام قائم(عج) به شيخ مفيد(رحمه الله) :

در ضمن يكى از توقيعات يعنى نامه امام(عج) به شيخ مفيد آمده:

«ما گرچه در مكانهاى دور از ظالمان، به سر مى بريم، خداوند متعال (فعلاً) صلاح ما و شيعيان مؤمن ما را مادام كه دنيا در دست فاسقان است، چنين خواسته([1] [17] ) ما به ماجراى زندگى شما كاملاً اطلاع داريم و از اخبار و آزارى كه از ناحيه دشمنان به شما مى رسد با خبريم، چنانكه با گذشتگان صالح چنين مى شد... ولى ما شما را فراموش نمى كنيم و توجه كامل به شما داريم و گرنه سخت در فشار (دشمن) قرار مى گرفتيد، يا دشمن شما را نابود مى كرد، تقوا و پرهيزكارى را پيشه كنيد...»([1] [18] )

امام(عليه السلام) در ضمن توقيع ديگر براى شيخ مفيد(رحمه الله) چنين مى نويسد:

«كسى كه از برادران دينيت، تقوا پيشه كند و از خدا بترسد و آنچه كه بر عهده اش است به مستحقّش واگذار نمايد از فتنه و آشوب باطل محفوظ خواهد ماند. و اگر پيروان ما (خداوند آنها را توفيق دهد) به اتفاق با صدق قلب، وفاى به عهد (اسلام) كنند، بركت ملاقات با ما از آنها تأخير نمى افتد، و سعادت ديدار ما سريعاً به آنها با كمال شناخت و خلوص خواهد رسيد، خداوند يار و ياور است و او براى ما كافى است و او نيكو نگهبان است، و درود خدا بر آقاى ما بشارت دهنده و ترساننده، محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) و دودمان پاكش باد.»

اين نامه در آغاز شوال سال 412 هجرى قمرى از ناحيه مقدّسه امام عصر(عج) براى شيخ مفيد(رحمه الله) صادر شده است.([1] [19] )

اين گفتار حاكى است كه پنهان شدن امام قائم(عج) به خاطر عدم پذيرش جامعه است، اگر جامعه صالح گردد و همه با كمال خلوص به اتّفاق در برابر دشمن بايستند به ملاقات امام(عج) خواهند رسيد.

ضمناً ناگفته نماند كه توقيع (نامه) امام عصر(عج) براى بعضى از علماى ديگر نيز صادر شده از جمله براى «على بن الحسين بن موسى بن بابويه» معروف به (ابن بابويه) (پدر بزرگوار شيخ صدوق(رحمه الله)) كه در قم در قسمت شمال اول خيابان چهارمردان مدفون است و حرم و بارگاه دارد، وى در زمان خود فقيه و پيشواى مردم قم بوده است و به گفته ابن نديم، وى 200 جلد كتاب نوشته است، در سال 329 به ديار ابدى مسكن گزيد.

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 12:4  توسط   | 

ياران مهدى(عليه السلام) بيشتر كجا هستند؟

ياران مهدى(عليه السلام) بيشتر كجا هستند؟

 

پاسخ:

جالب اينكه در روايات بسيارى آمده كه دستجات ياران امام مهدى(عج) از مشرق زمين بپا مى خيزند،

رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:

« (هنگام ظهور) پرچمهاى سياه از طرف مشرق نمودار شود، پس با وى (امام قائم «عج» ) بيعت كنيد كه او خليفه خدا، مهدى (عج) است.

و نيز فرمود: جمعى از مردم از طرف مشرق خروج كنند و مقدّمات حكومت مهدى(عج) را فراهم سازند.»([1] [36] )

 

امير مؤمنان(عليه السلام) فرمود:

«آفرين برطالقان كه خداوند در آن گنجهائى نهاده كه از طلا و نقره نيست بلكه مردان مؤمنى هستند كه بطور شايسته خدا را شناخته اند و در آخرالزّمان، ياوران حضرت مهدى(عج) خواهند بود.»([2] [37] )

رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:

«هنگامى كه پرچمهاى سياه را از جانب خراسان ديديد، به طرف آن برويد هر چند با دست و سينه روى برف باشد، چرا كه خليفه خدا مهدى(عج) در ميان آنها است.»([3] [38] )

و در روايت ديگر فرمود:

«بزودى اهلبيت من دچار گرفتاريها و آوارگيها خواهند شد، تا اينكه جمعى با پرچمهاى سياه از طرف مشرق بيايند ... تا اينكه امر به يكى از افراد اهلبيت من (امام قائم«عج» ) سپرده شود، كه او سراسر زمين را بعد از آنكه پر از ظلم و جور شده باشد پر از عدل و داد كند، فَمَنْ اَدْرَكَ مِنْكُمْ فَلْيَأْتِها وَلَوْ حَبْواً عَلَى الثَّلْجِ; هر كدام كه از شما آنها را درك كرديد به آنها بپيونديد گرچه با راه رفتن با دست و سينه روى برف باشد خود را به آنها برسانيد.»([4] [39] )

به اين ترتيب مى بينيم، مشرق زمين مورد توجه قرار گرفته است و چنانكه هم اكنون از نشانه هايش پيداست، تنها مشرق زمين است كه اين كار را خواهد كرد، بنابراين مشرق زمين بايد بپاخيزد!

و با توجه به اينكه اكثريت قريب به اتفاق امت مسلم از مستضعفان در مشرق زمين هستند و با توجه به امكانات عظيم جغرافيائى و اقتصادى و نيروى انسانى كه دارند، مى توانند بپاخيزند و دستهاى ابرقدرتها را قطع كنند و زمينه سازى خوبى براى ظهور مهدى(عج) ايجاد بنمايند


 

برگرفته از کتاب حضرت مهدی فروغ تابان ولایت 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 12:1  توسط   | 

لقب قائم(عليه السلام) و مهدى(عليه السلام) چرا؟

 

لقب قائم(عليه السلام) و مهدى(عليه السلام) چرا؟

مى پرسند: چرا امام زمان(عليه السلام) با كلمه «قائم» و «مهدى» خوانده مى شود، و اينكه بعضى با شنيدن لقب «قائم» بر مى خيزند و مى ايستند براى چيست؟

 

پاسخ:

در بسيارى از روايات، آنحضرت با لقب قائم([1] [17] ) و مهدى، ياد شده و در مورد قائم، بسيار مى شد كه در زمان ائمّه(عليهم السلام)بر اثر ظلم و فساد حاكمان غاصب، امامان به ياد امام زمان(عليه السلام) مى افتادند و مى فرمودند:

«قائم ما انتقام ما را خواهد گرفت».

قائم يعنى قيام كننده، نظر به اينكه قيام و نهضت حضرت مهدى(عج) جهانى است و در تمام تاريخ بشر چنين قيام و حكومتى نبوده، آن حضرت با اين عنوان خوانده مى شود.

امّا اينكه پيروان آن حضرت با شنيدن اين لفظ و يا با تلفّظ به اين كلمه بر مى خيزند و مى ايستند، اين كار يكنوع عمل مستحبّى است و احترام و اظهار پيوند و انتظار آنحضرت است و ضمناً مردم را به ياد نهضت و قيام حضرت مهدى(عج) مى اندازد و براى آنها تلقين عملى مى شود كه بايد برخاست، نهضت كرد، اميدوار بود و به زمينه سازى براى ظهور و قيام جهانى رهبرى معصوم و قاطع كه اميد پيامبران و امامان و همه مستضعفان جهان و قلب تپنده هستى است پرداخت.

اين كار حتّى در زمان امام صادق(عليه السلام) در ميان شيعيان معمول بوده، حتى نقل شده در خراسان در حضور حضرت امام رضا(عليه السلام)كلمه «قائم» ذكر شد، امام رضا(عليه السلام) برخاست و دستش را بر سرنهاد و فرمود:

«اَللّهُمَ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ;

خداوندا بر فرجش شتاب كن، و راه ظهور و نهضتش را آسان گردان.»([2] [18] )

امّا در مورد واژه مهدى، از اين روست كه امام زمان هدايت شده و هدايت كننده است.

امام صادق(عليه السلام) در ضمن حديثى در اين مورد فرمود:

«اِنَّما سُمِّىَ الْقائِمُ مَهْدِيّاً لاَِنَّهُ يَهْدى اِلى اَمْر مَضْلُولٌ عَنْهُ وَ سُمِّىَ الْقائِمُ لِقِيامِهِ بِالْحَقِّ ;

آنحضرت را مهدى گويند، زيرا او مردم را به امرى كه گم كرده اند هدايت مى كند، و قائم گويند چون به حق قيام كند».([3] [19] )

از امام باقر(عليه السلام) سؤال شد چرا قائم را «قائم» خواندند؟

فرمود:

«زيرا ياد او فراموش مى شود و بسيارى از معتقدان به امامت آنحضرت، راه ناصحيح مى روند.»

از آنحضرت سؤال شد چرا او را منتظر گويند؟ فرمود:

«زيرا براى او غيبتى طولانى است كه روزهايش بسيار است، افراد مخلص و پاك در انتظارش بسر مى برند ولى افراد شكّاك و مُرَدّد او را انكار مى كنند و منكران، نامش را به مسخره مى گيرند و تعيين كنندگان وقت بسيارند، عجله كنندگان در او به هلاكت مى رسند، مسلمانان در مورد او نجات مى يابند.»([4] [20]


 

برگرفته از کتاب حضرت مهدی فروغ تابان ولایت 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 12:0  توسط   | 

نشانه هاى خود حضرت چيست؟

نشانه هاى خود حضرت چيست؟

 

پاسخ:

مقدارى از نشانه هاى قائم(عج) در ضمن اين كتاب آمده است، ولى در اينجا نيز به چند نشانه اشاره مى كنيم:

امام صادق(عليه السلام) فرمود:

«امامت امّت([1] [31] ) صلاح نيست مگر براى شخصى كه داراى سه خصلت باشد:

1 ـ سزاوارترين مردم به امام قبل.

2 ـ اسلحه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) در نزد او باشد.

3 ـ امام سابق، او را به طور آشكار، وصىّ خود كرده باشد.»([2] [32] )

اباصلت هروى گويد: به حضرت رضا(عليه السلام) عرض كردم نشانه قائم(عج) در وقت خروج چيست؟

فرمود: «او در سن پيران است ولى سيماى جوان دارد، ناظران به او گمان مى برند كه چهل سال يا كمتر دارد، او با مرور شب و روز پير نمى شود تا پايان عمرش فرا رسد.»([3] [33] )

مرحوم صدوق(رحمه الله) از امام باقر(عليه السلام) نقل مى كند:

«نخستين سخنى كه حضرت مهدى(عج) پس از قيام خود مى فرمايد اين است:

«من بقيّة اللّه و حجّت و خليفه خدا بر شما هستم»

سپس هيچكس بر او سلام نمى كند مگر اينكه مى گويد:

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا بَقِيَّةَ اللّهِ فِى اَرْضِهِ:

سلام بر تو اى بقيّه (ذخيره بادوام) خدا در زمين خدا.»([4] [34] )

قبلاً گفتيم امام قائم(عج) در تمام جهات شباهت به پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم)دارد حتى در قيافه و روش و خصوصيات.

نيز امام باقر(عليه السلام) فرمود:

«در مكّه تعداد بيعت كنندگان به 000/10 نفر مى رسند، و در سراسر زمين معبودى جز خدا يافت نمى شود و همه معبودهاى باطل، آتش مى گيرند...»([5] [35] )

امام صادق(عليه السلام) فرمود:

«شب 23 ماه رمضان ندا بنام امام قائم(عج) بلند شود، و آنحضرت در روز عاشورا كه در آن امام حسين(عليه السلام) به شهادت رسيد، قيام كند، گويا روز شنبه دهم محرم را مى نگرم كه آنحضرت بين حجرالاسود و مقام ابراهيم(عليه السلام)، در كنار كعبه ايستاده و جبرئيل در حضورش است، اعلام بيعت مى شود كه همه شيعيان و طرفداران او از اطراف جهان به مكه آيند و با او بيعت كنند، زمين براى آنها در نور ديده مى شود (كه زودتر برسند)، پس آنگاه خداوند زمين را كه پر از ظلم و جور شده پر از عدل و داد كند.»([6] [36]


 

برگرفته از کتاب حضرت مهدی فروغ تابان ولایت 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 11:58  توسط   | 

زندگى شخصى امام عصر (عج) چگونه است؟


زندگى شخصى امام عصر (عج) چگونه است؟

پاسخ:

زندگى او همچون زندگى پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) و امامان معصوم(عليهم السلام)است، او در دوران حكومتش همچون طاغوتيان و مستكبران زندگى نمى كند و در كاخهاى آسمان خراش نمى نشيند، لباس و غذا و بر خوردش با مردم بسيار ساده است.

حضرت رضا(عليه السلام) فرمود:

«وَمَا لِباسُ الْقائِمِ(عج) اِلاَّ الْغَليظَ وَلاطَعامُهُ اِلاَّ الْخَشَبَ;

لباس قائم(عج) جز پارچه زبر و خشن، و غذاى او جز غذاى ساده نيست.»([1] [40] )

او در بر خورد با مستضعفان آنچنان است كه به فرموده پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم):

هنگام حكومت مهدى(عج) نيازمندانى به حضورش مى آيند و در خواست نيازمنديهاى خود مى كنند، آنحضرت مقدارى كه در خواست كنندگان بتوانند حمل كنند بدون شماره به آنها مى دهد.([2] [41] )

آرى اين همان روش پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) و امام على(عليه السلام) و ساير امامان معصوم(عليهم السلام) است.

امام على(عليه السلام) مى فرمايد:

«پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) هنگام غذا خوردن روى زمين مى نشست و با دست خود كفشهايش را مى دوخت و لباسش را وصله مى كرد.»([3] [42] )

و حضرت على(عليه السلام) در مورد خودش هنگام حكومت فرمود:

«امام شما با اين همه قدرت و مكنت از دنيا به دو لباس كهنه و عادى، و از غذا به دو قرص نان اكتفاء كرده است.»([4] [43] )

اين عمل انقلابى پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) و امامان(عليهم السلام) بايد سرمشق همه باشد، چرا كه انسان تا خود را از اسارتهاى مادى نرهاند، نمى تواند خيزش كند و در فضاى معنويّت به پرواز در آيد، از طرفى مفاسد تجمّل پرستى و ولخرجى و اسراف و اتراف بركسى پوشيده نيست، بنابر اين بيائيم در زندگى به پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) و آلش(عليهم السلام) اقتداء كنيم.

همين معنى در حديثى از امام صادق(عليه السلام) براى يار و شاگرد با وفايش مفضّل(رحمه الله) بيان شده است، به مفضّل(رحمه الله) فرمود:

كار امام قائم سياست شب و سياحت روز و غذاى ساده است همچون زندگى اميرالمؤمنين(عليه السلام)([5] [44] ).

علاّمه مجلسى(رحمه الله) گويد: منظور از سياست شب، رتق وفتق امور و اتخاذ روشهاى سياسى در پيشبرد هدفهاى سياسى و طرح ريزى در اين باره است.

و منظور از سياحت روز، تلاش و حضور در صحنه اجتماع براى مبارزه و جهاد با دشمن و تأمين نيازهاى مردم و رسيدگى به درد دل آنها است.

و منظور از خوراك ساده هم معلوم است، خلاصه اينكه روش زندگى اش همچون روش حضرت على(عليه السلام) مى باشد.([6] [45] )

البته بايد توجه داشت كه آن حضرت هنگام قيام و حضور در جبهه جنگ با دشمن، غرق در اسلحه است، زره رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)در تن و شمشير ذوالفقار آنحضرت در دست و كلاهخود آنحضرت را برسر دارد.([7] [46] )

و از امام صادق(عليه السلام) نقل شده كه فرمود:

«تُراث رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)به امام قائم(عج) مى رسد، يكى از ياران پرسيد تُراث چيست؟

فرمود: شمشير، زره، عمامه، لباس بُرد، شلاق و اسب و زين و آلات جنگى رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) است.»([8] [47]


 

برگرفته از کتاب حضرت مهدی فروغ تابان ولایت 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 11:57  توسط   | 

غيبت صغرى و غيبت كبرى

(غيبت صغرى و غيبت كبرى)

 

دوران زندگى امام زمان(عليه السلام) را مى توان به سه دوره تقسيم كرد:

1 ـ دوره كودكى (از سال 255 تا سال 260).

2 ـ دوره غيبت صغرى (از سال 260 تا 329).

3 ـ دوره غيبت كبرى (از سال 329 هجرى قمرى شروع مى شود تا وقتى كه فرمان و نهضت جهانى آن حضرت از طرف خداوند متعال صادر گردد).

اخبار و روايات در اين مورد بسيار است كه براى آنحضرت دو غيبت خواهد بود، يكى كوتاه، دوّمى طولانى در غيبت صغرى (كوتاه) خواص شيعه و نُوّاب خاص آن حضرت با او تماس داشته اند، ولى در غيبت طولانى او، توده مردم از اقامتگاه او بى خبرند جز دوستان مورد اعتماد كه متصدى خدمتگذارى از اقامتگاه او مى باشند، و طبق روايتى همواره سى تن از شيعيان و نزديكان در حضور آن حضرت هستند كه هرگاه عمر يكى از آنها بسر آمد يكى ديگر بجاى او تعيين مى شود.([1] [1] )

و به گفته صاحب مستدرك، مرحوم نورى(رحمه الله) اگر تقدير نباشد كه اين سى نفر مانند خود امام زمان(عليه السلام) عمر طولانى داشته باشند در هر قرنى 30 نفر از مؤمنين پرهيزكار و بسيار سعادتمند، به سعادت خدمتگذارى و مصاحبت آن حضرت نائل مى شوند.([2] [2] )

به هر حال اين افراد همان اوتادند كه در محضر آن حضرت به سر مى برند، اكنون درباره غيبت صغرى و كبرى به شرح كوتاهى مى پردازيم.

 

(چگونگى غيبت صغرى و نوّاب چهارگانه)

وضع زمان و عدم پذيرش مردم باعث شد كه امام زمان(عليه السلام) از نظرها پنهان گردد، اين پنهانى كه از آن به عنوان غيبت، ياد مى شود تا وقتى كه مردم آماده شدند و شرايط ظهور مهيا گرديد ادامه دارد.

ولى طبيعى است كه وقتى امام مردم غايب شد، مردم را به حال خود نمى گذارد، بلكه افرادى مخصوص را بين خود و مردم واسطه قرار مى دهد، وظيفه مردم هم اين است كه با كنجكاوى دقيق اين افراد را بشناسند و تكليف خود را از آنها بگيرند.

برهمين اساس پس از آنكه امام زمان(عليه السلام) در سال 260 هنگام رحلت پدر بزرگوارشان، از نظرها پنهان شدند (و غيبت صغرى به وجود آمد) تا نيمه شعبان سال 329 چهار نفر از علماء و فقهاء ربّانى به ترتيب زير از جانب آنحضرت تعيين شده و واسطه بين آنحضرت و مردم شدند:

1 ـ عثمان بن سعيد(رحمه الله) كه در سال 300 هجرى وفات كرد.

2 ـ محمد بن عثمان(رحمه الله) كه 5 سال عهده دار نيابت خاص بود و در سال 305 در گذشت.

3 ـ حسين بن روح(رحمه الله) كه در شعبان سال 326 وفات كرد.

4 ـ على بن محمد سِيْمُرى(رحمه الله) كه در نيمه شعبان سال 329 از دنيا رفت، و امام به او دستور داد كه ديگر كسى را جانشين خود نكند.

از اين وقت به بعد دوران غيبت كبرى (طولانى) آغاز شد (دستور و توقيع امام(عج) به چهارمين نائبش در كتاب اعلام الورى صفحه 417 و ... آمده است).

غيبت كبرى كه از نيمه شعبان سال 329 شروع شد تا هنگام ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) ادامه دارد.([3] [3] )

و در ضمن نامه پرسيدم در زمان غيبت به چه كسى مراجعه كنيم؟

امام (عج) با خط خودشان در پاسخ چنين مرقوم فرمود:

«... وَ اَمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةِ فَارْجِعُوا فِيها اِلى رُواةِ اَحادِيثِنا، فَاِنَّهُمْ حُجَّتِى عَلَيْكُمْ وَ اَنـَا حُجَةُ اللّهِ;

... در حوادث به راويان احاديث ما مراجعه كنيد كه آنها حجّت من بر شما هستند و من حجّت خدا هستم برشما».([4] [4] )

در احتجاج طبرسى آمده: امام عسكرى(عليه السلام) در ضمن حديث طولانى فرمود:

«فَاَمّا مَنْ كَانَ مِنَ الْفُقَهاءِ صائِناً لِنَفْسِهِ، حافِظاً لِدِينِهِ مُخَالِفاً لِهَوَاهُ، مُطِيعاً لاَِمْرِ مَوْلاهُ فَلِلْعَوامِ اَنْ يُقَلِّدُوهُ، وَ ذلِكَ لايَكُونُ اِلاّ بَعْضَ فُقَهاءِ الشِيعَةِ لا جَمِيعَهُمْ;

هر كدام از فقهاء كه نگهدارنده نفس خود از انحرافات و صبر انقلابى دارند و حافظ دين خود و مخالف هوى و هوس خود و مطيع فرمان خدايش باشد، بر عوام است كه از وى تقليد كنند و چنين صفاتى را بعضى از فقهاى شيعه دارند، نه همه آنها.»([5] [5] )

برگرفته از کتاب حضرت مهدی فروغ تابان ولایت 


 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 11:56  توسط   | 

نقش زنان در انقلاب حضرت مهدى (عج) :

 

نقش زنان در انقلاب حضرت مهدى (عج) :

جالب اينكه از امام باقر(عليه السلام) نقل شده فرمود:

«... وَ يَجِيئُ وَاللّهِ ثَلاثَ مَأَةَ وَ بِضْعَةَ عَشَرَ رَجُلاً فِيهِمْ خَمْسُونَ اِمْرَئَةً يَجْتَمِعُونَ بِمَكَّةَ عَلى غَيْرِ مِيعاد قُزَعاً كَقُزَعِ الْخَرِيفِ;

سوگند به خدا سيصد و اندى نفر مرد مى آيند در ميانشان 50 نفر زن هستند، در مكّه اجتماع مى كنند بى آنكه قبلاً وعده داده باشند، آمدنشان همچون ابرهاى پائيزى است (كه با حركات تند مى آيند و در آن مركز جمع مى گردند).»([1] [42] )

شكى نيست و به تجربه ثابت شده كه زنان در انقلابها نقش مؤثّر و تعيين كننده دارند، زنان هستند كه جوانان رشيد و سلحشور در دامان پاك خود مى پرورانند و در پشت جبهه و خانه دارى، پشتيبان محكم و خوب براى مردان مى شوند، آنها مى توانند با تصميم آهنين خود شهيدپرور باشند، آتش انقلاب را شعلهور سازند، و در كنار جبهه ها به پانسمان زخمى ها بپردازند و نوازشگر انقلابيون شوند.

در روايات آمده پس از جنگ اُحُد بدن حضرت على(عليه السلام) پر از زخم شد به طورى كه 60 مورد از بدن مولا على(عليه السلام)بريدگى سخت پيدا كرد، پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) دو زن بنام اُمّ سليم و ام عطيّه(رحمهما الله) را مأمور مداوا و پانسمان زخمهاى بدن مبارك امام على(عليه السلام) نمود، آنها طبق مأموريّت به زخم بندى مشغول شدند، بعد گزارش دادند بقدرى بدن حضرت على(عليه السلام) پر از زخم شده كه هر زخمى را مى بنديم در كنارش زخم ديگرى شكافته مى شود.([2] [43] )

نيز در روايات آمده پنجاه نفر از اصحاب (ياران خاص) حضرت قائم (عج) زن هستند.([3] [44] )

به اين ترتيب : زنان نيز بايد شخصيت و نيروى معنوى خود را بيابند و بدانند كه مى توانند نقش سازنده داشته باشند و از اصحاب امام مهدى(عج) گردند، و در جبهه هاى سياسى و نظامى، شركت و تلاش فعّال نمايند، و همچون زينب كبرى(عليها السلام) مسؤوليتهاى سنگين يك انسان كامل را بدوش بكشند و رسالت خود را انجام دهند. (به اميد آن روز).

به اين حديث جالب نيز توجه كنيد:

مفضل(رحمه الله) گويد: امام صادق(عليه السلام) فرمود:

«همراه مهدى(عج) سيزده زن هست.

عرض كردم اين بانوان براى چه در كنار مهدى(عج) هستند؟

فرمود: اينها مجروحان را مداوا مى كنند و از بيماران جنگى پرستارى مى نمايند، چنانكه زنان در زمان پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) همراه آنحضرت در جنگها اين كارها را به عهده مى گرفتند.»([4] [45] )

ضمناً ناگفته نماند كه از كتاب خطبة البيان منسوب به امام على(عليه السلام)آمده نخستين كسى كه از 313 نفر به خدمت امام عصر(عليه السلام)مى رسد دو نفر بصرى بنام على و محارب، و شش نفر ديگر از ابدال بنام عبداللّه هستند.([5] [46

 

 

 بالاخره در وصف ياران مهدى(عج) از امام صادق(عليه السلام) به اين مضمون آمده است:

«آنچنان در برابر فرمانده كلّ قوا خبردار ايستاده اند كه گويا مرغى برسرشان است و تكان نمى خورند غذايشان تمام شده، در عين حال آثار سجده در پيشانيشان پيدا است، شيران روز و پارسايان شب هستند و قلبشان همچون پاره آهن محكم است.

همراه آنها پرچمى است كه جبرئيل(عليه السلام) در جنگ بدر براى پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) آورد ... پرچمى كه تا يك ماه راه از چهار طرفش ترس را بردشمنان مسلّط مى كند از مكه بيرون نمى آيد تا اينكه «حلقه اى» در اطرافش باشند، شخصى پرسيد: اين حلقه از چند نفر تشكيل شده؟

امام صادق(عليه السلام) فرمود: از ده هزار نفر كه جبرئيل(عليه السلام) در طرف راست و ميكائيل(عليه السلام) در طرف چپ اين حلقه هستند، سپس امام(عليه السلام) پرچم فتح را برافرازد و حركت كند و در مشرق و مغرب كسى نماند جز اينكه «از روى عناد» بر آن پرچم لعنت كند.»([6] [47

 

برگرفته از کتاب حضرت مهدی فروغ تابان ولایت 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 11:55  توسط   | 

گناهانی که نشانه ی ظهور و آخرالزمان هستند

 

نشانه هاى ظهور امام (عليه السلام) چيست؟

 

پاسخ:

وقت ظهور آنحضرت معلوم نيست، و حتّى مطابق روايات كسانى كه وقت ظهور را تعيين كنند، دروغگو شمرده شده اند.([1] [10] )

ولى نشانه هايى به عنوان علائم ظهور در روايات بسيار آمده كه مربوط به مدت اندكى قبل از ظهور و مربوط به آستانه و آغاز ظهور است، اين نشانه ها بسيار زيادند([2] [11] ) كه معروفترين و جامعترين آنها اين است كه هرج و مرج در همه چيز دنيا مشهود مى گردد.([3] [12] )

سراسر جهان پر از ظلم و جور و فساد گردد([4] [13] ) چنانكه در هر انقلابى معمولا، ظلم و فساد قبل از آن، باعث انقلاب مى گردد، اين موضوع در ضمن يك روايتى جامع بطور مشروح بيان شده و امام صادق(عليه السلام)آن را در 119 ماده بيان كرده است و اينك ترجمه روايت:

حضرت امام صادق(عليه السلام) به يكى از يارانش فرمود:

1 ـ هرگاه ديدى: حق بميرد و طرفدارانش نابود شوند.

2 ـ و ديدى كه: ظلم همه جا را گرفته.

3 ـ و ديدى كه: قرآن فرسوده شده و درست معنى نمى شود.

4 ـ و ديدى كه: دين همچون ظرف تو خالى، و بى محتوا شده است.

5 ـ و ديدى كه: طرفداران حق بر طرفداران باطل فائق شده اند.

6 ـ و ديدى كه: كارهاى بد آشكار شده و از آن نهى نمى شود و بدكاران بازخواست نمى شوند.

7 ـ و ديدى كه: چنان فسق و فجور آشكار شده كه مردان به مردان و زنان به زنان اكتفاء مى كنند.

8 ـ و ديدى كه: افراد با ايمان سكوت كرده و سخنشان را نمى پذيرند.

9 ـ و ديدى كه: شخص بدكار، دروغ گويد، و كسى دروغ و نسبت نارواى او را رد نمى كند.

10 ـ و ديدى بچه ها، بزرگان را تحقير كنند.

11 ـ و ديدى كه: قطع پيوند خويشاوندى شود.

12 ـ و ديدى كه: بدكار را ستايش كنند و او شاد شود و سخن بدش به او برنگردد.

13 ـ و ديدى نوجوانان پسر، همان كنند كه زنان مى كنند.

14 ـ و ديدى كه: زنان با زنان ازدواج نمايند.

15 ـ و ديدى كه: مدّاحى دروغين از اشخاص، زياد شود.

16 ـ و ديدى كه: انسانها اموال خود را در غير اطاعت خدا مصرف مى كنند و كسى مانع نمى شود.

17 ـ و ديدى كه: افراد با ديدن كار و تلاش نامناسب مؤمنين، به خدا پناه مى برند.

18 ـ و ديدى كه: همسايه به همسايه خود اذيت مى كند و از آن جلوگيرى نمى شود.

19 ـ و ديدى كه : كافر به خاطر سختى مؤمن، شاد است.

20 ـ و ديدى كه: شراب را آشكارا مى آشامند و براى نوشيدن آن كنار هم مى نشينند و از خداوند متعال نمى ترسند.

21 ـ و ديدى: كسى كه امر به معروف مى كند خوار و ذليل است.

22 ـ و ديدى آدم بدكار در آنچه آن را خدا دوست ندارد، نيرومند و مورد ستايش است.

23 ـ و ديدى اهل قرآن و دوستان آنها خوارند.

24 ـ و ديدى راه نيك بسته و راه بدباز است.

25 ـ و ديدى خانه كعبه تعطيل شده، و به تعطيلى آن دستور داده مى شود.

26 ـ و ديدى كه: انسان به زبان مى گويد ولى عمل نمى كند.

27 ـ و ديدى كه: مردان از مردان و زنان از زنان لذّت مى برند، (يا مردان خود را براى مردان، و زنان خود را براى زنان فربه مى كنند).

28 ـ و ديدى كه: زندگى مرد از راه لواط و زندگى زن از راه زنا تأمين مى شود.

29 ـ و ديدى زنان همچون مردان براى خود مجالس (نامشروع) تشكيل مى دهند.

30 ـ و ديدى كه: در ميان فرزندان «عبّاس»، كارهاى زنانگى به وجود آيد.

31 ـ و ديدى كه: زن براى زنا با مردان، با شوهر خود همكارى كند.

32 ـ و ديدى كه: بيشتر مردم و بهترين خانه ها، زنان را بر بدكارى كمك مى كنند.

33 ـ و ديدى كه: مؤمن، خوار و ذليل شمرده شود.

34 ـ و ديدى كه: بدعت و زنا آشكار شود.

35 ـ و ديدى مردم به شهادت ناحق اعتماد كنند.

36 ـ و ديدى كه: حلال، حرام شود و حرام، حلال گردد.

37 ـ و ديدى كه: دين بر اساس ميل اشخاص معنى شود و كتاب خدا و احكامش تعطيل گردد.

38 ـ و ديدى كه: جرئت برگناه آشكار شود، و ديگر كسى براى انجام آن منتظر تاريكى شب نگردد.

39 ـ و ديدى مؤمن نتواند نهى از منكر كند مگر در قلبش.

40 ـ و ديدى كه: ثروت بسيار زياد در راه خشم خدا خرج گردد.

41 ـ و ديدى كه: سردمداران به كافران نزديك شوند و از نيكوكاران دور شوند.

42 ـ و ديدى كه: واليان در قضاوت رشوه بگيرند.

43 ـ و ديدى كه: پستهاى مهم واليان بر اساس مزايده است نه بر اساس شايستگى.

44 ـ و ديدى كه: مردم را از روى تهمت و يا سوءظن بكشند.

45 ـ و ديدى كه: مرد بخاطر همبسترى با همسران خود مورد سرزنش قرار گيرد.

46 ـ و ديدى كه: مرد از بدكارگى همسرش نان مى خورد.

47 ـ و ديدى كه: زن بر شوهر خود مسلّط شود، و كارهايى كه مورد خشنودى شوهر نيست انجام مى دهد، و به شوهرش خرجى مى دهد.

48 ـ و ديدى كه: مرد همسر و كنيزش را كرايه مى دهد و به غذاى پست (كه از اين راه بدست مى آورد) خشنود است.

49 ـ و ديدى كه: سوگندهاى دروغ به خدا بسيار گردد.

50 ـ و ديدى كه: آشكارا قمار بازى مى شود.

51 و ديدى كه: مشروبات الكلى بطور آشكار بدون مانع خريد و فروش مى شود.

52 ـ و ديدى كه: زنان مسلمان خود را به كافر مى بخشند.

53 ـ و ديدى كه: كارهاى زشت آشكار شده و هر كس از كنار آن مى گذرد مانع آن نمى شود.

54 ـ و ديدى كه: مردم محترم، توسط كسى كه مردم از سلطنتش ترس دارند، خوار شوند.

55 ـ و ديدى كه: نزديكترين مردم به فرمانداران آنانى هستند كه به ناسزاگوئى به ما خانواده عصمت(عليهم السلام)ستايش شوند.

56 ـ و ديدى كه: هر كس ما را دوست دارد او را دروغگو خوانده و شهادتش را قبول نمى كنند.

57 ـ و ديدى كه: در گفتن سخن باطل و دروغ، با همديگر رقابت كنند.

58 ـ و ديدى كه: شنيدن سخن حق بر مردم سنگين است ولى شنيدن باطل برايشان آسان است.

59 ـ و ديدى كه: همسايه از ترس زبان بد همسايه، او را احترام مى كند.

60 ـ و ديدى كه: حدود الهى تعطيل شود و طبق هوى و هوس عمل شود.

61 ـ و ديدى كه: مسجدها طلاكارى (زينت داده) شود.

62 ـ و ديدى كه: راستگوترين مردم نزد آنها مفتريان دروغگو است.

63 ـ و ديدى كه: بدكارى آشكار شده و براى سخن چينى كوشش مى شود.

64 ـ و ديدى كه: ستم و تجاوز شايع شده.

65 ـ و ديدى كه: غيبت، سخن خوش آنها گردد، و بعضى بعض ديگر را به آن بشارت دهند.

66 ـ و ديدى كه:  حج و جهاد براى خدا نيست.

67 ـ و ديدى كه: سلطان به خاطر كافر، شخص مؤمن را خوار كند.

68 ـ و ديدى كه: خرابى بيشتر از آبادى است.

69 ـ و ديدى كه: معاش انسان از كم فروشى بدست مى آيد.

70 ـ و ديدى كه: خونريزى آسان گردد.

71 ـ و ديدى كه: مرد بخاطر دنيايش رياست مى كند.

72 ـ و ديدى كه: نماز را سبك شمارند.

73 ـ و ديدى كه: انسان ثروت زيادى جمع كرده ولى از آغاز آن تا آخر زكاتش را نداده است.

74 ـ و ديدى كه: قبر مرده ها را بشكافند و آنها را اذيت كنند.

75 ـ و ديدى كه: هرج و مرج بسيار است.

76 ـ و ديدى كه: مرد روز خود را با مستى به شب مى رساند و شب خود را نيز به همين منوال به صبح برساند و هيچ اهميتى به برنامه مردم ندهد.

77 ـ و ديدى كه: با حيوانات آميزش مى شود.

78 ـ و ديدى كه: مرد به مسجد (محل نماز) مى رود وقتى بر مى گردد لباس در بدن ندارد (لباسش را دزديده اند).

79 ـ و ديدى كه: حيوانات همديگر را بدرّند.

80 ـ و ديدى كه: دلهاى مردم، سخت و ديدگانشان خشك و ياد خدا بر ايشان گران است.

81 ـ و ديدى كه: بر سركسبهاى حرام آشكارا، رقابت كنند.

82 ـ و ديدى كه: نماز خوان براى خودنمائى نماز مى خواند.

83 ـ و ديدى كه: فقيه براى دين، فقه نمى آموزد و طالب حرام، ستايش و احترام مى گردد.

84 ـ و ديدى كه: مردم در اطراف قدرتمندانند.

85 ـ و ديدى كه: طالب حلال، مذمّت و سرزنش مى شود و طالب حرام ستايش و احترام مى گردد.

86 ـ و ديدى كه: در مكه و مدينه كارهائى مى كنند كه خدا دوست ندارد و كسى از آن جلوگيرى نمى كند، و هيچكس بين آنها و كارهاى بدشان مانع نمى شود.

87 ـ و ديدى كه: آلات موسيقى ولهو در مدينه و مكّه آشكار گردد.

88 ـ و ديدى كه: مرد سخن حق گويد و امر به معروف و نهى از منكر كند ولى ديگران او را از اين كار برحذر مى دارند.

89 ـ و ديدى كه: مردم به همديگر نگاه مى كنند، (به اصطلاح چشم و هم چشمى مى كنند) و از مردم بدكار پيروى نمايند.

90 ـ و ديدى كه: راه نيك خالى و راه رونده ندارد.

91 ـ و ديدى كه: مرده را مسخره كنند و كسى براى او اندوهگين نشود.

92 ـ و ديدى كه: سال به سال بدعت و بديها بيشتر شود.

93 ـ و ديدى كه: مردم و جمعيتها جز از سرمايه داران پيروى نكنند.

94 ـ و ديدى كه: به فقير چيزى دهند كه برايش بخندند ولى در راه غير خدا ترحم كنند.

95 ـ و ديدى كه: علائم آسمانى آشكار شود و كسى از آن نگران نشود.

96 ـ و ديدى كه: مردم مانند حيوانات در انظار يكديگر عمل جنسى بجا مى آورند و كسى از ترس مردم از آن جلوگيرى نمى كند.

97 ـ و ديدى كه: انسان در راه غير خدا بسيار خرج كند ولى در راه خدا از اندك هم مضايقه دارد.

98 ـ و ديدى كه: عقوق پدر و مادر رواج دارد و فرزندان هيچ احترامى براى آنها قائل نيستند، بلكه نزد فرزند از همه بدترند.

99 ـ و ديدى كه: زنها بر مسند حكومت بنشينند، و هيچ كارى جز خواسته آنها پيش نرود.

100 ـ و ديدى كه: پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد، و پدر و مادرش را نفرين كند و از مرگشان شاد گردد.

101 ـ و ديدى كه: اگر روزى بر مردى بگذرد ولى او در آن روز گناه بزرگى مانند بدكارى، كم فروشى، و زشتى انجام نداده، ناراحت است.

102 ـ و ديدى كه: قدرتمندان، غذاى عمومى مردم را احتكار كنند.

103 ـ و ديدى كه: اموال حق خويشان پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)(خمس) در راه باطل تقسيم گردد، و با آن قماربازى و شرابخوارى شود.

104 ـ و ديدى كه: به وسيله شراب، بيمار را مداوا كنند، و براى بهبودى بيمار آن را تجويز نمايند.

105 ـ و ديدى كه: مردم در مورد امر به معروف و نهى از منكر و ترك دين بى تفاوت و يكسانند.

106 ـ و ديدى كه: سرو صداى منافقان بر پا است ولى سر و صداى حق طلبان خاموش است.

107 ـ و ديدى كه: براى اذان و نماز مزد مى گيرند.

108 ـ و ديدى كه: مسجدها پر است از كسانى كه از خدا نترسند و غيبت هم نمايند.

109 ـ و ديدى كه: شرابخوار مست، پيش نماز مردم شود.

110 ـ وقتى كه ديدى: خورندگان اموال يتيمان ستوده شوند.

111 ـ و ديدى كه: قاضيان برخلاف دستور خداوند قضاوت كنند.

112 ـ وقتى ديدى كه: استانداران از روى طمع، خائنان را امين خود قرار دهند.

113 ـ و ديدى كه: فرمانروايان، ميراث(مستضعفان) را در اختيار بدكاران از خدا بى خبر قرار دهند.

114 ـ و ديدى كه: بر روى منبرها از پرهيزكارى سخن مى گويند ولى گويندگان آن پرهيزكار نيستند.

115 ـ و ديدى كه: صدقه را با وساطت ديگران بدون رضاى خداو بخاطر در خواست مردم بدهند.

116 ـ وقتى كه ديدى: وقت (اوّل) نمازها را سبك بشمارند.

117 ـ و ديدى كه: هَمّ و هدف مردم، شكم و شهوتشان است.

118 ـ و ديدى كه: دنيا به آنها روى كرده.

119 ـ و ديدى كه: نشانه هاى برجسته حق، ويران شده است، در اين وقت خود را حفظ كن و از خدا بخواه كه از خطرات گناه نجاتت بدهد...([5] [14] )

البتّه بايد توجّه داشت، كه اين نشانه ها هم اكنون در دنياى غرب، در اروپا و آمريكا و حتى بعضى از كشورهاى آفريقا و آسيا وجود دارد، شكر خدا را كه به بركت انقلاب اسلامى در ايران، از بسيارى از اين گناهان جلوگيرى شده و مى رود كه از همه جلوگيرى شود و زمينه سازى براى ظهور امام قائم(عج) گردد.

برگرفته از کتاب حضرت مهدی فروغ تابان ولایت 

 ******************************************

نکته :این گناهان آخرالزمان بد است که به ما ربط ندارد

ما آخرالزمان خوب را می سازیم... 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 11:53  توسط   | 

سفيانى و دجّال كيستند؟

 

سفيانى و دجّال كيستند؟

در آستانه ظهور حضرت مهدى(عج) نشانه هاى ديگرى نيز بروز مى كند از جمله خروج سفيانى و دجّال([1] [18] ) است سفيانى از جانب شام، بر مى خيزد.([2] [19] )

و افراد ديگرى نيز كه تا 30 يا 60 كذّاب در روايات ذكر شده است([3] [20] )، اينها همه پرچم مخالفت بر مى افروزند و سرانجام بدست ياران مهدى(عج) و به رهبرى آنحضرت شكست مى خورند و به هلاكت مى رسند، از جمله از شكست خوردگان گروه 000/10 نفرى «بتريّه» است كه در مسير كوفه با سپاه قائم (عج) جنگ كنند و همگى به هلاكت مى رسند، امام در كوفه كاخهاى ستمگران را ويران مى سازد و همه منافقين توطئه گر بدست ياران مهدى(عج) به هلاكت مى رسند.([4] [21] )

در وصف سفيانى آمده كه او از نسل ابوسفيان است از پليدترين مردم، سرخ مايل به زرد رنگ است (در ظاهر مقدّس مآبى مى كند) و ذكرش اين است: يا رَبِّ، يا رَبِّ، يا رَبِّ، سرانجامش دوزخ است، آنقدر پليد است كه كنيزش را كه از او بچه دار شده زنده به گور مى كند.([5] [22] )

و به نقل ديگر امام باقر(عليه السلام) فرمود: در شام سه گروه داراى پرچم، خروج مى كنند: اصهب، ابقع و سفيانى.([6] [23] )

به هر حال سفيانى پليد با دار و دسته اش بر ضد حضرت مهدى(عج) قيام مى كند.

مهدى(عج) به مردم فرمان مى دهد به جنگ اين دشمن خدا و دشمن خودتان برخيزيد.

سپس خود حضرت مهدى(عج) همراه مسلمانان براى جنگ با سفيانى از مكه به شام رفته و در شام با او مى جنگد سرانجام سفيانى و دار و دسته اش، شكست مى خورند و سفيانى زير درخت بغوطه دمشق به هلاكت مى رسد.([7] [24] )

و در بعضى از روايات آمده: ارتش و طرفداران او براى جنگ با مهدى(عج) به مكه مى روند، وقتى كه در راه به سرزمين «بيداء» رسيدند، بقدرت الهى مسخ مى گردند و يا در زمين فرو مى روند.([8] [25] )

كوتاه سخن آنكه: «سفيان» يك طاغوت پليد داراى يك رژيم جهنّمى است كه با ويژگيهاى خاص با انقلاب جهانى مهدى(عج) مخالفت مى كند و شكست مى خورد.([9] [26] )

امّا در مورد دجّال بايد گفت: او نيز يك طاغوت حيله گر ديگر است.

طبق نقل امام صادق(عليه السلام)، امير مؤمنان على(عليه السلام) در ضمن خطبه طولانى فرمود:

«حضرت مهدى(عج) با يارانش از مكه به بيت المقدس مى آيند و در آنجا بين آنحضرت با دجّال و ارتش دجّال جنگ واقع مى شود، دجّال و ارتشش مفتضحانه شكست مى خورند، بطوريكه از اوّل تا آخر آنها به هلاكت مى رسند و دنيا آباد مى شود و حضرت مهدى، عدالت و قسط را در جهان بپا مى دارد.

طبق روايتى: آنحضرت دجّال را در كُناسه كوفه به دار مى زند.»([10] [27] )

خروج دجّال در روايات اهل تسنّن و در تورات و انجيل نيز آمده است.

اوصاف و ويژگيهاى او نيز در روايات ذكر شده.([11] [28] )

به هر حال آنحضرت، دجّال يعنى آن طاغوت حقّه باز و پرتزوير را نيز كه به جنگ مهدى(عج) بر مى خيزد شكست مى دهد و طبق بعضى از روايات، آنحضرت، حضرت عيسى(عليه السلام) را در كشتن دجّال در سرزمين فلسطين كمك مى كند.([12] [29] )

آرى رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) به على(عليه السلام) فرمود:

«بدانكه فرزندم از كسانى كه به تو و شيعيان تو ستم كردند در دنيا انتقام مى گيرد، و خداوند در آخرت آنها را عذاب مى نمايد.

سلمان پرسيد: او كيست؟

پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: او نهمين فرزند حسين(عليه السلام)است كه پس از غيبت طولانى ظاهر مى شود و فرمان خدا را اعلام مى كند و دين خدا را آشكار مى سازد و از دشمنان خدا انتقام مى گيرد و سراسر زمين را همان گونه كه پر از ظلم و جور شده، پر از عدل و داد مى نمايد.»([13] [30] )

ضمناً روشن شد كه رهبران مخالف ديگر نيز، طاغوتها يا طاغوتچه هايى ديگر روى زمينند.


 

برگرفته از کتاب حضرت مهدی فروغ تابان ولایت 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 11:51  توسط   | 

خروج سيّد حسنى و يمانى

خروج سيّد حسنى و يمانى

از جمله علائمى كه در آستانه ظهور امام قائم(عج) رخ مى دهد خروج سيّد حسنى با يارانش براى يارى آنحضرت است، اينك توضيح آن:

سيّد حسنى جوان خوش صورتى است كه از طرف ديلم([1] [15] ) و قزوين خروج مى نمايد و با صداى بلند فرياد كند كه به فرياد رسيد آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم)را كه از شما يارى مى طلبند و اين سيّد حسنى ظاهراً از اولاد حضرت امام حسن مجتبى(عليه السلام) باشد و دعوى بر باطل ننمايد و دعوت بر نفس خود نكند بلكه از شيعيان خُلَّص ائمّه اثنى عشر(عليهم السلام)و تابع دين حق باشد و دعوى نيابت و مهدويّت نخواهد نمود و لكن مطاع و بزرگ و رئيس خواهد بود و درگفتار و كردار موافق است با شريعت مطهّره حضرت خاتم النّبيين(صلى الله عليه وآله وسلم)و در زمان خروج او كفر و ظلم، عالم را فرا گرفته باشد و مردم از دست ظالمان و فاسقان در اذيّت باشند و جمعى از مؤمنين نيز مستعد باشند از براى ظلم ظالمين، و در آن حال سيِّد حسنى استغاثه نمايد از براى نصرت دين آل محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) پس مردم او را اطاعت نمايند خصوصاً گنجهاى طالقان كه از طلا و نقره نباشند بلكه مردان شجاع و قوى دل و مسلّح و مكمّل كه بر اسبهاى اشهب سوار باشند، در اطراف او جمع گردند و جمعيت او زياد شود و مانند سلطان عادل در ميان ايشان حكم و سلوك نمايد و كم كم بر اهل ظلم و طغيان غلبه نمايد و از مكان و جاى خود تا كوفه زمين را از لوث وجود ظالمين و كافران پاك كند و چون با اصحاب خود وارد كوفه شود، به او خبر دهند كه حضرت حجة اللّه مهدى آل محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) ظهور نموده و از مدينه به كوفه تشريف آورده است پس سيّد حسنى با اصحاب خود خدمت آنحضرت مشرّف مى شوند و از آنحضرت مطالبه دلائل امامت و مواريث انبياء(عليهم السلام) را مى نمايند، حضرت امام صادق(عليه السلام)مى فرمايد: بخدا سوگند كه آن جوان آنحضرت را مى شناسد و مى داند كه او بر حق است و لكن مقصودش اين است كه حقيقت او را بر مردم و اصحاب ظاهر نمايد، پس آنحضرت دلائل امامت و مواريث انبياء(عليهم السلام) از براى او ظاهر نمايد، در آن وقت سيّد حسنى و اصحابش با آنحضرت بيعت خواهند نمود مگر قليلى از اصحاب او كه 000/400 از زيديّه باشند كه مصحف ها و قرآن درگردن ايشان حمايل است و آنچه مشاهده نمودند از دلائل و معجزات آن را حمل بر سحر نمايند و گويند اين سخنان بزرگى است و اينها همه سحر است كه به ما نموده اند، پس امام قائم (عج) آنچه آنان را نصيحت و موعظه نمايد و آنچه از معجزات بياورد
در آنها تأثير نخواهد كرد، تا سه روز ايشان را مهلت مى دهد و چون موعظه آنحضرت را كه حق است قبول ننمايند امر مى فرمايد كه گردنهاى ايشان را بزنند و حال ايشان شبيه است به حال خوارج نهروان كه در لشكر امام على(عليه السلام)در جنگ صفّين بودند.([2] [16] )

يمانى نيز از رهبران بر حق است كه به  حمايت از مهدى(عج) خروج مى كند، امام صادق(عليه السلام) در ضمن روايتى فرمود: سفيانى و خراسانى و يمانى در يك سال و در يكشهر و در يكروز خروج مى كنند و هيچ پرچمى مانند يمانى، به هدايت نزديكتر نيست، زيرا يمانى مردم را به حق دعوت مى كند.([3] [17] )

 

برگرفته از کتاب حضرت مهدی فروغ تابان ولایت 


 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 11:50  توسط   | 

اوتاد، عصائب ، ابدال، نجباء، رفقاء و اعاجم كيستند؟

 

اوتاد، عصائب ، ابدال، نجباء، رفقاء و اعاجم كيستند؟

جالب اين كه در وصف ياران مهدى (عج) واژه هايى مانند: «اوتاد، عصائب، ابدال، نجباء، رفقا و اعاجم» آمده كه با توجه به معانى اين عناوين با ويژگى هاى ياران حضرت مهدى (عج) نيز آشناتر مى شويم.

 

*  اوتاد  *

قبلاً گفتيم كه ايشان طبق روايات سى نفرند كه همواره در خدمت امام عصر(عج) به سر مى برند، هر كدام از آنها كه از دنيا بروند، فرد شايسته ديگرى جانشين او مى گردد.([1] [55] )

با توجه به كلمه «اوتاد» كه جمع «وَتَد» به معنى ميخ است و با توجه به آيه 7 سوره نبأ قرآن كه خداوند مى فرمايد:

«وَالْجِبالَ اَوْتاداً;

ما كوهها را ميخهاى زمين قرار داديم.» (كه زمين را نگهدارند و بوسيله آن، زمين از هم نپاشد)

نتيجه مى گيريم كه اين ياران از مردان بسيار خالص و دلاور هستند كه همچون كوه استوار، در خدمت آن حضرت بسر مى برند.

 

*  عصائب  *

طبق بعضى از روايات، اينها ياران حضرت مهدى(عج) در عراق هستند كه هنگام ظهور آنحضرت خود را به مكه مى رسانند و با او بيعت مى كنند.([2] [56] )

با توجه به معنى «عصائب» كه جمع عصبه به معنى جوانمردان رشيد و نيرومند است، به دست مى آوريم كه ياران مهدى (عج) بايد چنين باشند.

ناگفته نماند كه در بعضى از روايات ياران حضرت مهدى(عج) با عنوان «اخيار» خوانده شده اند.([3] [57] )

 

*  ابدال  *

اينها از ياران حضرت مهدى(عج) در شام هستند و هنگام خروج و ظهور آنحضرت خود را به مكّه مى رسانند و با آنحضرت بيعت مى كنند.([4] [58] )

معنى ابدال چنانكه مرحوم طُرِيحى در مجمع البحرين مى گويد: آنها جمعى از صالحان مى باشند، كه همواره در زمين هستند، وقتى يكى از آنها فوت كرد، خداوند بدل او شخص صالح ديگر را مى گذارد، اينها 40 يا 70 نفر در شام هستند و يا 30 نفر در جاى ديگر.([5] [59] )

بنابر اين اينها مردان خالص و كامل و صالح روى زمين هستند.

ضمناً ناگفته نماند كه شخصى از حضرت رضا(عليه السلام) در مورد ابدال پرسيد، آنحضرت فرمود: ابدال، اوصياء پيامبران هستند.([6] [60] )

 

*  نجباء  *

طبق روايتى كه از امام على(عليه السلام) و امام باقر(عليه السلام) نقل شده: اينها ياران مهدى(عج) از سرزمين مصر هستند.([7] [61] )

نيز در روايتى آمده كه اينها از كوفه هستند.([8] [62] )

با توجه به معنى «نجباء» كه جمع نجيب به معنى افراد پاك سرشت و خوش نفس و جوانمرد است، نيز به ويژگى ديگر ياران مهدى(عج) پى مى بريم.

 

*  رفقاء  *

ياران حضرت مهدى (عج) از كوفه هستند و خود را هنگام ظهور به مكّه رسانده و با آنحضرت بيعت مى كنند و همچون پاره هاى متراكم ابر پاييزى به سوى مكّه روانه مى شوند.([9] [63] )

با توجه به اينكه پنجاه نفر از سيصد و سيزده نفر اهل كوفه هستند([10] [64] ) و با توجه به معنى «رفق» و «رفاقت» كه نشانگر صفا و صميميت و پيوند محكم آنهاست به ويژگى ديگر ياران مخلص حضرت مهدى(عج) نيز پى مى بريم.

 

*  اعاجم  *

يعنى غير عرب، چنانكه هم اكنون نيز ما نشانه هايش را در ايران، افغانستان و پاكستان و ... مى بينيم، امام زمان(عليه السلام)ياران بسيار مقاوم و خستگى ناپذير و مخلص در اين كشورهاى عجمى دارد. همين ها مى توانند هسته مركزى ارتش نيرومند امام(عج) را در كشورهاى عجمى تشكيل دهند و سپس به توسعه آن اقدام جدّى كنند.([11] [65] )

با توجه به اينكه حكومت جهانى ارتش نيرومند و قوى و كامل مى خواهد. آن هم در اطراف امامى كه غرق در اسلحه هاى پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم)است و حتى اسب و شتر و دلدل و براق و پرچم پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)همراه اوست و مصحف مخصوص امير مؤمنان على(عليه السلام) را در دست دارد.([12] [66] )

اين نيز قابل توجه است كه امير مؤمنان على (عليه السلام) فرمود: اصحاب مهدى(عج) جوانند و پير در آنها يافت نمى شود، جز مثل سرمه در چشم و نمك در غذا، كه كمترين چيز در غذا، نمك است.([13] [67] )

 

 

برگرفته از کتاب حضرت مهدی فروغ تابان ولایت 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 11:49  توسط   | 

313 تن یاران حضرت مهدی

چند نشانه ديگر از اين 313 نفر:

دست خدا بالاى سر امام(عج) و يارانش :

از آنجا كه اين مردان آزاده، براستى به امام قائم (عج) مى پيوندند تا در راه او هرگونه جانبازى لازم را بنمايند، خداوند نيز يار و ياور آنها است و با نيروهاى غيبيش آنها را كمك مى كند.

چنانكه قرآن مى فرمايد:

«اِنْ تَنْصُرُو اللّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ اَقْدامَكُمْ;

اگر شما خدا را يارى كنيد، خداوند شما را يارى مى كند و گامهاى شما را استوار مى دارد.»([1] [36

 

امام صادق (عليه السلام) به يكى از ياران مخصوص «مفضّل»(رحمه الله) فرمود:

«وقتى كه امام قائم(عج) از سوى خدا اجازه خروج و ظهور بگيرد، خدا را به اسم اكبر در لغت عبرانى بخواند و 313 نفر از اصحابش كه از افراد نخستين در مورد قبول ولايت امام هستند، مانند پاره هاى ابر پائيزى به سوى او مى شتابند، جمعى شبانگاه از بستر خود ناپديد شوند، و صبحگاه در مكه باشند و جمعى در روز ديده مى شوند كه بر روى ابر حركت مى كنند ـ تا آنجا كه فرمود:

اين آيه «هر كجا باشيد خداوند همه را حاضر مى كند»([1] [30] ) درباره آنها نازل شده است.»([1] [31] )

يكى از اصحاب مى گويد: در مسجد الحرام در مكه در حضور امام باقر(عليه السلام) بودم آنحضرت دستم را گرفت و فرمود:

«بزودى خداوند متعال 313 نفر را در همين مسجد حاضر كند، مردم مكه مى دانند كه هنوز پدران و اجداد آنها خلق نشده اند، همراه آنها شمشيرهائى است كه بر هر شمشيرى نام شخص و نام پدر و اوصاف و نسبش نوشته شده، سپس به دستور امام(عج) شخصى اعلام مى كند:

اين مهدى(عج) همچون داود(عليه السلام) و سليمان(عليه السلام)قضاوت مى كند و گواهى نمى خواهد.»([1] [32] )

و در ضمن روايتى از امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد:

«بر شمشيرهاى آنها هزار كلمه نوشته شده كه هر كلمه آن كليد هزار كلمه ديگر است و آنحضرت، باد را در هر درّه اى بفرستد كه ندا كند: اين مهدى(عج) است كه قضاوت و حكومتش همچون قضاوت و حكومت داود(عليه السلام) است و گواهى از متخلّفين نمى خواهد.»([1] [33] )

و بالاخره امام باقر(عليه السلام) فرمود:

«امام قائم (عج) داراى 313 نفر ياور است كه اين افراد از نژاد «عجم» هستند، بعضى از آنها در روز بر روى ابر سوار شده و راه مى روند، و بنام و پدر و اوصاف و نسب معروفند([1] [34] ) و بعضى از آنها در بستر خود خوابيده اند و بدون وعده قبلى در مكّه به حضور امام قائم(عج) شرفياب مى گردند.»([1] [35] )

اين روايات حاكى است كه 313 نفر در همه ابعاد انسانى، افراد شايسته و شخصيتهاى ممتاز و قاطع و دلير و داراى امكانات وسيع بوده و شايستگى آن را دارند كه نخستين دسته گروندگان به آنحضرت باشند و هسته مركزى حكومت حضرت قائم(عج) و سران ارتش انقلاب جهانى ايشان را تشكيل مى دهند.

 

 

 

 

 

 

آنها ركنها و پايه هاى خلل ناپذير و پشتيبانان محكم اند:

امام صادق(عليه السلام) در تفسير آيه 80 ، سوره هود(عليه السلام) كه در آن آمده حضرت لوط (عليه السلام) به قوم سركش و تبهكار خود گفت:

«لَوْ أَنَّ لِى بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِى اِلى رُكْن شَدِيد;

(افسوس) اى كاش در برابر شما قدرتى داشتم يا تكيه گاه و پشتيبان محكمى در اختيار من بود (آنگاه مى دانستم كه با شما پس فطرتان چه كنم)».

فرمود: منظور از «قوّة» همان قائم «عج» است و منظور از «ركن شديد» (پشتيبانان محكم) 313 نفر از يارانش هستند.([1] [28] )

آرى حضرت لوط(عليه السلام) آرزو مى كند كه اى كاش مردانى مصمّم، با قدرت روحى و جسمى كافى و هم پيمانهاى نيرومند همانند 313 نفر مردانى كه هسته مركزى حكومت جهانى حضرت مهدى(عج) را تشكيل مى دهند در اختيار داشت تا قيام كند و با تكيه بر قدرت، با فساد و انحراف مبارزه نمايد.

و طبق روايتى مى خوانيم آنها همچون پاره هاى آهن «محكم و استوار» هستند

تواتر حديث 313 نفر:

در همه جا معروف است و در كتابهاى مربوط به امام زمان(عليه السلام)نوشته شده كه هنگام ظهور آنحضرت 313 نفر ياران مخصوصش به او مى پيوندند و همچون كوه در برابر حوادث ايستادگى كرده و همراه امام(عج) هستند، اكنون بجاست كه در اين كتاب درباره اين افراد خاص به بررسى فشرده اى بپردازيم، براى روشن شدن مطلب نخست صحت اصل حديث را مورد بررسى قرار داده سپس ويژگيهاى اين ياران را بيان مى كنيم.

به طورى كه در كتب مربوطه مانند بحارالانوار، (طبع قديم، جلد 13، ونيز چاپ جديد جلد52)، اثباة الهداة، جلد7، و منتخب الاثر و... آمده، حديث ماجراى پيوستن313 نفر ازياران خاص حضرت قائم(عج) به آنحضرت، هنگام ظهور در مكه «متواتر» است، يعنى به اندازه اى نقل شده كه انسان با بررسى آنها علم پيدا مى كند كه اين حديث صحيح است، و از پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) و ائمّه(عليهم السلام) نقل شده است.

بنابر اين نبايد شكى در صدور حديث مذكور از جانب معصومين(عليهم السلام) نمود.

توضيح بيشتر اينكه: اين حديث با تعبيرات گوناگون نقل شده و در مجموع به اصطلاح، تواتر معنوى بر صحت صدور آن از معصومين(عليهم السلام) داريم، اكنون با توضيحات كوتاه، ويژگيهاى اين افراد و ياران مخلص ديگر امام قائم (عج) را در امور ده گانه زير بررسى مى كنيم:

 

1 ـ امام در انتظار آنها بسر مى برد:

هنگام ظهور امام قائم (عج) آنحضرت قبل از آنكه كنار كعبه برود و تكيه بر كعبه (كانون و مركز توحيد) كند و صداى دل آراى خود را بلند كرده و به جهانيان برساند، در مكانى بنام «ذى طوى»([1] [18] ) در انتظار 313 نفر از ياران خاصش توقف مى كند، تا اينكه آنها مى آيند و به آنحضرت مى پيوندند...([1] [19] ) و از آنجا همراه امام به كنار كعبه مى روند...([1] [20] )

 

2 ـ آنها از اطراف جهان جمع مى شوند:

اين 313 نفر از اطراف جهان و دورترين نقطه ها جمع شده و به امام قائم (عج) مى پيوندند چنانكه در حديثى از امام باقر(عليه السلام) بيان شده:

«يَجْمَعُ اللّهُ مِنْ اَقاصِى الْبِلادِ عَلى عِدَّةِ اَهْلِ بَدْر ثَلاثَمِأَةَ وَ ثَلاثَ عَشَرَ رَجُلاً;

خداوند ـ براى حضرت قائم ـ از دورترين شهرها، به تعداد جنگاوران جنگ بدر، 313 مرد را جمع مى كند.»([1] [21] )

 

3 ـ آنها نخستين بيعت كنندگان با امام قائم (عج) هستند:

هنگام ظهور، نخستين كسانى كه پس از جبرئيل امين(عليه السلام) با امام قائم(عج) بيعت مى كنند، همين 313 نفر هستند، چنانكه اين مطلب را امام باقر(عليه السلام) در ضمن حديثى فرمود.([1] [22] )

البته بايد توجّه داشت كه در آغاز ظهور، ياران امام زمان(عليه السلام)313 نفرند، وگرنه به طور سريع بر ياران آنحضرت افزوده مى شود به طورى كه در همان آغاز به 000/10 نفر مى رسند، چنانكه امام صادق(عليه السلام)فرمود:

«ما يَخْرُجُ اِلاّ فِى اَوَّلِهِ قَوْمٌ وَ ما يَكُونُ اُولُو الْقُوَّةَ اَقَلَّ مِنْ عَشَرَةَ آلاف;

امام زمان(عليه السلام) خروج و ظهور نمى كند مگر همراه ياران نيرومند و رشيد، و اين ياران كمتر از 000/10 نفر نيستند.»([1] [23] )

 

4 ـ آنها جانبازان سلحشورند:

اين 313 نفر در حدّى از ايثار و جانبازى و شجاعت و سلحشورى هستند كه دشمنان قائم (عج) جمع مى شوند تا آن حضرت را به قتل برسانند، همين 313 نفر با دفاع قهرمانانه و جانبازى در راه آن بزرگوار، دشمنان را دفع كرده و آنان را در راه رسيدن به هدف شوم خود، مفتضحانه شكست مى دهند، چنانكه اين مطلب در ضمن حديثى از امام سجّاد(عليه السلام)نقل شده است.([1] [24] )

 

5 ـ آنها پرچمداران و حاكمان روى زمينند:

اين افراد، در روايات بسيار، تشبيه به 313 نفر مسلمانان شجاع و سلحشورى شده اند كه در جنگ بدر، نخستين شكست بزرگ را بركفّار و دشمنان اسلام وارد آوردند، كه تا آن وقت دشمنان چنين شكستى از اسلام نخورده بودند، و اصلاً تصور چنين شكستى را نمى كردند.

به علاوه، اين 313 نفر پرچمداران روى زمين، و حاكمان خدا بر مردم در سراسر زمين مى باشند، اين ويژگيها حكايت از آن مى كند كه اين افراد علاوه بر سلحشورى و شجاعت، داراى علم و بينش بوده كه لياقت رهبرى جامعه ها را دارند و شايستگى آن را دارند كه پرچمدار كشورها باشند.

شايد بتوان گفت: هنگام برقرارى حكومت جهانى حضرت مهدى(عج) همه جهان به 313 ايالت و استان تقسيم گردد، و در هر يك از اين ايالتها و استانها اين مردان بزرگ رهبر آنجا گردند، اينك به اصل روايت توجه كنيد:

«عَنِ الصّادِقِ(عليه السلام) وَ كَأَنّى اَنْظُرُ اِلَى الْقائِمِ(عج) عَلى مِنْبَرِ الْكُوفَةِ وَ حَوْلَهُ اَصْحابُهُ ثَلثَمِأَةَ وَ ثَلاثَ عَشَرَ رَجُلاً عِدَّةُ اَهْلِ الْبَدْرِ وَ هُمْ اَصْحابُ الاَْلْوِيَةِ وَهُمْ حُكّامُ اللّهِ فِى اَرْضِهِ عَلى خَلْقِهِ ... ;

امام صادق(عليه السلام) فرمود: گويا امام قائم (عج) را بر بالاى منبر كوفه مى نگرم كه يارانش 313 نفر مرد به تعداد جنگاوران مسلمان جنگ بدر، اطرافش را گرفته اند، اين ياران پرچمداران و حاكمان بر مردم در زمين از جانب خدا هستند.»([1] [25] )

 

6 ـ آنها امّت معدوده و همچون پاره هاى ابرهاى متراكم هستند:

در قرآن مى خوانيم:

«هر جا كه باشيد خداوند همه شما را حاضر مى كند.»([1] [26] )

در تفسير اين آيه، امام باقر(عليه السلام) فرمود:

«يَعْنِى اَصْحابَ الْقائِمِ(عج)، اَلثَّلاثَمِأَةَ وَالْبِضْعَةَ عَشَرَ رَجُلاً وَاللّهِ هُمُ الاُْمَّةُ الْمَعْدُودَةُ قالَ يَجْتَمِعُونَ وَاللّهِ فِى ساعَة واحِدَة قُزَعٌ كَقُزَعِ الْخَرِيفِ;

منظور ياران قائم(عج)اند كه 313 نفرند، به خدا سوگند منظور از امّت معدوده (كه در آيه 8 ، سوره هود آمده) آنها هستند، به خدا سوگند در يك ساعت همگى جمع مى شوند همچون پاره هاى ابر پائيزى كه بر اثر باد جمع و متراكم مى گردد.»([1] [27] )

و در حقيقت آيه مباركه مذكور مى گويد: خدائى كه قدرت دارد ذرّات پراكنده خاك انسانها را در قيامت از نقاط مختلف جهان جمع آورى كند به آسانى مى تواند ياران مهدى(عج) را در يك روز و يك ساعت براى افروختن نخستين جرقّه هاى انقلاب به منظور تأسيس حكومت جهانى عدل الهى و پايان دادن به ظلم و ستم جمع نمايد.

تعبير «امّة معددة» و همچنين به پاره هاى ابر پائيزى كه توده هاى آن جمع و متراكم مى گردند، حاكى است كه اين 313 نفر خود يك «امّت» هستند و همچون توده هاى ابرهاى متراكم، خلل ناپذير و تيز پرواز و نيرومند مى باشند.

 

 



چند نشانه ديگر از اين 313 نفر:

امام صادق (عليه السلام) به يكى از ياران مخصوص «مفضّل»(رحمه الله) فرمود:

«وقتى كه امام قائم(عج) از سوى خدا اجازه خروج و ظهور بگيرد، خدا را به اسم اكبر در لغت عبرانى بخواند و 313 نفر از اصحابش كه از افراد نخستين در مورد قبول ولايت امام هستند، مانند پاره هاى ابر پائيزى به سوى او مى شتابند، جمعى شبانگاه از بستر خود ناپديد شوند، و صبحگاه در مكه باشند و جمعى در روز ديده مى شوند كه بر روى ابر حركت مى كنند ـ تا آنجا كه فرمود:

اين آيه «هر كجا باشيد خداوند همه را حاضر مى كند»([1] [30] ) درباره آنها نازل شده است.»([1] [31] )

يكى از اصحاب مى گويد: در مسجد الحرام در مكه در حضور امام باقر(عليه السلام) بودم آنحضرت دستم را گرفت و فرمود:

«بزودى خداوند متعال 313 نفر را در همين مسجد حاضر كند، مردم مكه مى دانند كه هنوز پدران و اجداد آنها خلق نشده اند، همراه آنها شمشيرهائى است كه بر هر شمشيرى نام شخص و نام پدر و اوصاف و نسبش نوشته شده، سپس به دستور امام(عج) شخصى اعلام مى كند:

اين مهدى(عج) همچون داود(عليه السلام) و سليمان(عليه السلام)قضاوت مى كند و گواهى نمى خواهد.»([1] [32] )

و در ضمن روايتى از امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد:

«بر شمشيرهاى آنها هزار كلمه نوشته شده كه هر كلمه آن كليد هزار كلمه ديگر است و آنحضرت، باد را در هر درّه اى بفرستد كه ندا كند: اين مهدى(عج) است كه قضاوت و حكومتش همچون قضاوت و حكومت داود(عليه السلام) است و گواهى از متخلّفين نمى خواهد.»([1] [33] )

و بالاخره امام باقر(عليه السلام) فرمود:

«امام قائم (عج) داراى 313 نفر ياور است كه اين افراد از نژاد «عجم» هستند، بعضى از آنها در روز بر روى ابر سوار شده و راه مى روند، و بنام و پدر و اوصاف و نسب معروفند([1] [34] ) و بعضى از آنها در بستر خود خوابيده اند و بدون وعده قبلى در مكّه به حضور امام قائم(عج) شرفياب مى گردند.»([1] [35] )

اين روايات حاكى است كه 313 نفر در همه ابعاد انسانى، افراد شايسته و شخصيتهاى ممتاز و قاطع و دلير و داراى امكانات وسيع بوده و شايستگى آن را دارند كه نخستين دسته گروندگان به آنحضرت باشند و هسته مركزى حكومت حضرت قائم(عج) و سران ارتش انقلاب جهانى ايشان را تشكيل مى دهند.

 

 

برگرفته از کتاب حضرت مهدی فروغ تابان ولایت 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 11:48  توسط   | 

رجعت چيست؟

 رجعت چيست؟

آيا مردان شايسته پس از مرگ، در عصر حكومت مهدى(عج) زنده خواهند شد؟ و در صف ياران آنحضرت قرار مى گيرند؟

 

پاسخ:

رجعت از ديدگاه تشيّع يعنى خداوند عدّه اى از مردگان را با همان اندام و صورتى كه بودند زنده كرده و به دنيا بر مى گرداند، به گروهى از آنان عزّت مى دهد و گروهى را ذليل خواهد كرد و حق مظلومان را از ستمگران مى گيرد و اين جريان پس از قيام مهدى(عج) به وقوع مى پيوندد.

با توجه به اينكه زنده شدگان كسانى هستند كه در حد اعلاى ايمان و يادر حد اعلاى كفر و فسادند، پس از مدتى زنده شدن و دريافت كيفر و پاداش برخى از اعمالشان، دوباره مى ميرند و در روز قيامت براى كيفر و پاداش كاملتر زنده مى شوند.

در قرآن آيات متعددى بر اين مطلب دلالت دارد از جمله آيه 10 سوره مؤمن و 260 سوره بقره و ... .

روايات هم در اين باره به حدّ تواتر (بسيار كه موجب علم است) به ما رسيده است.([1] [45] )

در مورد حضرت ولى عصر (عج) در روايات آمده; آن حضرت پس از ظهور، عده اى از ظالمان را به اذن خدا از قبرها بيرون مى كشد و به اذن خدا زنده مى كند و مجازات مى نمايد.

او يگانه منتقم خون امام حسين(عليه السلام) است چنانكه در دعاى ندبه مى خوانيم:

«اَيْنَ الطّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِكَرْبَلا اَيْنَ الْمَنْصُورُ عَلى مَنِ اعْتَدى عَلَيْهِ وَافْتَرى ... ;

كجاست طالب خون حسين(عليه السلام) كه در كربلا كشته شد؟ كجاست آن يارى شده تا يارى كند كسانى را كه حقشان پايمال شده است.»

از طرفى در روايات مى خوانيم: نواده هاى قاتلان حسين(عليه السلام) را به خاطر كار پدران ظالم شان مى كشد.

امام صادق(عليه السلام) فرمود:

«هيچ مؤمنى نيست مگر اينكه هنگام قيام امام مهدى(عج) در قبرش خوشحال مى شود.»([2] [46] )

و نيز فرمود:

«هنگام رجعت كسانى كه مؤمن خالص و كافر خالص هستند زنده مى شوند و به دنيا بر مى گردند.»([3] [47] )

و نيز فرمود:

«در پشت كوفه (نجف) 27 مرد از هدايت شدگان، و از بزرگان اصحاب زنده شده و به امام ملحق مى شوند.»([4] [48] )

وقتى كه قائم (عج) قيام كرد خداوند همه اذيت كنندگان به مؤمنين را زنده مى كند تا به مجازات دنيوى برسند و به داد مؤمنان نيز برسد.

و به يكى از يارانش به نام مفضّل(رحمه الله) فرمود: تو و چهل و چهار نفر مرد ديگر با قائم (عج) هستيد.([5] [49] )

به اين ترتيب مى بينيم رجعت مؤمنان مخلص و كافران محض، در زمان حضور حضرت قائم (عج) مسلّم است.

ضمناً ناگفته نماند كه كشتن نواده هاى قاتلان امام حسين(عليه السلام) با اينكه خودشان در قتل آنحضرت شركت نداشتند، طبق روايات بخاطر رضايت آنها از ظلم پدرانشان است.

و نيز در عصر رجعت، پس از امام قائم(عج)، ائمّه ديگر به دنيا بر مى گردند و يكى پس از ديگرى حكومت مى كنند، حتى وقتى حضرت قائم(عج) از دنيا رفت امام حسين(عليه السلام) او را غسل مى دهد.([6] [50]



 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 11:46  توسط   | 

مشخّصات امام زمان (عليه السلام)

مشخّصات امام زمان (عليه السلام))

بهرحال امام زمان(عليه السلام) در زمان پدر كه 5 ساله بود (از سال 255 تا 260، سال شهادت پدر) نزد پدر بود، ولى در مخفيگاه بسر مى برد، بسيارى از اصحاب ائمّه(عليهم السلام) و علما و فقهاى اعلام اسلام، وى را زيارت كرده اند، حتى بسيارى از نوابغ و علماى بزرگ چين و بخارا و سمرقند و هندوسند و اندلس و اروپا به سامرّاه سفر كرده و توسط امام عسكرى(عليه السلام) با امام زمان(عليه السلام)ملاقات كرده و مسائل خود را از وى پرسيده اند، و نشان سوغات و هداياى صاحبانش را از او خواسته اند، او به يك يك آنها پاسخ صحيح داده است. (چنانكه اين مطلب در جلد 52 و 53 بحار بطور مفصّل آمده است.)

براى اينكه بيشتر با اين عزيز كه پرده هاى غفلت و گناه، ما را از ديدارش محروم ساخته آشنا شويد به اين حديث توجه كنيد: پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:

«اَلْمَهْدِىُّ مِنْ وُلْدِى اَرْبَعِينَ سَنَةً كَانَ وَجْهُهُ كَوْكَبٌ دُرِّىٌ فِى خَدِّهِ الاَْيْمَنِ خالٌ اَسْوَدٌ عَلَيْهِ عَبَائَتانِ قُطْوانِيَتانِ، كَاَنَّهُ مِنْ رِجالِ بَنِى اِسْرائِيلِ يَسْتَخْرِجُ الْكُنُوزَ وَيَفْتَحُ مَدَائِنَ الشِّرْكِ;

مهدى(عج) از فرزندان من داراى چهل سال است (يعنى هنگام خروج همچون مرد چهل ساله است) صورتش همچون ستاره درخشان است، در گونه راستش خال سياهى است و دو عباى قطوانى بردوش دارد، قيافه اش همانند مردان بنى اسرائيل (زمان حضرت موسى(عليه السلام) ) است گنجها را استخراج كند، كشورهاى شرك را فتح كرده و تحت رهبرى خود در مى آورد.»([1] [17] )

از خصوصيات امام قائم (عج) اينكه آن حضرت از ناحيه پدر از نسل امام حسين(عليه السلام) است، از ناحيه مادر از نسل امام حسن(عليه السلام)است، از اين رو كه مادر امام باقر(عليه السلام) از فرزندان امام حسن(عليه السلام)است.([2] [18] )

از ويژگيهاى او اينكه پس از ظهور، حضرت عيسى(عليه السلام) از آسمان آمده و پشت سر او نماز بجا مى آورد.([3] [19] )

و ديگر اينكه در آخر عمر امام قائم (كه رجعت امامان به وجود مى آيد) پس از آنكه حضرت قائم (عج) از دنيا رحلت كرد، امام حسين(عليه السلام)بدن او را غسل مى دهد.([4] [20] )

و ديگر اينكه امام عصر(عج) شبيه يوسف(عليه السلام) و عيسى(عليه السلام)وموسى(عليه السلام)و محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) است.([5] [21] )

اين هم در جاى خود بسيار جالب است كه بزرگترين چهره انقلابى تاريخ، حضرت سيّد الشهداء امام حسين(عليه السلام) در غسل و كفن و دفن مصلح بزرگ جهان حضور يابد.

بهر حال مردم بايد در هر زمان، امام زمان(عليه السلام) خود را بشناسند و هر زمانى داراى امام است (و اين كتاب براى همين منظور نگاشته شده) در زمان ائمّه(عليهم السلام) ياران امامان در اين جهت خيلى كوشا بودند كه امام حق را بشناسند، اكنون به روايت زير توجه كنيد:

محمّد بن عثمان([6] [22] ) گويد: از پدرم شنيدم گفت: از امام عسكرى(عليه السلام)اين سؤال شد و من در حضورش بودم، سؤال اين بود:

«اين مطلب كه از پدران شما نقل شده: هيچگاه زمين از حجّت خدا خالى نمى ماند و اگر كسى بميرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ زمان جاهليّت مرده است([7] [23] ) آيا حق است؟»

امام حسن(عليه السلام) فرمود:

آرى اين مطلب حق است همچنانكه روز حق است، شخصى پرسيد: بعد از شما امام مردم كيست؟

فرمود: پسرم محمّد، امام و حجّت بعد از من است كسى كه بميرد و او را نشناسد بمرگ زمان جاهليّت مرده است، ولى براى او غيبتى هست كه نادانان در اين مورد حيران گردند و منحرفان هلاك شوند، و كسانى كه وقت ظهورش را تعيين كنند او را تكذيب نمايند، سپس ظهور مى كنند گويا مى بينم طوقهاى سفيدى را كه بر بالاى سر او در نجف و كوفه در حركت است.([8] [24] ) و در پرچم ارتش آنحضرت نوشته شده:

«اَلْبَيْعَةُ لِلّهِ; بيعت مخصوص خداست.»([9] [25] )

از ويژگيهاى آن بزرگوار اينكه: پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:

«مهدى طاووس اهل بهشت است.»

و در عبارت ديگر فرمود:

«چهره مهدى(عج) از فرزندانم همچون ماه تابان است، رنگ چهره اش عربى است و بدنش همانند جسم مردان بنى اسرائيل (بلندقد) است، زمين را همانگونه كه پر از ظلم و جور شده، پر از عدل و داد مى كند، اهل آسمانها و زمين و پرندگان در هوا از حكومتش راضى هستند، بيست سال حكومت مى كنند.»([10] [26] )

روزى پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) به دختر گراميش فاطمه(عليها السلام) رو كرد و به اين شخصيتها افتخار كرده و فرمود:

«بهترين پيامبران پدرت است، و از ما است بهترين اوصياء كه شوهرت على(عليه السلام) است و از ما است بهترين شهدا كه عموى من حمزه است، از ماست آنكس كه دو پر دارد و با آن دو پر در بهشت هرجا بخواهد بپرواز در مى آيد، و او پسر عموى پدرت جعفر است، از ماست دو سبط اين امت، دو آقاى جوانان اهل بهشت، حسن(عليه السلام)و حسين(عليه السلام) و اين دو فرزندان تو هستند و از ما است مهدى(عج) و او از فرزندان تو است.»([11] [27] )

امام سجّاد(عليه السلام) فرمود:

«قائم ما داراى نشانه هايى از شش پيامبر است:

1 ـ نشانه اى از نوح(عليه السلام).

2 ـ نشانه اى از ابراهيم(عليه السلام).

3 ـ نشانه اى از عيسى(عليه السلام) .

4 ـ نشانه اى از موسى(عليه السلام) .

5 ـ نشانه اى از ايّوب (عليه السلام) .

6 ـ نشانه اى از محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) .

امّا نشانه اش از نوح(عليه السلام)طول عمر است، امّا نشانه اش از ابراهيم(عليه السلام) مخفى بودن محل ولادتش است، امّا نشانه اش از موسى(عليه السلام) ترس از دشمن و غيبت است (كه موسى(عليه السلام)از ترس فرعونيان از مصر به مدين رفت و مدتى مخفى بود) امّا نشانه اش از عيسى(عليه السلام) اختلاف رأى مردم درباره اش، و اعتزال او از مردم است، امّا نشانه اش از ايّوب(عليه السلام)گشايش و پيروزى پس از بليّات و گرفتارى است، امّا نشانه اش از محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم)قيام به شمشير است.»([12] [28] )

و در بعضى روايات، نشانه اى از حضرت يوسف(عليه السلام)نيز ذكر شده و آن زندان است([13] [29] ) (شايد منظور دورى او از دوستانش كه به منزله زندانى بودن او است).

از ويژگيهاى امام قائم(عج) اينكه: امام حسين(عليه السلام) فرمود:

«او از نظرها پنهان است تا كسى او را به بيعت خود نخواند، و او زير پرچم هيچ رهبر ناشايستى نرود.»([14] [30] )

 

(شوكت و قدرت فوق العاده امام(عليه السلام))

حضرت رضا(عليه السلام) در ضمن روايتى فرمود:

«قائم(عليه السلام) كسى است كه هرگاه خروج كند، در سن پيرى است امّا سيماى جوان دارد، و آنچنان قدرت جسمى دارد كه اگر دستش را به بزرگترين درخت روى زمين بياندازد، مى تواند آن را از ريشه بركند، و اگر در ميان كوهها صدايش را بلند كند سنگهاى كوهها قطعه قطعه گردند، عصاى موسى(عليه السلام) و انگشتر سليمان(عليه السلام) همراه اوست.»([15] [31] )

 

از ويژگيهاى حضرت قائم (عج) اينكه: پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود:

«بهشت مشتاق چهار نفر از خاندان من است كه خدا آنها را دوست دارد و مرا به دوستى با آنها فرمان داده است:

1 ـ على بن ابيطالب(عليه السلام)  2 ـ حسن(عليه السلام) 3 ـ حسين(عليه السلام)4 ـ مهدى(عج) كه پشت سر مهدى(عج) حضرت عيسى(عليه السلام)نماز مى خواند.»([16] [32] )

و در روايت ديگر فرمود: «ما خاندان عبدالمطّلب سادات و بزرگان بهشت هستيم، من و برادرم على(عليه السلام)و عمويم حمزه(عليه السلام) و جعفر و حسن و حسين و مهدى(عليهم السلام) .»([17] [33] )

 

(شمائل حضرت مهدى(عليه السلام))

پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:

«مهدى از ما خاندان است، بلند پيشانى و بر آمده بينى است (كه وسط بينى اش برآمدگى دارد).([18] [34] )

و نقل شده: روزى حضرت على(عليه السلام) به امام حسين(عليه السلام) نگاه كرد و فرمود:

اين پسرم آقا است چنانكه رسولخدا(صلى الله عليه وآله وسلم) او را آقا خواند، و بزودى خداوند در صلب او مردى ظاهر سازد كه همنام پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) شماست، و در صورت و سيرت شبيه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) است، وقتى كه مردم در غفلت بسر مى برند و حق زير پا قرار گرفته و مرده شده و ظلم و جور آشكار گشته، خروج مى نمايد، سوگند به خدا اگر خروج و قيام نكند، گردنش را مى زنند، اهل آسمان و ساكنان آن از خروجش شاد مى شوند، بلند پيشانى و برآمده بينى، سطبر شكم، لاغرران و در ران راستش، خالى هست، گشاده دندان مى باشد، زمين را همچون كه پر از ظلم و جور شده پر از عدل و داد كند.»([19] [35] )

از خصائص امام مهدى(عج) اينكه: حكومتش سراسر جهان را مى گيرد، در اين مورد مفسّر معروف اهل تسنّن قرطبى روايت مى كند كه جميع كسانى كه جهانگير شدند چهارنفرند كه دو نفرشان كافر بودند، يعنى نمرود و بخت النّصر و دو نفرشان مؤمن بودند يعنى: ذوالقرنين و سليمان بن داود(عليهما السلام) و بزودى از امّت اسلام پنجمين نفر حاكم سراسر زمين مى شود و او مهدى(عج) است.([20] [36] )

جابر جعفى گويد: از امام باقر(عليه السلام) شنيدم مى فرمود:

«روزى عمر بن خطاب از اميرمؤمنان على(عليه السلام) در مورد حضرت مهدى(عليه السلام) توضيح خواست.

على(عليه السلام)فرمود: امّا نامش، حبيبم رسولخدا(صلى الله عليه وآله وسلم)با من عهد كرده كه نامش را نبرم تا خداوند او را مبعوث كند، امّا سيمايش، او جوان نه بلند قد و نه كوتاه قد، خوش صورت است، مويش زيبا است، و از سرش به شانه اش ريخته، نور صورتش سياهى موى سر و صورتش را تحت الشّعاع قرار داده است.»

امام صادق(عليه السلام) فرمود:

«مهدى(عج) خروج نمى كند مگر در سالهاى طاق مانند 1 ـ 3 ـ 5 ـ 7 ـ 9.»([21] [37] )

 

 

برگرفته از کتاب حضرت مهدی فروغ تابان ولایت 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 11:41  توسط   | 

پدر، مادر و ولادت امام زمان(عج)

(پدر، مادر و ولادت امام زمان(عج) )

پدر بزرگوار امام زمان(عليه السلام) حضرت امام حسن عسكرى(عليه السلام)امام يازدهم شيعيان است، بنقل شيخ مفيد، امام عسكرى(عليه السلام) در مدينه در 24 ربيع الاول سال 232 متولد شد و در سال 260 در سن 28 سالگى در منزل شخصى خود در سامرّا به شهادت رسيد.([1] [8] )

مادر بزرگوار امام زمان(عليه السلام) «مليكه» است كه از طرف پدر دختر «يشوعا» فرزند امپراطور روم شرقى بود، و از طرف مادر نوه شمعون از ياران مخصوص حضرت عيسى(عليه السلام) و وصى او بشمار مى رفت.

او با اينكه در كاخ مى زيست و با خاندان امپراطورى زندگى مى كرد امّا آنچنان پاك و با عفّت بود كه گويى شباهت به خانواده خود ندارد، بلكه به مادر و خانواده مادرى كشيده و زندگيش همچون زندگى شمعون و عيسى(عليه السلام) و مريم(عليها السلام) از صفا و معنويّت و پاكى خاصى بر خوردار بود، از اينرو دوست داشت با يك خانواده پاك و خداپرست وصلت كند و به توحيديان بپيوندد، خداوند او را در اين هدف كمك كرد و او را بطور عجيب (كه در داستان ماجراى اسارت او و خريدارى از جانب امام هادى(عليه السلام)براى امام عسكرى(عليه السلام) در تاريخ آمده است) به خواسته و هدفش رسانيد.

مليكه يا نرجس خاتون به خانه امام حسن عسكرى(عليه السلام) وارد شد، امام هادى(عليه السلام) به خواهرش حكيمه فرمود: او را به خانه ببر و دستورات اسلامى را به او بياموز، او همسر فرزندم حسن(عليه السلام) و مادر مهدى آل محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) خواهد بود، آنگاه به نرجس رو كرده و فرمود:

مژده باد ترا به فرزندى كه سراسر جهان را با نور حكومتش پر از عدالت و دادگرى كند، پس از آنكه پر از ظلم و جور شده باشد.

آرى اين چنين يك دختر پاك و دانا، آلودگى كاخ شاهان را رها كرد و در خطّ جد مادريش «شمعون» قرار گرفت و سرانجام به سعادت عظماى همسرى حضرت امام حسن عسكرى(عليه السلام) در آمد و لياقت پرافتخار مادرى حضرت قائم(عج) را پيدا كرد.

او نامهاى ديگر مانند ريحانه، صقيل و سوسن نيز دارد و خواهر امام هادى(عليه السلام) حكيمه او را به عنوان سيّده (خانم) مى خواند.

اين بانوى با سعادت در سال 261 هجرى و به روايتى قبل از شهادت امام حسن عسكرى(عليه السلام) از دنيا رفت و قبر شريفش در سامرّا كنار قبر منوّر امام عسكرى(عليه السلام) قرار گرفته است.([2] [9] )

امام قائم (عج) از همين خاندان پاك در شب جمعه نيمه شعبان سال 255 هجرى در زمان حكومت معتمد عباسى در سامرّا متولد شد و هنگام شهادت پدر، پنج ساله بود.([3] [10] )

تولّد آنحضرت را جز عده اى خاص نمى دانستند و براى نوع مردم مخفى بود، تا مبادا مورد گزند طاغوتيان غاصب و ستمگر زمان قرار گيرد.

حكيمه خاتون عمه امام حسن عسكرى(عليه السلام) گويد: روز پنجشنبه نيمه شعبان به منزل برادرم رفتم، هنگام مراجعت، امام عسكرى(عليه السلام)فرمود: امشب را نزد ما باش، امشب فرزندى كه خداوند زمين را به علم و ايمان و هدايت او زنده گرداند متولّد مى شود.

بالاخره ماندم صبح صادق حالت اضطراب در نرجس خاتون(عليها السلام)پديد آمد، او را در بر گرفتم، امام(عليه السلام) فرمود: سوره قدر را بر او بخوان، مشغول خواندن سوره قدر شدم شنيدم آن كودك در رحم مادر در خواندن سوره با من همراهى مى كند در اين موقع پرده اى بين من و آنها افكنده شد، ديگر نرجس را نمى ديدم، از آنجا سراسيمه دور شدم امام عسكرى (عليه السلام) فرمود: برگرد، برگشتم در نرجس(عليها السلام) نورى مشاهده كردم كه ديده ام را خيره كرد و امام زمان(عليه السلام) را ديدم رو به قبله به سجده افتاده سپس دستش را بلند كرد و مى گفت: گواهى مى دهم به يكتائى خدا و اينكه جدم، رسولخدا(صلى الله عليه وآله وسلم) است، و پدرم امير مؤمنان(عليه السلام)، وصىّ رسول خدا است، بعد يك يك امامان را شمرده تا به خود رسيد.

او را به نزد پدر بردم، امام عسكرى(عليه السلام) تا او را ديد به دست گرفت و پس از خواندن آياتى از قرآن و انجيل و تورات و زبور اين آيه را تلاوت فرمود:

«وَ نُرِيدُ اَنْ نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِى الاَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ اَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ ـ وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِى الاَْرْضِ وَنُرِىَ فِرْعَوْنَ وَهامانَ وَجُنُودَ هُما مِنْهُمْ ماكانُوا يَحْذَرُونَ;

اراده ما بر اين قرار گرفته است كه به مستضعفين، نعمت بخشيم و آنها را پيشوايان و وارثين روى زمين قرار دهيم، حكومتشان را پا برجا سازيم و به فرعون و هامان و لشكريان آنها آنچه را بيم داشتند از اين گروه نشان دهيم.»([4] [11] )

نمونه كامل و گسترده مفهوم آيه مذكور، ظهور حكومت حق و عدالت در تمام كره زمين بوسيله امام قائم(عج) است.

 

شيخ حرّعاملى(رحمه الله) از بزرگان اصحاب نقل مى كند كه امام صادق(عليه السلام)فرمود:

«شبى كه حضرت قائم(عج) در آن متولّد شد، هيچ نوزادى در آن شب متولّد نمى شود مگر اينكه مؤمن خواهد شد، و اگر در سرزمين كفر متولد گردد، خداوند او را به بركت امام مهدى(عج) به سوى ايمان منتقل مى سازد.»([5] [12] )

در نيمه شعبان زيارت حضرت امام حسين(عليه السلام) و همچنين زيارت امام زمان(عليه السلام) مستحب است، امام صادق(عليه السلام)فرمود:

«شب نيمه شعبان بهترين شب بعد از شب قدر است و خواندن دو ركعت نماز در شب نيمه شعبان بعد از نماز عشاء مستحب است، در ركعت اول بعد از حمد، سوره كافرون و در ركعت دوم بعد از حمد سوره توحيد خوانده شود».([6] [13] )

 


برگرفته از کتاب حضرت مهدی فروغ تابان ولایت 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 11:38  توسط   | 

هوگو چاوز : بزودی حضرت مهدی و مسیح ظهور خواهند کرد.

چاوز : بزودی حضرت مهدی و مسیح ظهور خواهند کرد
            
  
رئیس جمهور ونزوئلا با بیان اینکه به زودی حضرت مهدی و حضرت مسیح ظهور خواهند کرد و جهان را پر از عدل و داد خواهند کرد از صادرات 20 هزار بشکه ای بنزین به جمهوری اسلامی ایران خبر داد.

به گزارش خبرنگار مهر، هوگو چاوز رئیس جمهور ونزوئلا که امروز به همراه رئیس جمهور واعضای هیئت وزیران در مشهد مقدس حاضر شد، در پاسخ به این سئوال که یادداشت های تفاهم نامه بین دو کشور چه پیامی برای دنیای غرب خواهد داشت، گفت: مردم ایران توجه بسیار زیادی به خدا دارند و در مقبره ای که با حضور احمدی نژاد به زیارتش آمدیم مکانی بسیار مقدس است و من به عنوان یک مسیحی این احساس را به خوبی دریافت نمودم و تبریکات قلبی خود را نثار همه مردم ایران می کنم.

وی افزود: احساسات قلبی خود را نثار امام رضا (ع) می کنم می دانم که احساس مسیح هم احساسات بسیار مثبتی در راستای احساس امام رضا است.

رئیس جمهور ونزوئلا با تاکید بر اینکه مسیح دوباره زنده خواهد شد و به همراه مهدی قدرت را به دست خواهند گرفت گفت: مسیح و مهدی نمرده اند، زنده اند و روزی باز خواهند گشت و دنیا را پر از عدالت خواهند کرد.

وی با اشاره به صحبت های مقام معظم رهبری عنوان کرد: امروز عصر امام خامنه ای به ما گفت تا زمانی که ما دو رئیس جمهور با هم متحد باشیم و از اعمال دل و روح با هم باشیم در کارکرد و تلاشها وهمه اقدامات انسانی که انجام خواهیم داد با هم باشیم و تا زمانی که اقدامات عدالت طلبانه را پیگیری کنیم خیلی زود حضرت مهدی و مسیح ظهور خواهند کرد. باید در این راستا تلاش کنیم هر چه زودتر حضرت مهدی و مسیح ظهور کنند تا دنیای پر از عدالت را به وجود آورند که امیدواریم هر چه زودتر محقق شود.

هوگو چاوز در ادامه به موضوع تجارت بین دو کشور اشاره کرد و افزود: تجارت موضوعی است که باید به آن توجه کنیم و از آن بستر به چشم اندازهای آینده برسیم. باید بتوانیم اتحاد موجود را که بین دو کشور وجود دارد هویت بخشیده و شکل دهیم و اقدامات اقتصادی و همکاریهای تجاری و تبادل تکنولوژی و نیروی انسانی کمک خواهد کرد تا به عدالت دست پیدا کنیم.

وی با بیان اینکه امروز اسناد دیگری هم علاوه بر موضوع تجارت به امضا رسید گفت: این خیلی خوب است که مردم در همه این اسناد تجاری بین دو کشور اطلاع داشته باشند.

رئیس جمهور ونزوئلا درقسمت دیگری از سخنانش به بانک دو ملیتی ایران ونزوئلا که هم اکنون وجود دارد اشاره نمود و اظهار داشت: دیروز جلسه هماهنگی مجمع این بانک دو ملیتی برگزار شد و قرار شد در مدت 30 روزه هر یک از کشورها 30 میلیون دلار را به آن واریز کنند. زنده باد بانک دوملیتی ایران ونزوئلا

وی با بیان اینکه مجمع صندوق مالی پروژه های ایرانی ونزوئلایی نیز برگزار شد یاد آور شد: در این مجمع به موضوعاتی همچون تبادل محصولات، تکنولوژی، مواد غذایی، دارو و مواد اولیه ساخت و ساز و مواد خام برای صنایع و ...پرداخته شد.

چاوز در قسمت دیگری از سخنانش به امضای موافقتنامه بنزین بین دو کشور که از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است اشاره نمود و افزود: برای ونزوئلا این سند از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. که قرار شد از ماه آینده (اکتبر) ونزوئلا هر روز 20 هزار بشکه بنزین به ایران صادر کند و این بسیار مهم است چرا که معادل با حدود 800 میلیون دلار می باشد و از این مبلغ که مربوط به صادرات بنزین می شود صندوقی را در ایران افتتاح خواهیم کرد. برای اینکه بخواهیم منابع را به ونزوئلا برگردانیم که نه به صورت دلار آن را به صورت خرید ماشین آلات، تکنولوژی و سایر تلاشها و همکاری فیمابین دو کشور به ونزوئلا برخواهیم گرداند.

وی خاطر نشان کرد: به این ترتیب بسیاری از مواردی که نیاز به تامین مالی خواهد داشت از این طریقی که گفته شد حل خواهد شد.

چاوز با بیان اینکه این صندوق عملا در ایران ثبت خواهد شد گفت: این موضوع بسیار شگفت انگیز خواهد بود چون کمک شایان توجهی به تجارت خواهد نمود وخودش هم نوعی تجارت است.

وی با بیان اینکه ما در حدود 50 میلیون دلار نیازمند داروی ایران هستیم گفت: قطعا مبلغی را که در خصوص نیاز دارو به ایران داریم از محل صندوقی که از باب فروش بنزین به ایران ایجاد کرده ایم پرداخت خواهیم کرد.

رئیس جمهور ونزوئلا با تاکید بر اینکه همه آنچه که می توانیم به دست آوریم منوط به وحدت و یکپارچگی با کشور دوست و برادر خودمان ایران است اظهار داشت: ما توانستیم شرایطی را همچون شرکتهای چند ملیتی و سرمایه گذاری را پشت سر بگذاریم به گونه ای که خودمان توانستیم به اهداف مذکور دست پیدا کنیم.
  
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 15:41  توسط   | 

تطبیق نشانه ها ی ظهور از دید یک بحرینی و پاسخ یک کو یتی( بسیارجالب )

معلومات العضو
فراشة المنتدى
~: مشــرفـــــة :~
 
الصورة الرمزية فراشة المنتدى





فراشة المنتدى غير متواجد حالياً

حتما بخوانید : تطبیق نشانه های ظهور ازدید یک  بحرینی ( با مضمونی جالب)

مثلا از نظر ایشان صالح ابن شعیب آقای احمدی نژاد است و...

البته این بحرینی کتابی با این مضمون راخوانده و حالا بازگو می کند... .

العلامات الكبرى لظهور الامام المهدي (عج)


موضوع علامات ظهور الامام المهدي ع مرتبط ارتباطا وثيقا بمواضيع اخرى وهي وجود الامام واشراط الساعة وعلاماتها . ولكن هنالك الكثير من الكتاب والمفكرين والمؤرخين ممن اهتم بهذا الجانب وهو علامات الظهور والى الان لا تتعدى الكتب التي اختصت بعلامات الظهور 7-10 كتب معتبره اما الباقيه فهي مجرد سرد تاريخي فقط.وفي السنوات الاخيرة من سنة 2000 م بدأت الدراسات في هذا المجال تتخصص وتتحول إلى اسلوب اخر من الدراسات وهو اسلوب مقارنة الروايات من خلال الاديان المختلفة وكذلك استخدام الاسلوب الحسابي الفلكي إلى غير ذلك .وبعضها يحمل درجة من العلمية العالية والتخصص

العلامات الكبرى لظهور الإمام المهدي (عج)

أنت الآن في

عصر الظهور

فارس فقيه - لبنان بسم الله الرحمن الرحيم

المقدمة

عن الإمام الصادق : "إن قدام المهدي علامات تكون من الله عز وجل للمؤمنين" كمال الدين 649

كل الروايات الواردة في هذا الكتيب تعود إلى النبي صلى الله عليه وآله وسلم وأهل بيته الأطهار، أي إلى ما قبل 1400- 1200 سنة، والأحداث التي تقع الآن مطابقة لهذه الروايات...؟!

يقول الإمام الخميني بعد انتصار الثورة: إن أولادنا وأحفادنا (مخاطباً الشعب آنذاك) سيشهدون ظهور الإمام المهدي، يدل هذا القول للسيد الخميني أن زمن ظهور الإمام المهدي هو الزمن الذي نعيش فيه، لأن أولاد وأحفاد أنصار الثورة قد أصبحوا الآن في سن الإستعداد لهذا الظهور.

وقد صرح الرئيس أحمدي نجاد: بأنه عما قريب سوف تشهدون زوال إسرائيل من الوجود، (أي اقتراب ظهور الإمام).

ومن المشهور أن الشيخ المصباح اليزدي وهو أستاذ نجاد قال: " إننا نعيش في زمن الظهور وإن الإمام الحجة اختار نجاد لمقام الرئاسة".

أما أحد أهم المراجع والعرفاء في قم وهو الشيخ بهجت فيقول، وقد تأكدت شخصياً من صحة هذا القول، قبل أن أنقله: "إن كهول هذا العصر سوف يشهدون ظهور الإمام".

وقد سألت شخصياً الشيخ علي كوراني الخبير في علامات الظهور في موسم الحج سنة 1426هـ هل تحققت علامات الظهور؟ فقال لي معظم العلامات قد تحققت.


--------------------------------------------------------------------------------

العلامة الأولى الكبرى:

إجتماع اليهود في أرض فلسطين

"فإذا جاء وعد الآخرة جئنا بكم لفيفا". - الإسراء 104

"وقضينا إلى بني إسرائيل في الكتاب لتفسدن في الأرض مرتين ولتعلن علواً كبيراً، فإذا جاء وعد أولاهما بعثنا عليكم عباداً لنا أولي بأس شديد فجاسوا خلال الديار وكان وعداً مفعولاً، ثم رددنا لكم الكرة عليهم وأمددناكم بأموال وبنين وجعلناكم أكثر نفيراً، إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم وإن أسأتم فلها فإذا جاء وعد الآخرة ليسوؤوا وجوهكم وليدخلوا المسجد كما دخلوه أول مرة وليتبروا ما علوا تتبيرا". الإسراء 4-7

1- تشير الآيات إلى أن وقت ظهور الإمام يكون فيه اليهود مجتمعين ومسيطرين على المسجد الأقصى، لأن عملية الدخول سوف تكون بالقوة، إلى المسجد (دخول الفاتحين).

2- أن قبل الظهور مباشرة توجه ضربات للصهاينة في فلسطين "ليسوؤوا وجوهكم" أي أن هناك ضربات مؤلمة ومذلة سوف يتعرض لها الإسرائيليون قبل الظهور من قبل العمليات الناجحة للمقاومة في لبنان وفلسطين.

3- من المعروف في الروايات الإسلامية والمتفق عليها عند الطرفين أن المسلمين سينتصرون في المعركة الأخيرة، وسيكونون بقيادة المهدي (عج).

إذاً هناك أربع إشارات تشير إليها الآيات:

1- اجتماع اليهود في فلسطين المحتلة "جئنا بكم لفيفا" وقد تحققت. 2- إحتلالهم للمسجد الأقصى والقدس " وليدخلوا المسجد" وقد تحققت. 3- " وليسوؤوا وجوهكم" ضربات موجهة من المقاومة قبل التحرير وقد تمت هذه الضربات وهي مستمرة حتى الآن. 4- قيادة الإمام المهدي للمسلمين في هذه الحرب... وهذا ما ينتظره الآن المسلمون: ظهور الإمام المهدي لقيادة الجيش الإسلامي.

عن أي جيش نتحدث؟ سوف تأتي الإشارة.


--------------------------------------------------------------------------------

العلامة الثانية الكبرى:

خروج رجل من قم

رجل من قم يدعو الناس إلى الحق يجتمع معه قوم قلوبهم كزبر الحديد لا تزلهم الرياح والعواصف لا يملون من الحرب ولا يجبنون وعلى الله يتوكلون والعاقبة للمتقين. البحار ج 6 ص 296

تنطبق الرواية على الإمام الخميني الذي خرج من قم يقود ثورة منذ العام 1962، وعبرت الرواية (رجل من قم) وليس من أهل قم لأن الإمام الخميني من خمين ولكنه من سكان قم، وبأنه تواجهه رياح وعواصف الصراع من الشاه ثم الضغوط الأميركية والعالمية. ثم الحرب ضد نظام صدام حسين وحلفائه العرب والروس والغرب، ومعه رجال قلوبهم كزبر الحديد، هم المناصرون الموالون لأفكار الإمام والذين وقفوا أمام الشاه وانتصروا ثم أسسوا الحرس الثوري للحفاظ على الثورة الإسلامية في إيران، وهم مستعدون للتضحية من أجل الإسلام والثورة وقائدها، وهم أهل خراسان وأهل قم الذين ذكرتهم الروايات، الذين يقيمون دولة تمهد للمهدي، وتكون دولتهم ممهدة للظهور.

كيف...؟؟؟


--------------------------------------------------------------------------------

العلامة الثالثة الكبرى:

قوة عسكرية وإعلامية للإمام قبل الظهور

في تفسير قول القرآن (بعثنا عليكم عباداً لنا أولي بأس شديد) عن الصادق : "قوم يبعثهم الله قبل خروج القائم فلا يدعون وتراً ( أي عدواً ) لآل محمد صلى الله عليه وآله إلا قتلوه". روضة الكافي

وهذه الأحاديث تدل على أن التمهيد له يكون بقوة عسكرية وإعلامية عالمية، وأن هؤلاء القوم إن كانوا في إيران كالحرس الثوري، ويقاتلون الأمريكيين أعداء الإمام بالدرجة الأولى، ويعاونهم جيش المهدي الذي يمهد للإمام في العراق، ويحارب أيضاً أعداء الإمام، أو حزب الله في لبنان الذي يقاتل أعداء الله، والأنبياء والرسل، وحتماً أعداء الإمام المهدي (عج)، وهم اليهود، لمؤشر كبير أن ظهور الإمام بات قريباً.

هل هناك دولة تمهد للإمام؟


--------------------------------------------------------------------------------

العلامة الرابعة الكبرى:

تأسيس الجمهورية الإسلامية في إيران أول التمهيد لدولة الإمام

"المهدي مبدأه من المشرق" مسند أحمد وسنن الترمذي والبيهقي في الدلائل أي تبدأ عملية الظهور من المشرق، من قبل بلاد فارس. "تخرج من خراسان رايات سود فلا يردها شيء حتى تنصب بإليلياء القدس" الملاحم والفتن، ص 43

وهي تشير إلى أن الجيش الذي ينطلق مع الإمام يبدأ تحضيره في إيران، و يكون هو الجيش الذي يتوجه مع الإمام إلى القدس.

وفي حديث عن الباقر : كأني بقوم قد خرجوا بالمشرق يطلبون الحق فلا يعطونه، ثم يطلبونه فلا يعطونه، فإذا رأوا ذلك وضعوا سيوفهم على عواتقهم فيعطون ما سألوا فلا يقبلونه حتى يقوموا... ولا يدفعونها إلا إلى صاحبكم (أي المهدي عج) قتلاهم شهداء... أما أني لو أدركت ذلك لأبقيت نفسي لصاحب هذا الأمر (أي المهدي عج). البحار ج 52 ص 243 - 343

ومن المتعارف عند رواة الحديث أن رايات المشرق هي من إيران لكثرة الأحاديث التي تسميهم بالاسم بأنهم أنصار الإمام في آخر الزمان، ومن الواضح في الرواية أن هؤلاء القوم يمهدون لدولة مهديهم ، وأنهم يسلمونه رايتهم وبقيادة الإمام لهم يملئون الأرض قسطاً وعدلاً.

ومن الواضح أيضاً أن حركتهم تواجه عداءً من العالم وحرباً، وأنهم يطلبون الحق بأن يحكموا بلادهم وفق الحكم الشرعي الإسلامي فيحاربونهم لمدة ثماني سنوات، ثم يريدون إعمار بلدهم فيحاصرونهم اقتصادياً، ثم يستقلون اقتصادياً ويريدون التطور والاكتفاء الذاتي فيحاصرونهم سياسياً وينشرون عشرات القواعد حولهم عسكرياً حتى يتم استفزازهم، وممكن بحسب الرواية مهاجمتهم (فيضعوا سيوفهم على عواتقهم) يحشدون جيوشهم ويتوجهون للحرب، ولا يقبلون بأي شرط حتى يدفعوا الراية إلى إمام زمانهم.

والنقطة الأهم في الرواية أنها تشير إلى إبقاء النفس للإمام المهدي، ولو أدرك هذه الدولة الإسلامية أي أن وجود هذه الجمهورية وظهور الإمام لا يتعدى عمر إنسان، لأن المطلوب أن يهيئ المرء نفسه للظهور بمجرد تحقق الدولة الإسلامية في إيران.

فإذا كان الإمام الباقر يقول إنه لو أدرك هذه الجمهورية الإسلامية في إيران لأعد نفسه لظهور الإمام المهدي (عج). فكيف حالنا نحن الذين نرى مرجعيات وعلماء يقودون دولة في إيران تمهّد للإمام المهدي (عج). ومن الإشارات أن قتلى هذه الجمهورية شهداء...

فهل يقبل العالم راية الحق؟


--------------------------------------------------------------------------------

العلامة الخامسة الكبرى: العمائم السود من ذرية الرسول يقاتلون أعداء الإمام قبل الظهور

عن أبان بن تغلب عن الإمام الصادق قال: " إذا ظهرت راية الحق لعنها أهل الشرق وأهل الغرب! أتدري لم ذلك؟" قلت: لا قال: "للذي يلقى الناس من أهل بيته" (الغيبة للنعماني/ 299)

من الواضح أن الذرية المباركة من بني هاشم سيكون لهم دور سياسي كبير ومميز في العالم الإسلامي يزعج العالم بأجمعه في الشرق والغرب. كما سيكون لهم من النفوذ والقوة, إن كان في إيران بالسيد الخميني والسيد علي الخامنئي, أو في العراق من الشهيد محمد باقر الصدر والشهيد محمد صادق الصدر سابقاً والشهيد الحكيم, ودور السيد السيستاني وقائد المجلس الأعلى للثورة السيد عبد العزيز الحكيم, وقائد جيش المهدي السيد مقتدى الصدر, أم في لبنان منشئ المقاومة السيد موسى الصدر وسيد شهداء المقاومة السيد عباس الموسوي وسيد المقاومة السيد حسن نصر الله, وكل هؤلاء من السادة.

من الواضح أن هذه العمائم السود التي هي من ذرية النبي صلى الله عليه وآله وسلم تطلب الحق, وستزعج العالم لأنها لا تستسلم كالآخرين, وكأن رأيهم واحد, فهم من مدرسة واحدة وهي مدرسة أهل البيت عليهم السلام التي تعلمهم هيهات منا الذلة, فتسلم الراية للإمام المهدي في آخر الزمان.

لكن كيف يكون وضع المنطقة الإسلامية؟؟العلامات الكبرى لظهور الإمام المهدي بالكامل .. انت الآن في عصر الظهور العلامة السادسة الكبرى:أبواب المقدس

حزب يقاتل على أبواب بيت المقدس يلقون عناية الإمام الحجة قبل الظهور

عن النبي صلى الله عليه وآله وسلم: "لا تزال عصابة من أمّتي يقاتلون على أبواب بيت المقدس وما حوله لا يضرهم خذلان من خذلهم ظاهرين على الحق إلى أن تقوم الساعة (الظهور) مجمع الزوائد ج 10/ ص 60

ورد في الرواية عن صاحب الأمر أنه: "حزب يقاتل على أبواب بيت المقدس أنا منهم وهم مني" (مئتان وخمسون علامة ظهور)

تدل هذه الرواية أن هناك حزباً يقاتل في سبيل الله, على أطراف بيت المقدس. وتنطبق هذه الرواية على جهاد المجاهدين في المقاومة الإسلامية الذين يقاتلون في جنوب لبنان أقوى قوة طاغوتية في العالم, وهو الكيان الصهيوني, واستطاعوا بعناية الإمام المهدي أن يحققوا الانتصارات عليه, ويدحروه, عن جنوب لبنان, ومن الواضح أن هذا الحزب يلقى عناية خاصة من الإمام, وأنهم جنوده والمطيعون له.

أما باقي المنطقة...؟


--------------------------------------------------------------------------------

العلامة السابعة الكبرى: العراق

دخول قوات غربية إلى العراق

"ورود خيل من قبل الغرب حتى تربط بفناء الحيرة..."(الإرشاد ص 336 والبحار 52 ص 214 - 241)

تتحدث الرواية عن وجود لقوات غربية قبل زمن الظهور, وهذه العلامة قد تحققت بدخول القوات الأميركية والمتحالفة معها إلى العراق في نيسان 2003. وهناك العديد من العلامات التي حصلت في العراق وتشير إلى قرب زمن الظهور.

ومنها...؟؟


--------------------------------------------------------------------------------

العلامة الثامنة الكبرى:العراق

إستشهاد نفس زكية في النجف مع 70 من الصالحين

(الشهيد محمد باقر الحكيم) "قتل نفس زكية بظهر الكوفة في سبعين من الصالحين"(البحار ج 52 ص 220) وتنطبق هذه الرواية على شهادة آية الله محمد باقر الحكيم والصالحين الذين استشهدوا معه في ظهر الكوفة وهي النجف, وتسمى في الأحاديث نجف الكوفة ونجفة الكوفة, أي مرتفعها وجبلها.

لقد تم إغتيال السيد محمد باقر الحكيم بعد صلاة الجمعة بعد خروجه من مقام الإمام علي في النجف الأشرف مع 70 من الصالحين على أيدي التكفيريين, ويعد استشهاده إحدى العلامات التي تشير إلى قرب ظهور المولى صاحب الزمان عجل الله تعالى فرجه الشريف.

ومن العلامات أيضاً...


--------------------------------------------------------------------------------

العلامة التاسعة الكبرى: العراق

إنتقال العلم من النجف إلى قم قبل الظهور

يقول الإمام الصادق : ستخلو الكوفة (النجف هي نجف الكوفة) من المؤمنين, ويأزر عنها العلم كما تأزر الحية في جحرها ثم يظهر العلم ببلد يقال لها قم, وتصير معدناً للعلم والفضل حتى لا يبقى في الأرض مستضعف في الدين حتى المخدّرات وذلك عند قرب ظهور قائمنا عجل الله تعالى فرجه الشريف (سفينة البحار ص 365) وعن الصادق : وأن البلايا مرفوعة عن قم وأهلها, وسيأتي زمان تكون قم وأهلها حجة على الخلائق, وذلك زمان غيبة قائمنا إلى ظهوره (البحار ج 60 ص 213).

وتدل هذه الروايات على أن زمن ظهور الإمام عجل الله تعالى فرجه الشريف, تكون قم مركز الحوزة العلمية التي تمهد للإمام, بعد أن كانت النجف وحوزتها سابقاً حجة, ولكن بعد مجيء صدام إلى السلطة في السبعينات قام بقتل واضطهاد وطرد العلماء والمدرسين حتى انزوى العلم من النجف وحوصرت, وانتقلت معظم المرجعيات والحوزات إلى قم المقدسة حتى أصبحت اليوم مركزاً لنشر ثقافة وعلوم أهل البيت عليهم السلام, وبما أن زمن ظهور الإمام تكون لقم الريادة العلمية, فتدل الروايات أننا في زمن ظهور القائم عجل الله تعالى فرجه الشريف.

ومن العلامات أيضاً...


--------------------------------------------------------------------------------

العلامة العاشرة الكبرى: العراق

خروج ناصبي (تكفيري) يقتل زوار المقامات قبل الظهور... (الزرقاوي)

عن جابر بن زيد الجعفي قال سألت أبا جعفر (الإمام الباقر) عن السفياني فقال: " وأنّي لكم بالسفياني حتى يخرج قبله الشيصباني (أي الطاغوت والشرير والقاتل) يخرج بأرض كوفان (العراق)، ينبع كما ينبع الماء (أي يقوم بعمليات هجومية) فيقتل وفدكم (زوار المقامات) فتوقعوا بعد ذلك السفياني وخروج القائم (عج) -البحار ج 52 ص 250

الشيصباني: بالأصل اسم يشير إلى الشيطان كما اسم الزرقاوي يشير إلى الازرقاق والشيطنة ومعناه أيضاً الطاغوت والشرير، كما في شرح القاموس للزبيدي.

وينبع كما ينبع الماء لها معنى، بأنه يسفك دماء المؤمنين كما ينبع الماء و كثرة القتل، ويستهدف شيعة أهل البيت عليهم السلام تحديداً. ويقتل وفدكم أي القاصدة الزيارة والمقامات، وتنطبق هذه الصفات على الناصب العداء لشيعة أهل البيت، الزرقاوي الذي يرسل السيارات المفخخة والإنتحاريين إلى الأسواق والمدارس الشيعية، ويقتل الزوار ويدمر المقامات كما حدث في كربلاء عدة مرات، والكاظمية وسامراء وجسر الأئمة وذبح الزوار على طريق اللطيفية. ويذكر في الروايات أن المدن التي تأوي هذه الجماعات المعروفة برميلة الدسكرة، سيكون فيها 10 آلاف مقاتل وكما في معجم البلدان هي منطقة بعقوبة في محافظة ديالى، وتشير المعلومات أن جماعة الزرقاوي ترتكز في هذه المنطقة، وهذه العلامة أيضاً من العلامات التي تشير إلى قرب الظهور.

و من العلامات أيضاً....؟


--------------------------------------------------------------------------------

العلامة الحادية عشرة الكبرى: العراق

قيام حكم إسلامي في العراق موالٍ للممهدين الإيرانيين ورد في رواية خطبة البيان عن أمير المؤمنين : ألا يا ويل بغداد من الري (طهران) من موت وقتل وخوف يشمل أهل العراق (وهي إشارة إلى الحرب العراقية الإيرانية) إذا حل بهم السيف فيقتل ما شاء الله... فعند ذلك يخرج العجم على العرب ويملكون البصرة - الزام الناصب ج 2 ص 119

وتدل الرواية على نفوذ إيراني قوي بعد حرب مع العراقيين، وهذا النفوذ تشير إليه الرواية فيخرج العجم على العرب، أي يتفوق العجم بالنفوذ والدعم ويملكون البصرة أي النفوذ القوي لهم في جنوب العراق، وهذا ما تشير إليه جميع الصحف العالمية اليوم بأن الحرس الثوري والإيرانيين يسيطرون على جنوب العراق تحديداً، وعلى النظام العراقي الموالي لهم، وإن دل هذا الأمر على شيء فيدل أننا في عصر الظهور.

أما في الحجاز...


--------------------------------------------------------------------------------

العلامة الثانية عشرة الكبرى: الحجاز

آخر حكام الحجاز إسمه الملك عبدالله

عن الإمام الصادق: من يضمن لي موت عبدالله (أي يأتيني بخبر موته) أضمن له القائم (أي ظهور الإمام)، ثم قال: إذا مات عبدالله لم يجتمع الناس بعده على أحد ولم يتناه هذا الأمر دون صاحبكم إن شاء الله، ويذهب ملك السنين ويصير ملك الشهور والأيام، فقلت: يطول ذلك؟ قال: كلا - البحارج52 ص210

تشير الرواية إلى أن آخر حكام الحجاز هو الملك عبدالله، وأن الأسرة الحاكمة ستختلف من بعده على غرار الخلاف الذي حصل في الكويت، لكنه يؤدي إلى انقسام ملك هذه العائلة إلى إمارات متناحرة، ويذهب الملك الطويل الذي كان يدوم إلى سنين طويلة ويأتي ملك الشهور، ويكون ظهور الإمام المهدي عج بعد وفاة عبدالله، وفي الروايات أن عبدالله يقتل على خلاف داخلي ويكتمون خبر موته 40 يوماً لتنصيب خليفة له، لكن الخلافات ستنشب حتى تتقاتل القبائل التي ستنقسم بين العائلة الحاكمة، وتعتبر هذه العلامة من العلامات القوية التي تشير إلى قرب ظهور الإمام عجل الله تعالى فرجه الشريف.

أما عن الوضع العالمي؟

العلامة الثالثة عشرة الكبرى: العالم

خوف الناس قبل الظهور من الأوبئة والزلازل والأعاصير

في الحديث عن أمير المؤمنين يشير إلى علامات الظهور: نعم قتل فظيع وموت سريع وطاعون شنيع - الهداية للحصني ص 31

و عن الإمام الباقر : " لا يقوم القائم إلا على خوف شديد وطاعون (وباء) قبل ذلك"

إن الأعاصير التي ضربت دول آسيا في آخر عام 2004 وسميت بتسونامي وتسببت بموت مئات الآلاف، ثم الأعاصير التي ضربت الولايات المتحدة عام 2005، ودمرت مدينة نيو أورليانز والزلازل المتوقعة عالمياً مصاحبة لمد وجزر قوي، إضافة إلى وباء الـ sars ، ومرض أنفلونزا الطيور الذي يهدد البشرية حالياً لأكبر دليل على أننا في عصر الظهور.

أما الكون...؟


--------------------------------------------------------------------------------

العلامة الرابعة عشرة الكبرى: الكون

دخول مذنب إلى مدار الأرض فيغير كل الطبيعة الفلكية على الأرض

ذكر نعيم بن حماد عن الوليد قال بلغني أنه قال يطلع نجم من قبل المشرق قبل خروج المهدي، له ذنب يضيء لأهل الأرض كإضاءة القمر ليلة البدر - الفتن الباب 71

ذكرت صحيفة الغارديان أن في حزيران 2005 تم اكتشاف مذنب سيار عرضه 390 متراً سموه "أبوفيس" وقد دخل مدار الأرض، وتم تعقب مساره بشكل متقطع حيث بدأ الفلكيون يتوقعون أن يصطدم بالأرض، أو أن يغير في الحركة الفلكية للأرض وما زالت مخاطر هذا المذنب غير مدروسة حتى الآن ولكن من المؤكد أنه يشكل خطراً كبيراً على الحياة على الأرض، وتقول وكالة الفضاء ناسا أنها تراقب هذا المذنب وإنها ستتمكن من رؤيته بوضوح في ربيع السنة القادمة، لتتم دراسة المخاطر الناجمة عنه.

وعندنا في الروايات أنه يطرأ على الكون علامات كونية عجيبة محيرة، ومنها طلوع الشمس من المغرب وخسوف القمر تماماً في آخر الشهر العربي وغيرها من العلامات التي تشير إلى أن حدثاً كونياً سينذر باقتراب هذا المذنب من كوكب الأرض، وقد دخل هذا المذنب فعلياً، وبدأ يقترب منذ حزيران وسيزداد قرباً من العام المقبل.

وهذه علامة أيضاً من علامات الظهور.

من هم القادة الثلاثة الممهدون للإمام؟


--------------------------------------------------------------------------------

العلامة الخامسة عشرة الكبرى: القادة

الخراساني تنطبق مواصفاته على السيد الخامنئي

الخراساني هو الذي يسلم الراية إلى الإمام المهدي (عج) أو يكون أعلى منصب عند أهل إيران (خراسان) حتى يسلم راية الولاية والقيادة إلى الإمام المهدي (عج).

إذا خرجت خيل السفياني (عدو الإمام المهدي عج) إلى الكوفة بعث في طلب أهل خراسان، ويخرج أهل خراسان في طلب المهدي (أي لمبايعته) فيلتقي هو الهاشمي (الخراساني) برايات سود على مقدمته شعيب بن صالح (قائدة الجيش) فيلتقي هو وأصحاب السفياني بباب إصطخر (منطقة بجنوب إيران) فيكون بينهم ملحمة عظيمة فتظهر الرايات السود (أي تنتصر) وتهرب خيل السفياني، فعند ذلك يتمنى الناس المهدي (أي لمبايعته كما بايعه الإيرانيون) ويطلبونه. - مخطوطة ابن حماد ص86.

ورد في الروايات عند الطرفين أن مواصفات الخرساني كالتالي:

1- سيد هاشمي حسيني. 2- من خراسان. 3- صبيح الوجه. 4- في خده الأيمن خال. 5- في يده اليمنى خال أو خلل (الخال في اللغة علامة ضعف). 6- أنه أعلى منصف في إيران، أي يكون القائد الأعلى للجيش أو للجمهورية.

و تنطبق جميع المواصفات على السيد الخامنئي: فهو سيد هاشمي حسيني ومن خراسان وصبيح الوجه وفي خده الأيمن شامة وفي يده اليمنى خلل أثر تعرضه لمحاولة اغتيال، وأنه الولي الفقيه، والقائد الأعلى للقوات المسلحة في إيران، التي تمهد لظهور الإمام، وهذا التوافق أنما يدل على أننا نعيش الآن في عصر الظهور...

فمن هو شعيب بن صالح ؟


--------------------------------------------------------------------------------

العلامة السادسة عشرة الكبرى: القادة

شعيب بن صالح هو أحمدي نجاد الملقب بالشعبي الصالح .. ردوميار

عن عمار بن ياسر: المهدي على لوائه شعيب بن صالح. - الشيعة والرجعة ج1- ص 211 وفي رواية أخرى: إن على مقدمة جيش المهدي رجلاً من تميم ضعيف اللحية يقال له شعيب بن صالح. - ابن حماد ص 86

وعن محمد بن الحنفية: ثم تخرج من خراسان رايات سود قلانسهم سود وثيابهم بيض، على مقدمتهم رجل يقال له شعيب بن صالح من تميم، يهزمون أصحاب السفياني، حتى تنزل ببيت المقدس توطئ للمهدي سلطانه. أما مواصفاته بحسب الروايات كالتالي:

1- شاب أسمر. 2- خفيف اللحية. 3- نحيل. 4- قائد القوات. 5- صاحب بصيرة ويقين وتصميم لا يلين. 6- رجل حرب من الطراز الأول لا ترد له راية. 7- إنه من أهل الري (طهران).

جميع المواصفات تنطبق على الرئيس الإيراني الحال وهو أحمدي نجاد الملقب بمردميار، وملقب أيضاً بمرد صالح، أي الرجل الصالح، النتيجة الشعبي الصالح، أي شعيب بن صالح، وهو أسمر ونحيل وخفيف اللحية أضف إلى أنه رئيس إيران ومعروف بأنه صاحب دين لا يتهاون أبداً، وأنه رجل حرب لأنه شارك في المعارك على الجبهة، وكان ضابطاً في الحرس وأضف أنه من طهران...

ووصف الخراساني وشعيب بن صالح ينطبق على الولي الفقيه ورئيس الجمهورية حالياً، فمن هو اليماني الشريك الثالث معهما؟...


--------------------------------------------------------------------------------

العلامة السابعة عشرة الكبرى: القادة

من هو اليماني الذي بحسب الراوية سيد وإسمه حسن وصاحب راية؟

عن الصادق : وليس في الراويات راية أهدى من راية اليماني، هي راية حق لأنه يدعو إلى صاحبكم فإذا خرج اليماني حرم بيع السلاح على الناس، وإذا خرج اليماني فانهض إليه، فإن رايته راية هدى، ولا يحل لمسلم أن يلتوي عليه فمن فعل ذلك فهو من أهل النار، لأنه يدعو إلى الحق، وإلى صراط مستقيم. - بشارة الإسلام ص 43 عن غيبة النعماني.

ورد في الروايات أن مواصفاته كالتالي: 1- سيد هاشمي. 2- من نسل الإمام الحسين (أي حسيني). 3- اسمه حسن. 4- اسمه الثاني نصر/ عن النبي صلى الله عليه وآله وسلم: "صاحب الأعماق الذي يهزم الله العدو على يديه اسمه (نصر) ثم قال: "إنما سمي نصر لنصر الله إياه". 5- يماني (إما أن يكون من اليُمن من قبائل يمنية كعاملة في جنوب لبنان أو من اليمن والبركة). 6- عالم دين. 7- صاحب راية جهادية. 8- صاحب شعار مرتبط بالإمام الحسين . 9- جنوده موالون للإمام المهدي. 10- رايته موالية لراية الخراساني.

وقد قرأت أيضاً أنه يلقب بالمنصور في روايات أخرى، أما أن اسمه مشتق من النصر، أو أن الله ينصره على أعدائه دائماً، أو أنه يحقق نصراً كبيراً. أما رايته أهدى الرايات، هل لأنه يقاتل اعدى أعداء الله في الأرض، من؟ مثلاً؟ إسرائيل وليس كراية الخراساني التي هي راية القيادة والدعم ولا تقاتل مباشرة، ولأن الإمام الصادق كان يخاطب ناساً من العرب، ويعني أن راية اليماني عربية، وعلى العرب اللإنضواء تحت رايته، لأنه أقرب للعدو من الراية الأم التي تبايع المهدي؟ وهي راية الخراساني؟

ومن المنقول أنه عالم دين يدعو إلى صراط مستقيم، يدعو إلى الحق، وحزبه أو حركته لا تترك السلاح، وإشارة الحديث أن المؤمن لا يبيع سلاحه، إذا وجدت هذه الراية لأنها تقاتل على الحق وتمهّد للإمام المهدي (عج)، ولا بد أنه شخصية كريزماتية كبيرة يجذب الناس إليه لأنه مجاهد ومخلص للإمام، ويلقي من أهل البيت عليهم السلام.

واعلم أن وجود هذا الشخص لهو من علامات الحتمية لظهور الإمام المهدي (عج).

لقد أصبح من الواضح من هو فهل عرفته أنت...؟


--------------------------------------------------------------------------------

العلامة الثامنة عشرة الكبرى:

عدو الإمام السفياني وانقلاب دمشق

عن السجاد : إن القائم حتم من الله وأمر السفياني حتم من الله ولا يكون قائم إلا بسفياني. - البحار ج 53 ص 182.

وعن أمير المؤمنين قال: يخرج ابن آكلة الأكباد (إشارة إلى جدته هند) من الوادي اليابس (سوريا) وهو رجل ربعة (مربوع) وحشي الوجه ضخم الهامة بوجهه أثر جدري، إذا رأيته حسبته أعور اسمه عثمان، وأبوه (جده عتبة بن أبي سفيان) وهو من ولد أبي سفيان، حتى يأتي أرض قرار ومعين فيستوي على منبرها. - البحار ج 52 ص 205

قبل ظهور الإمام بستة أشهر، يقع حدث مهم في سوريا، وهو إنقلاب عسكري يأتي بقائد سوري عميل لأمريكا وإسرائيل لقبه السفياني، يثبت نفوذه داخل سوريا والعراق والأردن ولبنان، وتدخل قواته إلى الحجاز لقمع ثورة في المدينة لأتباع أهل البيت عليهم السلام، ثم يدخل إلى العراق ليقتل شيعة أهل البيت، ويدخل لبنان لقتال المجاهدين ويحاصرهم في جبل عامل ويشغله شاغل عنهم، هو قوتهم وبأسهم.

وفي أثناء حصاره لجبل عامل وقتاله للشيعة في العراق تبدأ أخبار ظهور الإمام، وأن الكثير بدأوا الاتصال به، ويبدأ التهيؤ لمرحلة الظهور المقدس.

علامتان قبل الظهور مباشرة....؟


--------------------------------------------------------------------------------

العلامتان التاسعة عشرة والعشرون: آخر العلامات

الصيحة والنفس الزكية

وعن محمد بن مسلم: ينادي مناد من السماء باسم القائم، فيسمع ما بين المشرق والمغرب، فلا يبقى راقد إلا قام، ولا قائم إلا قعد، ولا قاعد إلا قام على رجليه من ذلك الصوت، وهو صوت جبرائيل، الروح الأمين. -البحار ج 52 ص 290

وفي رواية يصيح أن الحق مع آل محمد عليهم السلام، وتكون الصيحة في النصف من شهر رمضان، وتقول رواية أخرى إن إبليس يتحير ماذا يفعل بهذه الهزيمة الإعلامية الكبيرة، فينادي في الأرض بنداء مضاد، لكي يربك الناس أن الحق من النصارى، وهذه الصيحة تكون في نفس العام الذي يظهر فيه الإمام (عج).

ومن العلامات التي أشارت إليها الراويات قتل نفس زكية، وإن المهدي لا يخرج حتى تقتل نفس زكية في الكعبة إسمه محمد، وهو حسني النسب أي سيد حسني من نسل الإمام الحسن، والظاهر أنها تكون قبل الظهور بسنة، أو في نفس سنة الظهور وتعتبر هاتان العلامتان من أواخر العلامات قبل الظهور. فإذا قتلت النفس الزكية غضب عليهم من في السماء ومن في الأرض. - البحار ج 52 ص 290

أما الظهور؟ولكن كل هذه العلامات ليست مؤكدة لان الامام المهدي عج داعيه الاصلاح ونشر الدين الصحيح ويجب ان يكون اتباعه

على الدين الصحيح
معلومات العضو
نسيم الكويت
المحرر الأدبي
 
الصورة الرمزية نسيم الكويت





نسيم الكويت غير متواجد حالياً

رد: العلامات الكبرى لظهور الامام المهدي (عج)

شكرا لكم وفي ميزان أعمالكم .. فقد عشنا في ثنايا تلك الأسطر

زمن الظهور وخفق القلب لتلك الأيام .. أود هنا أن أوضح أن بعض تلك الإستنتاجات التي تتبادر

للذهن ربما لاتتفق مع حقيقة المعنى من تلك الروايات .. فعلى سبيل المثال أذكر تلك الأيام التي

قتل فيها آية الله السيد محمد باقر الصدر من قبل الطاغية صدام المقبور حيث شاع لدى الناس

إعتقاد آنذاك بأن النفس الزكية التي تتحدث عنها الروايات إنما تتمثل في شخصية السيد الشهيد

الصدر رضوان الله تعالى عليه .. وعموما فإن الحقيقة التي لامناص منها بأننا نعيش إرهاصات عصر

الظهور حيث تضطرب الأرض ومن عليها من شدة الفتن ويعم الظلم والجور منطقتنا بالخصوص حتى

تضج النفوس وتئن من وطأة وثقل تلك الأنظمة الإستبدادية ويضج العالم أيضا مرتقبا ذلك التغير

الجذري وتلك الثورة التي تطيح بذلك النظام الدموي الجاثم فوق صدر الأمة .. ولندعو معا :

يا الله يارحمن يارحيم يامقلب القلوب ثبت قلوبنا على دينك .. واللهم عجل لويك الفرج والنصر

وإجعلنا من أنصاره ..

أجدد شكري لكم أختنا العزيزة على الموضوع ..




+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 14:30  توسط   | 

نظرات درج شده دروبلاگ یاوران ایرانی مهدی موعود

سلمان    ۳:٥٢ ‎ب.ظ - چهارشنبه، ٢٥ دی ۱۳۸٧
سلام
شعیب می تواند آقای احمدی نژاد باشد
 
علی ۱:٢۱ ‎ق.ظ - شنبه، ٥ بهمن ۱۳۸٧
سلام خوب فکر کن
الف) به نظر من شعیب بن صالح قطعا سرلشگر((رحیم صفوی)) می باشد. چون :
1) ریش کم پشت داره و بوره.(که مهمترین شاخصه ی شعیب همینه.)
2) و مهمتر اینکه طبق روایات ، شعیب یک ((نظامیست)) و فرمانده ی سپاه امام می شه و همزمان و هم پای سید خراسانیه ، رحیم صفوی فرمانده ی سپاه بوده و الان هم دستیار نظامی رهبریه و شایعاتی در مورد امکان انتخابش به عنوان رئیس ستاد کل و جانشین فرمانده ی کل قوا مطرحه.( رجوع به کتاب عصر ظهور ، علامه کورانی)
این دو مورد وجه تمایز رحیم صفویست مطمئن باش!....
ب) وبلاگ یمن شیعیان alyamani.blogfa.com
.almenpar.netسایت وابسته به گروه ((الحوثی)) است. به درد می خوره یه سری بزن
 
 
محمد ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ - شنبه، ۱ فروردین ۱۳۸۸
سلام بر شما
بهتر بود در جای جای این مقایسه می گفتید که احتمال غلط بودن بسیار زیاد است ... الله الاعلم .... یا مطمئن نیستم .... شاید ... احتمالا و ... از این موارد استفاده می کردید تا در صورت اشتباه بودن شما جزو کذابین قرار نگیرید و مورد خشم حضرت مهدی و حق تعالی نباشید
ان شالله که همه خوانندگان محترم می دانند که همه این چیزها احتمالی بوده و ما نیز امیدواریم که اینچنین باشد ...
اما همه باید بدانند که این ها
احتمالی است .. احتمالی ... احتمالی
 
 
 
الهام ۱:٥۸ ‎ق.ظ - سه‌شنبه، ٢٦ خرداد ۱۳۸۸
    مطم’ن باشید شعیب ابن صالح اقای اکبر  رفسنجانی و آقای سید حسن خمینی نیستند.به نظر من چون یک نشونه اصلی شعیب ابن صالح تیزهوشی و شجاعت کندمگون و جوانی است.احتمالا آقای محمود احمدی نزاد هست
 
 
elyas ٢:٠٠ ‎ق.ظ - سه‌شنبه، ٢٦ خرداد ۱۳۸۸
aziizam motmaenaam digeh alaaan sofyanii hashemiiye ke dare kodeta mikonad,shoaybebne salehaaam  ahmadi nejade
 
 
مرتضی ۱:٢٠ ‎ب.ظ - دوشنبه، ۱ تیر ۱۳۸۸
جناب آقای سید علی حسینی خامنه ای که وب سایتهای وابسته به دولت و حکومت ایشان را سید خراسانی موعود جا زده اند عدالت لازم برای رهبری نظام را از دست داده اند چه رسد به اینکه سید خراسانی گفته شده در روایات باشند. چرا که در جریان انتخابات اخیر:
1- در برابر جرم آقای احمدی نژاد (به گفته دادستان تهران آقای احمدی نژاد در معرفی افراد مجرم شناخته شده است) نه تنها سکوت کردند که حمایت نیز کردند.
2- قبل از اینکه شورای نگهبان صحت انتخابات را تأیید کند به احمدی نژاد تبریک گفتند و در واقع راه هرگونه اعتراض یا تغییر را بستند.
3- مجدداً قبل از اینکه شورای نگهبان نتیجه شکایات را بگوید برای آن حد تعیین کردند و گفتند که زیر بار این بدعت نخواهند رفت (با این دیدگاه باید پرسید اساساً چرا در قانون ابطال انتخابات پیش بینی شده؟ و اگر قرار باشد روزی انتخاباتی ابطال شود بدعت بوده و طبق نظر رهبر نباید ابطال شود!!!!)
4- گفتند همه کسانی که رأی داده اند نظام را قبول دارند در صورتی که همه ما می دانیم اینگونه نیست بنابراین ایشان یا دروغ گفته اند یا از وضع و اوضاع بی خبرند.
5- ایشان اعتراف کردند که آقای هاشمی مرتکب هیچ فسادی نشده اند و در وا
 
 
۳:٠٤ ‎ب.ظ - پنجشنبه، ٤ تیر ۱۳۸۸
سيد خراساني :امام خامنه اي

صالح : امام رفسنجاني

سفياني : عبدالله ابن يزيد : ساكن اردن در مرز سوريه
 
۱٠:٤۱ ‎ب.ظ - سه‌شنبه، ٢۳ تیر ۱۳۸۸
کارتون اصلا خوب نیست من اطلاعات بیشتری در این موارد دارم چندین ساله که می دونم و به هیشکی نگفتم حتی توی روایات هم اومده 76 ماه بعد از خروج شعیب  اقا ظهور می کنه دیگه بگیرین و برین تا آخرش.اگرچه به یه نفر خیلی مطمینم ولی اونو نمی گم در عوض سعی می کنم برای ظهور اماده بشم.خواهش می کنم از این متنا نزنین.خود این افراد و حتی امام زمانم راضی نیستسعی کنین اقا رو شاد کنین  همین
 
 
علیرضا ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ - جمعه، ۱٦ امرداد ۱۳۸۸
شعیب اسم رمزه نه اسم اصلی طرف وباتوجه به اینکه هاشمی رفسنجانی در ابتدای نهضت امام(سال42)جوانی کم سن وسال ولاغر اندام بود ونشونه های دیگر روهم داره واز فرماندهان جنگ هم بوده 80درصد محتمله که شعیب ایشون باشه
 
 
!!!!!!!!!!!! ٢:٢٠ ‎ب.ظ - چهارشنبه، ٢۸ امرداد ۱۳۸۸
در الهام: آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ.نه بابا؟!!!احمدی نژاد تیزهوش؟!!!!!!!!!!!!به نظر من احمدی نژاد یه کودن تمام عیاره و فکر می کنه بقیه هم مثل خودش احمق اند که این قدر دروغ می گه.
 
 
منتظر ٥:٢٩ ‎ب.ظ - یکشنبه، ۱٥ شهریور ۱۳۸۸
با توجه به همه ي شرايط به نظر مي رسد

ظهور امام زمان بسيار نزديك است .

يمن درآستانه ي انقلاب قرار دارد.

سوريه درآستانه ي كودتا قرار دارد .

ملك عبدالله درعربستان درحال مرگ است.ان شاءالله
 
 
elyas ٩:۱۱ ‎ب.ظ - یکشنبه، ۱٥ شهریور ۱۳۸۸
احمدی نژاد هست چون سید خراسانی   یا همون رهبر گفت نظر من به نظر رییس جمهور  نزدیک تره
 
 
مهدوی ۱:٥۳ ‎ب.ظ - سه‌شنبه، ۱٧ شهریور ۱۳۸۸
چند احتمال درمورد صالح ابن شعیب:

1. رفسنجانی
2.احمدی نژاد
3.فرمانده سپاه
4.هیچ کدام
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 14:24  توسط   | 

یمن (درآستانه ی انقلاب)

تناقض در مواضع دولت یمن درباره جنگ صعده آشکار شده است. از طرفی رئیس جمهور اعلام کرده بود که تا نابودی الحوثی و یارانش، جنگ ادامه خواهد داشت. مقامات صنعاء تحت فشار افکار عمومی و محافل بین المللی و همچنین بعد از شکستهای پی در پی ارتش، یک روز توقف جنگ را اعلام می کنند و روز دیگر از تعلیق عملیات نظامی حرف می زنند. لذا دولت یمن در مخمصه ای خودساخته گرفتار شده است. اما در مقابل، یاران الحوثی نشان دادند که هم در جنگ حرفه ای هستند و هم در آتش بس جدی. در آخرین بیانیه، دفتر عبدالملک الحوثی از مردم آواره خواسته تا به روستاها و مناطق خود برگردند. در شبهای قدر برای نجات شیعیان یمن و همه مظلومان جهان از شر ظالمان دعا کنیم. در هفته گذشته ۹ شهریور سالروز ناپدید شدن امام موسی صدر باز هم در غربت و خاموشی گذشت. وجه مشترک امام موسی صدر و شیعیان یمن آنستکه در حق هر دو از جانب ما جفا شده است. بگذریم.

در هفته ای که گذشت، جنگ صعده ابعاد منطقه ای و بین المللی وسیعتری پیدا کرد. سفرای ایران و عراق به وزارت خارجه یمن احضار شدند. علی عبدالله صالح جهت عیادت امیر سلطان ولیعهد عربستان که در مراکش بسر می برد، به آن کشور سفر کرده بود. اتحادیه عرب و سازمانهای بین المللی نسبت به حوادث صعده حساسیت نشان دادند. مردم صعده که بخاطر بمبارانهای کور ارتش یمن، در کوهستان و دشتها آواره شده اند، در وضعیت وخیمی بسر می برند. قرار است سازمانهای بین المللی، به وضعیت آوارگان رسیدگی کنند.

علیرغم سانسور شدید خبری و ممنوعیت ورود خبرنگاران داخلی و خارجی به استان صعده، یاران الحوثی فیلمهایی از پیروزی های اخیر خود در شبکه اینترنت منتشر کردند و ضعف و زبونی ارتش یمن را به جهانیان نشان دادند. ادوات و تجهیزات بسیاری از جمله تعدادی تانک و نفربر زرهی به غنیمت درآمده بود و سربازان ارتش پا به فرار بودند و عده ای نیز به اسارت درآمده بودند. در مقابل رسانه های دولتی یمن به دروغ پردازی های خود ادامه دادند. در یکی از فیلمها، گلوله های خمپاره با نام و نشان عربستان سعودی، به نمایش درآمده بود.

علی سالم البیض رئیس جمهور یمن جنوبی سابق که در تبعید بسر می برد در بیانیه ای مهم از شهروندان جنوبی که در ارتش یمن خدمت می کنند درخواست کرد که میدانهای نبرد در استان صعده را ترک کنند. قبلا یحیی الحوثی همبستگی و همدردی خود و شیعیان زیدی را نسبت به انتفاضه جنوبی ها اعلام کرده بود. این اقدامات نشانه هایی از همگرایی معارضه داخل یمن بوده و حتما پیامدهای سنگینی برای دولت یمن دربرخواهد داشت.

در تحولی دیگر، رسانه های ایران (اعم از دولتی و غیردولتی)، حوادث یمن را به خوبی پوشش داده اند که موجب شد وزیر خارجه یمن بار دیگر رسانه های ایران را به جانبداری از شیعیان صعده متهم کند. متأسفانه برخی رسانه ها، اخبار جهت دار دولت یمن و العربیه را ترجمه و منتشر کرده اند و همچنان ادبیات رسانه ای منفی درخصوص یاران الحوثی بکار می برند. از جمله اینکه آنان را آغازگر جنگ و شورشی می خوانند و قصدشان را سرنگونی دولت یمن و برپایی حکومت امامت زیدیه در یمن اعلام می کنند که خلاف واقع است. حقیقت آنست که یاران الحوثی در مقام دفاع از شرف و اعتقادات و جان و مال و ناموس مردم صعده که شیعه زیدی و سادات حسنی هستند وارد این جنگ نابرابر شده اند و از حمایت هیچ دولت خارجی (حتی ایران) هم برخوردار نیستند.

 

دفتر الحوثی اعلام کرد تمامی تلاشهای میانجیگران داخلی و خارجی که برای جلوگیری از خونریزی ها و بازگشت آوارگان به منازل خود در این ماه مبارک رمضان صورت گرفته بود، به بن بست رسیده، و از طرفی با بمباران هوایی اردوگاه آوارگان در ۱۲ منطقه و قتل غیرنظامیان، آتش بس توافق شده توسط حکومت یمن نقض شده است، لذا در ۲۴ ساعت آینده انتظار میرود که عبدالملک الحوثی فرمانده شیعیان، فرمان جنگ را به یاران خود در تمامی مناطق نبرد ابلاغ نماید.

همچنین شش قطعه فیلم کوتاه زیر از پیروزی ها و غنایم بدست آمده، توسط دفتر الحوثی منتشر شده است:

http://www.youtube.com/watch?v=IF_5-TF8AR0 حجم 1.22 مگابایت (32 ثانیه)
http://www.youtube.com/watch?v=lrfTmnEngsg حجم 1.57 مگابایت (43 ثانیه)
http://www.youtube.com/watch?v=HJhuml9Cdh8 حجم 0.985 مگابایت (26 ثانیه)http://www.youtube.com/watch?v=Li1wUKtAguk حجم 1.80 مگابایت (53 ثانیه)
http://www.youtube.com/watch?v=cJV55DoeGRw کمتر از یک مگابایت (18 ثانیه)
http://www.youtube.com/watch?v=5CjqJKJ3A74 کمتر از یک مگابایت (15 ثانیه)

در صورتی که دانلود و مشاهده فیلم ها برایتان مقدور نیست، ارسال فیلمها از طریق ایمیل ممکن است. m.pirbodaghi@yahoo.com

 

با شروع ماه مبارک رمضان، جنگ صعده وارد سومین هفته خود شد. حدودا شصت بار بمباران هوایی مناطق مسکونی در استان صعده موجب شد یکصد هزار نفر از اهالی این استان که اکثرا از سادات حسنی هستند، آواره شوند. تلفنهای موبایل استان صعده قطع شده و بحران مواد غذایی روز به روز تشدید می شود. از طرفی دکتر عبدالکریم الاریانی به سفیر قطر در صنعاء ابلاغ کرد که قرارداد دوحه منتفی است که به معنی بسته شدن راه های مسالمت آمیز برای توقف درگیری میان دولت و شیعیان می باشد. لذا نبردی سخت و طولانی قابل پیش بینی خواهد بود.

اما در میدان نبرد، یاران الحوثی همچنان بر منطقه الملاحیط در غرب استان صعده و منطقه حرف سفیان در جنوب این استان تسلط دارند و گزارشها حاکی از آن است که ارتش با بسیج کردن اوباش قبایل، خود را برای بازپس گیری این دو منطقه استراتژیک و نابودی جنبش الحوثی آماده می کند. این در حالی است که عبدالملک الحوثی فرمانده جوان شیعیان گفته بود که ما هنوز جنگ اصلی را آغاز نکرده ایم و اقدامات ما، جنبه دفاعی در برابر تجاوزات ارتش دارد.

در جنگ پنجم، یاران الحوثی موفق شدند درگیری ها را به چهار استان دیگر (الجوف، الحجه، عمران و صنعاء) گسترش دهند و ابتکار عمل را در اختیار خود بگیرند. در آن هنگام منطقه بنی حشیش (به ضم حاء) در حومه صنعاء، صحنه درگیری های شدید بین طرفین بود که صدای انفجارات آن در پایتخت شنیده می شد. نهایتا گارد ویژه ارتش به فرماندهی احمد پسر رئیس جمهور، به سختی توانست آن منطقه را آرام کند و رئیس به صورت یکجانبه، توقف جنگ را اعلام کرد.

اکنون دیکتاتور صنعاء با کمک سه میلیارد دلاری سعودی ها و حمایت شیوخ قبایل حاشد، خود را برای نبرد سرنوشت آماده می سازد و در حالی که انتفاضه در شهرهای جنوبی هنوز شعله‌ور  است بحرانهای اقتصادی و اجتماعی بسیاری، حکومت صنعاء را تهدید می کند. رئیس جمهور یمن در سی سال گذشته بحرانهای داخلی و خارجی بسیاری همچون جنگ ۱۹۹۴ جنوب، کنترل القاعده، کودتاهای متعدد و تمرد برخی شیوخ قبایل را با زیرکی و مهارت مدیریت کرده است. اما این بار او قصد کرده درختی را از بیخ و بن برکند که هزار و چهارصد سال در تاریخ و جغرافیای یمن ریشه دارد. این درخت شاخه ای از شجره طیبه خاندان نبوت است. آیا علی عبدالله صالح می تواند مرد سال ۲۰۰۹ یمن باشد؟

مدعی خواست که از بیخ کند ریشه ما       غافل از آنکه خدا هست در اندیشه ما

 

ظهر چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۸۸ یاران الحوثی با سیطره بر منطقه استرتژیک الملاحیط در غرب استان صعده، به یک پیروزی با ارزش دست یافتند. در یک سال گذشته، پایگاه موشکی ارتش در الملاحیط، صدها موشک به سوی منازل مسکونی شیعیان در روستاهای جبال مران شلیک کرده و زنان و کودکان و غیرنظامیان بیشماری را به خاک و خون کشیده است. در این عملیات، علاوه بر تجهیزات نظامی، تعداد زیادی موشک انداز به همراه موشک های زمین به زمین به غنیمت گرفته شد.

همچنین در منطقه حرف سفیان در استان عمران (جنوب استان صعده)، یاران الحوثی موفق به دفع پاتک سنگین ارتش شده و یگانهای زرهی را در این منطقه زمین گیر ساخته اند. با مسدود شدن جاده اصلی صعده که از منطقه سفیان عبور می کند عملا مراکز ارتش در داخل استان در محاصره زمینی قرار گرفته اند که در صورت استمرار این وضعیت، یاران الحوثی براحتی می توانند به مراکز و پادگانهای ارتش بتدریج حمله کرده و موقعیت خود را در سطح استان تثبیت کنند.

اما علی عبدالله صالح، با مشاهده ضعف ارتش در مقابل یاران الحوثی، ترفندی خطرناک را بکار خواهد گرفت و آن مشارکت اوباش قبایل حاشد (یکی از دو قبیله بزرگ یمن) در جنگ صعده است. در سال ۱۹۹۴ با همین شیوه، موفق شد در جنگ با جنوبی ها پیروز شود. در این باره بیشتر صحبت خواهیم کرد. اجمالا اینکه دو شیخ بزرگ قبیله حاشد یکی صادق الاحمر و دیگری کهلان ابوشوارب هنگام بازدید رئیس جمهور از خطوط درگیری منطقه سفیان، علی عبدالله صالح را همراهی می کردند. اخبار دیگر حاکی است قبایل زیرمجموعه حاشد هرکدام ۳۰۰ قبضه سلاح برای مسلح کردن اوباش خود دریافت کرده اند

بنابر آخرین اخبار، یاران الحوثی پس از درگیری های سخت با یگانهای ارتش، بر ارتفاعات الحصامه مشرف بر شهر استراتژیک الملاحیط در غرب استان صعده، مسلط شده اند. همچنین نقطه مرزی علب در شمال استان به دست یاران الحوثی افتاده است. پادگانی در منطقه مرکزی استان نیز در محاصره شیعیان قرار گرفته است. خبر مهم آن که جاده اصلی صنعاء به صعده در منطقه حرف سفیان (جنوب استان صعده) تحت کنترل قبایل طرفدار الحوثی درآمده و در نتیجه لجستیک یگانهای ارتش مستقر در داخل استان قطع شده است. در جنگ پنجم نیز این جاده مسدود بود و حملات سنگین ارتش نتوانست آن را از کنترل یاران الحوثی خارج سازد. امری که منجر به اعلام توقف جنگ بصورت یکجانبه توسط رئیس جمهور یمن شد.

یکسال و اندی پیش علی عبدالله صالح رئیس جمهور یمن اعلام کرد که جنگ صعده (پنجمین جنگ) پایان یافته و انشاء الله دیگر تکرار نخواهد شد. اما تا به امروز، یگانهای ارتش در استان صعده از قتل مردم بی دفاع و یاران الحوثی دست برنداشتند و با گلوله باران مناطق و روستاها خصوصا در جبال مران، جنایات بیشماری را مرتکب شده اند. در مقابل عبدالملک الحوثی و یاران باوفایش که به قرارداد دوحه پایبند بودند خویشتن داری نموده و در برابر تجاوزات ارتش، کریمانه گذشت می کردند. چند ماه پیش، علی عبدالله صالح در مصاحبه با روزنامه الحیات به صورت یکجانبه اعلام کرد که قرارداد دوحه از بین رفته است. به این ترتیب رئیس یمنی برای کسب رضایت سعودی ها، قطر را از صحنه سیاسی یمن حذف کرد و مقدمه جنگ دیگری را در استان صعده فراهم کرد.

سه هفته پیش، ارتش با تانکها و ادوات نظامی خود برای ایجاد پایگاه و نصب تعدادی نقطه جدید ایست و بازرسی در منطقه آل خمیس واقع در جاده صعده ـ ضحیان، اقدام کرد. این حرکت ارتش که بر خلاف تعهدات دولت در قرارداد دوحه و توافقات قبلی بود، موجب درگیری بین طرفین شد. بر اساس قرارداد دوحه، ارتش می بایست نیروهای خود را از مناطق مسکونی دور کرده و در پادگانها مستقر سازد. دامنه این درگیری ها به مناطق دیگر استان کشیده شد. در هفته گذشته، یاران الحوثی در مناطق شدا، غمر و ساقین با ارتش درگیر شده و نهایتا موفق به اخراج آنان از این مناطق شدند. غنایم بسیاری بدست آوردند و تعدادی از نیروهای ارتش نیز اسیر شده ولی الحوثی ۲۴ نفر آنان را آزاد کرد. در حالیکه تعدادی از یاران الحوثی از پنج سال پیش تاکنون همچنان در زندانهای یمن بسر می برند و علیرغم وعده های مکرر دولت، هنوز آزاد نشده اند.

پس از سیطره یاران الحوثی بر مناطق شدا، غمر و ساقین، درگیری ها در دو منطقه رازح و الملاحیط در دامنه های غربی جبال مران متمرکز شد. اهمیت استراتژیک الملاحیط به دلیل آنستکه هم مرز با عربستان بوده و ورودی غربی استان صعده محسوب می شود و همچنین در نقطه تلاقی سه استان صعده، حجه و الحدیده قرار دارد. به همین خاطر، لشکر یک زرهی به فرماندهی علی محسن الاحمر و یگان دیگری به فرماندهی جواس (قاتل حسین بدرالدین الحوثی) در این منطقه مستقر هستند. از طرفی هواپیماهای ارتش در روزهای گذشته، مناطق مسکونی و روستاها را بمباران کردند که منجر به قتل ۶۵ غیرنظامی از جمله زنان و کودکان شده است.

 

گزارش ایلنا از درگیری میان ارتش یمن و یاران الحوثی در استان صعده، شمال یمن:

مقامات محلي و رهبران شيعيان يمن از سركوب شديد شيعيان مستقر در استان صعده در مرز اين كشور با عربستان سعودي خبر دادند.
به گزارش ايلنا به نقل از آسوشيتدپرس،‌ مقامات محلي در استان صعده كشور يمن و رهبران گروه‌هاي شيعه اعلام كردند كه ارتش اين كشور حمله گسترده‌اي را عليه گروه «الحوثي» آغاز كرده است.
بنا بر اين گزارش، ارتش حملات هوايي و توپخانه‌اي براي سركوب شيعيان در اين منطقه را آغاز كرده است.
منابع محلي از كشته و مجروح شدن ده‌ها تن در جريان اين درگيري‌ها خبر دادند. طرفداران «عبد الملك الحوثي» حدود پنج سال است كه با دولت يمن درگير هستند.
دولت يمن گروه الحوثي را مسئول تشديد تشنج كنوني در استان صعده دانست و گفت اين گروه خواستار تحقق صلح نيست. گروه الحوثي، دولت عربستان را به حمايت از ارتش يمن براي مقابله با اين گروه متهم و تهديد كرد اين نبردها را به خاك عربستان مي‌كشاند.

همچنین گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از الجزیره، نشان می دهد غیرنظامیان شیعه در بمبارانهای ارتش یمن به شهادت رسیده اند:

سخنگوي عبدالملک حوثي تاکيد کرد دولت يمن عامل ناامني در استان صعده است.
به گزارش شبکه تلويزيوني الجزيره، محمد عبدالسلام در گفتگوي زنده با اين شبکه درباره وضعيت استان صعده و درگيري ها ميان ارتش و گروه حوثي گفت ديروز دولت يمن جنايتي عليه مردم بيگناه در اين استان مرتکب شد چرا که ديروز، روز بازار مردم منطقه بوده و هواپيماهاي ميگ دولت مردم بي گناه را تکه تکه کرد و تا کنون پانزده نفر کشته و ده ها تن ديگر نيز زخمي شدند.در حال حاضر هواپيماهاي دولت در تمامي استان صعده در گردش است و در يکي از مناطق بالگردها شبيه انچه را که روي مردم غزه به هنگام تجاوز اسرائيل ريخته مي شد، ريخته است.
وي افزود ما به اين مساله عادت کرده ايم که دولت هميشه بي گناهان را هدف قرار مي دهد و در حالي که دولت زنان و کودکان را در کوچه و خيابان به قتل مي رساند،ادعا مي کند از شهروندان حمايت مي کند.
اين مقام حوثي با اشاره به اين که اتهامات دولت به حوثي ها نادرست است، افزود دولت تا کنون به درخواست حوثي ها مبني بر آزادي بازداشت شدگان اين گروه پاسخ نداده بلکه بازداشت ها را بيشتر کرده، انان را شکنجه کرده است، تحويل دادگاه هاي مسخره اي داده و تنش را تشديد کرده است. ما از دولت خواسته ايم از تجاوزات و تخلفات در نقاط مختلف استان صعده دست بردارد ولي صد نفر را قبل از آغاز تجاوز اخير کشتند و اماکن زيادي را ويران کردند. دولت تلاش نکرد تا به طور واقعي به اين تنش پايان دهد.
وي با اشاره به اين که حوثي ها اصرار زيادي بر استقرار صلح و ثبات در استان صعده دارند، تصريح کرد اين دولت است که به خودسري هاي خود ادامه مي دهد و تعامل خوبي با ميانجيگر ها ندارد و تنها از ميانجيگران براي ارسال فرامين خود به حوثي ها استفاده مي کند و به هيچ يک از خواسته هاي اين استان توجهي ندارد.

 

برگرفته از http://alyamani.blogfa.com/ شیعیان یمن

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 14:12  توسط   | 

شيخ علي كوراني (مصاحبه)

گفت‌وگو با حجت‌الاسلام و المسلمين شيخ علي كوراني محقق و نویسنده

جهان در زمان ظهور چه وضعيتي دارد؟

بحران‌ها، جنگ‌ها و شورش‌هاي عصر ظهور چه مناطقي از جهان را بيشتر تحت تأثير قرار مي‌دهد؟

در مدت زمان قبل از ظهور چه سرزمين‌هايي دستخوش آشوب و بحران خواهند بود؟

آيا ما مي‌توانيم كشتارهاي كنوني شيعيان را در نهايت زمينه‌ساز شورش سفياني بدانيم؟

اشاره:

در بعد از ظهر يك روز كاري، به دفتر «مؤسّسة مصطفي العالميه» در شهر مقدس قم رفتيم و با روي گشادة استاد و محقّق لبناني‌الاصل جناب حجت‌الاسلام و المسلمين شيخ علي كوراني مواجه شديم. بيشتر خوانندگان موعود با اين چهرة شناخته شدة مطالعات مهدوي آشنا هستند. مجموعة گران‌سنگ «معجم احاديث الامام المهدي(ع)» (در 8 جلد)، كتاب عصر ظهور (كه به زبان‌هاي عربي، فارسي، اردو و... ترجمه و منتشر شده است)، معجم موضوعي روايات امام مهدي(ع) و مقالات متعدّد در حوزة مهدويت، از آثار قلمي ايشان است. خودشان دليل عزيمت به ايران را اين مي‌دانند كه انقلاب اسلامي ايران، تنها حركت زمينه‌ساز مشرق‌زمين براي ظهور امام مهدي(ع) است. گفت‌وگو به زبان عربي انجام شد و موضوع آن نيز به تناسب ويژه‌نامة اين شماره، به سرزمين شام و كشور سوريه اختصاص پيدا كرد. اميدواريم بتوانيم در آينده، ادامة اين گفت‌وگو را دربارة ديگر سرزمين‌هاي اسلامي درگير در واقعة ظهور، تقديم خوانندگان گرامي كنيم. إن‌شاءالله


 از استاد و محقق گرامي آقاي كوراني سپاسگزاريم كه به رغم مشغلة فراوان در ايران و لبنان، ما را به حضور پذيرفتند. لطفاً براي آغاز گفت‌وگو، بفرماييد جهان مقارن ظهور چه وضعيتي دارد؟

 اگر به آن دسته از روايات رسول خدا و اهل بيت طاهرينش(ع) دربارة وقايع و حوادث مقارن ظهور امام زمان(ع) بنگريم و بر آن اساس، وضعيت عالم را قبل و مقارن ظهور توصيف كنيم، درمي‌يابيم كه در آن مقطع زماني، فساد و ظلم و جور در همة جاي عالم مشاهده مي‌شود هر چند كه از گذشته‌ها نيز ظلم و ستم در عالم وجود داشته است؛ خداوند متعال نيز مي‌فرمايد: «ظهر الفساد في البرّ و البحر بما كسبت أيدي النّاس»1 الآن مي‌بينيم كه فساد همه‌جا را ـ خشكي، دريا و فضا ـ فرا گرفته است. اين از يك جهت و از جهت ديگر، روايات بيان مي‌كنند كه امام مهدي(ع) ظهور نمي‌فرمايد تا آنكه نام آن حضرت(ع) ذكر لب مردم و انسان‌ها مي‌شود. معناي اين سخن آن است كه مردم، محبّان و ثابتان بر امامت او ظهور آن حضرت را از خدا طلب مي‌كنند و در انتظار ظهور ايشان لحظه‌شماري مي‌كنند و دوستدار، مؤيّد و ياری‌كننده ايشان هستند. از جهت ديگر در مجموعه‌اي از روايات بيان شده كه درون امت اسلامي جريان پابرجا و محكمي، منتظر ظهور ايشان هستند و براي ظهورشان زمينه‌سازي مي‌كنند. بنابراين خبر ظهور ايشان در سراسر عالم پخش مي‌شود.

در روايات ما، سه ويژگي براي عصر ظهور امام زمان(ع) برشمرده شده است: 1. ظلم و ستم فراگير و فتنه‌اي كه به هر خانه‌اي وارد مي‌شود، 2. وجود دشمناني كه در حال تلاش مستمر هستند؛ مانند نواصب و ديگراني كه در عراق و ديگر مناطق سرزمين‌هاي اسلامي مشغول فعاليت عليه شيعه هستند و سپس سوريه را تصرّف مي‌كنند و حكومت آنجا را مي‌گيرند، 3. جريان ياران و موليان امام(ع) كه در سرزمين‌هاي اسلامي در حال تلاش هستند و ياد و نام امام مهدي(ع) را در عالم پراكنده مي‌سازند. 

 بحران‌ها، جنگ‌ها و شورش‌هاي عصر ظهور چه مناطقي از جهان را بيشتر تحت تأثير قرار مي‌دهد؟
 
قيام امام زمان(ع) در مرحلة اوّل، هشت ماه به طول مي‌انجامد كه در اين مدت امام مشغول جهاد با دشمنان و دفع خطر آنان است. قبل از اين مرحله، آن حضرت دو ماه در مكه حضور دارند. مي‌توانيم بگوييم؛ كه در همان سال نخست ظهور، همة سرزمين‌هاي عربي و اسلامي در اختيار امام(ع) قرار مي‌گيرند، به اين ترتيب كه آغاز ظهور از مكه است، يمن به همراهي آن حضرت(ع) مي‌آيد و سپاه يماني، مكه را براي امام به تصرف درمي‌آورد و در شبه جزيرة عربستان حكومتي باقي نمي‌ماند و تنها درگيري‌هاي قبيله‌اي جريان دارد. (قبل از ظهور، نظام سياسي آن فروپاشيده و هيچ فردي نتوانسته است وفاق جمعي را به دست آورد.) به همين دليل، اهل حجاز، از ارتش سوريه براي ايجاد امنيت در شهر مكه، درخواست و دعوت مي‌كنند، امّا امام مهدي(ع) حاكم يمن را كه از اصحاب و ياران ايشان است، براي اين امر منصوب مي‌كنند. سپاه يماني مكه را در اختيار مي‌گيرند و در آنجا باقي مي‌مانند و زمان اين باقي ماندن به طول مي‌انجامد.

اگر نگاهي به تاريخ بيندازيم، امام مهدي(ع) در روز عاشورا قيام نموده، حدود مدت 2 ماه (يعني محرم و صفر) در مكه اقامت مي‌كنند و سپس وارد شهر مدينه مي‌شوند. در آن شهر اماكن منسوب به اميرالمؤمنين و حضرت زهرا(س) را تكريم مي‌كنند و اتفاقاتي رخ مي‌دهد، آنگاه وارد عراق مي‌شوند. ميليون‌ها نفر در آن كشور به استقبال حضرت(ع) مي‌آيند. هر چند مخالفاني هم در آنجا وجود دارند، ولي اكثريت مردم به ياري امام مي‌آيند.

در هنگام حضور امام(ع) در عراق، پرچم‌ها و سپاهياني از مصر به نزد آن حضرت مي‌آيند. اين سپاهيان حكومت جائر مصر را سرنگون ساخته، حكومتي حامي امام(ع) تأسيس نموده و براي ياري امام نزد آن حضرت(ع) آمده‌اند. همچنين از جانب ايران نيز سپاه خراساني كه فرماندهي نظامي آن را شعيب بن صالح به دست دارد، با امام مهدي(ع) بيعت مي‌كنند و تركيه نيز چنين است. در نتيجه مي‌بينيم در همين مدت كوتاه، عربستان، يمن، عراق، مصر، ايران، تركيه و كلية حكومت‌هاي حاشية خليج فارس در اختيار امام زمان(ع) قرار مي‌گيرند و جملگي با آن حضرت همراه مي‌شوند.

در نقطة مقابل، دشمنان حضرتش در سوريه (محل حكومت سفياني) گرد مي‌آيند. پس از آنكه امام(ع) قيام مي‌كنند، به شام (سوريه) مي‌آيند و به نبرد مي‌پردازند. منظور از جنگ شام و جنگ قدس، مصداقاً يكي است؛ يعني هنگامي كه امام در نبرد با سفياني در سوريه پيروز شدند، وارد قدس مي‌شوند و حكومت يهودي (اسرائيل) را سرنگون ساخته، آنجا را در اختيار مي‌گيرند.

در اين هنگام، غرب با مشاهدة انهدام حكومت صهيونيستي در قدس، به حركت درمي‌آيد. در مورد سران رژيم‌هاي عربي نيز بايد گفت كه آنها، قبل از تسليم به امام(ع) حامي حكومت يهودي هستند و نحوة تسليم شدنشان به امام چنين است كه مردم آنها تظاهرات وسيعي در حمايت از امام(ع) انجام مي‌دهند و رژيم‌هاي خود را ساقط مي‌كنند و بدين‌وسيله به حمايت و همراهي امام(ع) مي‌پردازند.

پس از آنكه غرب به حركت درآمد و سپاهيانش را به نبرد با امام گسيل داشت، حضرت عيسي مسيح(ع) نزول مي‌كند و غربيان از ايشان استقبال مي‌كنند. مسيح(ع) به طرح مسئلة صلح با امام مهدي(ع) مي‌پردازد. و اين روايت را همه ـ شيعه و سني ـ از پيامبر خدا(ص) نقل كرده‌اند كه: «آخرين صلحي كه بين شما و روميان [غربيان] واقع خواهد شد، به وسيلة فرزندم ـ مهدي(ع) ـ خواهد بود؛ به مدت ده سال كه هفت سال ديگر نيز ادامه خواهد يافت».

يعني اصل توافق ده ساله است، امّا تا هفت سال ديگر نيز ادامه پيدا مي‌كند. در اين مدّت، امام مهدي(ع) حكومت خود را برپا مي‌نمايند و عيسي(ع) نيز در ميان غربيان به انجام اقداماتش مي‌پردازد. و در اين مدت هيچ درگيريي اتفاق نمي‌افتد. امّا بعد از اين مدّت، نبردي بزرگ بين غرب و امام مهدي(ع) به وقوع مي‌پيوندد. 

 اين وقايع، مربوط به بعد از ظهور بود؛ در مدت زمان قبل از ظهور چه سرزمين‌هايي دستخوش آشوب و بحران خواهند بود؟
 
 بنابر روايات ما، قبل از ظهور در عراق حوادث و وقايعي به وقوع مي‌پيوندد كه متأثر از آن سفياني بر سوريه مسلط مي‌شود و آنجا را تحت سلطة خود درمي‌آورد. از سوي ديگر، در يمن، يكي از ياران امام مهدي(ع) به نام يماني به قدرت مي‌رسد. همچنين از سويي وقايع و بحران‌هايي مانند: جنگ‌ها، زلزله‌ها، بحران مالي و... در مدت زمان محدودي رخ مي‌دهد كه البته چندان طولاني هم نيست. 

 آيا اينها در كلّ جهان رخ مي‌دهد يا تنها مناطق مسلمان‌نشين با آنها مواجه مي‌شوند؟
 اتفاقاً ما رواياتي داريم كه به عنوان مثال بيان مي‌كند فلان جنگ، جهاني است و در آن دو سوم مردم كشته مي‌شوند و محلّ وقوع آن، از مسلمانان به دور است (مثلاً بين هند و چين) و معصوم(ع) فرموده‌اند: «آيا دوست نداريد كه جزء يك سوم باقيمانده باشيد؟» 

 بر اساس مرزبندي‌ها و جغرافي‌هاي سياسي كنوني بين كشورها و  به طور مشخص هر يك از شخصيت‌هاي مطرح عصر ظهور، قيام خود را از چه مناطقي آغاز مي‌كنند؟ و توصيف آنها در روايات چگونه آمده است؟
 توصيف اين افراد به تفصيل در روايات بيان شده است. به عنوان مثال، دربارة شخصيت يماني، روايات متعددي وجود دارد، دربارة خراساني، شعيب بن صالح (فرماندة سپاه خراساني) و سفياني (در شام) نيز به همين ترتيب مطالب فراواني نقل شده است. 

 علاقه‌مندم اگر شما موافق باشيد به تناسب موضوع اين ويژه‌نامة سرزمين‌هاي درگير، وارد گفت‌وگو دربارة منطقة شام بشويم؛ با اين پرسش كه اهل شام در طول تاريخ اسلام، نسبت به اهل بيت(ع) چه موضعي داشته‌اند؟ 

 اهل شام و حكام آن، از سابق، در زمان معاويه دشمن اهل بيت(ع) بودند. البته اين وضعيت عمومي آنهاست هرچند كه در بين آنها افراد معدودي از شيعيان اميرالمؤمنين(ع) نيز از قديم الايام وجود داشته‌اند. حتي درون شهر دمشق افراد صالحي از شاگردان ابوذر و تربيت‌يافتگان آنان بودند؛ مانند معاوية ثاني (معاويـ[ بن يزيد) كه برخلاف اجدادش فردي صالح و جزء نسل سوم شاگردان ابوذر بود؛ استادش (عمر مخصوص) و استاد او ابراهيم نخعي و استاد او ابوذر غفاري بود. پس در شام و حتي دمشق نيز شيعياني مخلص و ارادتمند به اهل بيت(ع) وجود داشتند، امّا در اقليت بودند. اوضاع عمومي در شام دشمني با اهل بيت(ع) بود. 

 نظر شما دربارة روايات فراواني كه در خصوص ستايش شام جعل گرديده چيست؟ 

 بايد توجه داشت كه حاكم شام، معاويه بوده است. ما مشاهده مي‌كنيم كه از قبل يهوديان بني‌قينقاع، بني قريظه، بني‌نظير و خيبر پس از آنكه دست به خيانت و شكستن عهد با پيامبر(ص) زده‌اند از سرزمن‌هاي اسلامي رانده شده و در شام اجتماع كرده‌اند. معاويه قصد داشت كه خلافت را به شام منتقل كند و آنجا را پايتخت جهان اسلام قرار دهد. از اين رو، احاديث فراواني را در ستايش شام و مذمت عراق جعل كرد. خصوصاً پس از جنگ‌ها و درگير‌هاي معاويه با اميرالمؤمنين(ع) احاديث مجعولة فراواني را با اين مضمون پراكنده ساخت كه شام، زمين محشر است، شام جزء بيت‌المقدس است، ... تا آنجا كه حتي در دوران عبدالملك بن مروان، حج را بر گرد بيت‌المقدس (كه جايگاه يهوديان بود) انجام دادند. از همين رو، بسياري از روايات در ستايش شام و در باب مذمّت عراق، دروغ و كذب است؛ غير از رواياتي كه از طريق اهل بيت(ع) بيان شده است زيرا ناظر به مصلحت‌ها و نقاط برجستة شام است. 

 با توجه به بحث ريشة شيعه در شام، برخي نظرشان بر اين است كه مهاجرت جدّي يمني‌ها به شام نيز در پايه‌گذاري شيعه در شام نقش داشته است؛ لطفاً در اين خصوص هم نظرتان را بيان كنيد. 

 هجرت نخست يمني‌ها به شام، در زمان‌هاي بسيار قديم و قبل از مسيح(ع) واقع شده و دليل آن‌هم، تخريب سدّ سبأ و پراكنده شدن سبئي‌ها در نقاط مختلف، از جمله بلاد شام بوده است. امّا هجرت جديد آنان در عصر فتوحات اسلامي است. يمني‌ها سربازان اسلامي بودند كه وظايف تعيين شدة مشخصي داشتند و براي آن در شام استقرار پيدا كردند امّا اين دو ارتباطي با موضوع تشيع در شام پيدا نمي‌كند.
 
 ارتباط ساكنان و حاكمان كنوني شام را با اهل‌بيت(ع) چگونه مي‌بينيد؟ 

 كساني كه در حال حاضر بر شام حكومت مي‌كنند، قوم علوي‌ها هستند، كه يك استثناء در تاريخ حكومت‌هاي شام به شمار مي‌روند؛ زيرا در طول تاريخ اسلامي، همواره بني‌اميه در شام ستوده مي‌شدند. حكّام شامي آنقدر نسبت به بني‌اميه متعصّب بودند كه اگر ما از لبنان مي‌رفتيم و صبح وارد بازار حميدي مي‌شديم و فروشنده‌اي مي‌فهميد كه ما شيعه هستيم، مي‌گفت: از من نخر، روز مرا خراب و بديُمن نكن(!) برو و چند ساعت ديگر بيا. آنها بغض عجيبي نسبت به اهل بيت(ع) و شيعيانشان داشتند. اين مسئله بسيار شديد بود تا آنجا كه اكثريت شيعيان را رافضي مي‌دانستند. الآن وضعيت تغيير پيدا كرده زيرا حاكميت آنها در اختيار علوي‌ها و بعضاً عِلماني‌ها (لائيك) قرار دارد. علوي‌ها مي‌گويند ما شيعه هستيم و ما هم از آنها مي‌پذيريم. امّا اين علوي‌ها فقط 2 تا 3 ميليون از جمعيت حدوداً 20 ميليوني سوريه را تشكيل مي‌دهند. شيعيان سوريه جمعيتي بالغ بر 200 تا 300 هزار را به خود اختصاص مي‌دهند. لذا بيش از نيمي از جمعيت آنجا را سنّيان متعصب ضدّ شيعه و دوستدار بني‌اميه تشكيل مي‌دهند، امّا در حال حاضر نمي‌توانند خواست خود را به انجام برسانند. لذا هنگامي كه سفياني شورش خود را آغاز مي‌كند، زمينة حمايت از او و اقداماتش در سوريه وجود دارد. 

وضعيت كنوني ديگر نقاط شام ـ غير از سوريه ـ مانند: اردن و فلسطين را نسبت به اهل بيت(ع) چگونه مي‌بينيد؟ 

 در گذشته‌ها، وضعيت اين دو كشور نيز مانند سوريه بود، امّا در حال حاضر دربارة فلسطين اين ديدگاه تغيير كرده است و فلسطينيان اكثراً به جهاد با دولت يهودي برخاسته‌اند، از امام حسين(ع) بسيار ياد مي‌كنند و تعداد قابل توجهي از آنان رسماً مذهب شيعه را پذيرفته‌اند. اهل اردن نيز دو دسته هستند؛ گروهي اردني كه نسبتاً نرم‌خويند امّا گروه ديگر كه بسيار خشك و متعصب و ضدّ اهل بيت(ع)اند حتي سرسخت‌تر از وهّابيان «مصعب زرقاوي» ـ از رهبران فرقة ضدّ شيعي القاعده ـ از اينها بود و او را «كشتة امت» مي‌خوانند. او شيعيان را ذبح مي‌كرد و آنها نيز او را بزرگ مي‌دارند. به همين دليل، اردن سرانجام همراه سوريه تحت امر سفياني درمي‌آيد. 

 آيا ما مي‌توانيم كشتارهاي كنوني شيعيان را در نهايت زمينه‌ساز شورش سفياني بدانيم؟ 

طبيعتاً همين‌طور است. وقتي كه يمن از دست آنها خارج شود و نظام سعودي فرو پاشد، وهابيان و ناصبي‌هاي عربستان با يهود و غربي‌ها متحد مي‌شوند و نظام سوريه را تحت فشار قرار مي‌دهند و از طريق اين فشار بيروني و وقايع داخلي، زمينه براي سلطة سفياني فراهم مي‌گردد. حوادث شام متسلسل و پي‌درپي خواهد بود؛ ابتدا زلزله، سپس شكل‌گيري شورش و كودتا، سپس حركت و شورش سفياني و مسلط شدن وي بر اوضاع. 

 چه عواملي موجب مي‌شود كه سفياني به راحتي بر شام مسلط شود؟ 

 روايات ما بيان مي‌كنند كه در آغاز، زلزله‌اي در شام رخ مي‌دهد كه در آن يكصدهزار نفر از بين مي‌روند. بعد از مدت كوتاهي، حكومت در اختيار اصهب (شخص بور) قرار مي‌گيرد. اصهب از نام‌هاي شير (اسد) نيز مي‌باشد. آنگاه شخصي به نام «ابقع» بر ضدّ او شورش مي‌كند. اين، زمينة انقلاب عليه اصهب را فراهم مي‌آورد. درگيري مدتي بين آن دو به طول مي‌انجامد. بعد از مدتي سفياني شورش مي‌كند و هردوي آنها را از ميان برمي‌دارد و خود بر سرزمين شام تسلط مي‌يابد. 

 هدف سفياني از اين شورش و درگيري چيست؟ 

 هدف سفياني، مقابله با امام مهدي(ع) و شيعيان اوست. 

 آيا نمي‌توان گفت هدف او صرفاً كشورگشايي و قدرت‌طلبي است؟ 

 خير، سفياني با روم (غربيان) و يهود (اسرائيل) هم‌پيمان است. او نقشه‌اي دارد و هدف اصلي‌اش تسلط بر عراق است كه لازم است ابتدا بر شام (سوريه و اردن) سلطه پيدا كند. و ناآرامي‌هاي عربستان باعث مي‌شود كه هم‌فكرانش  از او براي عربستان درخواست نيرو كنند. و او لشكري را به «مدينه» مي‌فرستد. پس او يكي از فرمانروايان عربي است كه با اسرائيل و غرب متحد است. سفياني فقط دو لشكر اعزام مي‌كند، يكي به عراق و ديگري به مدينه. همچنين او حمله‌اي بزرگ به مرز مشترك عراق، سوريه و تركيه (منطقة قرقيسيا) مي‌كند كه دليل آن دستيابي به منابع طبيعي (معدن نفت، طلا يا ...) با انگيزة اقتصادي است. 

 نسبت اهل شام، بعد از ظهور، با امام عصر(ع) چگونه است؟ 

 فردي از امام صادق(ع) مي‌پرسد: وقتي سفياني آشكار شد، چه كنيم؟ امام(ع) فرمودند: «هنگامي كه اين فاسق آشكار شد، دو ماه به كشتار شيعيان مي‌پردازد. پس اگر آن زمان را درك كرديد، بايد كه مردانتان چهره هايشان را بپوشانند و زنان مشكلي نخواهند داشت». در روايات ما، خداوند، طايفه‌هايي از اهل شام را از پيروي سفياني مصون داشته است كه آن طوايف به شيعيان لبنان، سوريه و شايد غزّه ـ اگر به امامت و ولايت اهل بيت(ع) بپيوندند ـ تعبير شود.

 سرانجام چگونه پروندة سفياني بسته مي‌شود؛ در حالي كه از قدرت بالايي برخوردار است؟ 

 سفياني فقط بر سوريه و اردن حكمراني خواهد كرد و تنها 2 لشكر براي حفظ امنيت به عراق و مدينه گسيل مي‌دارد. (مانند اينكه اتحادية عربي نيروهايي را براي برقراري امنيت به كشوري بفرستد) امّا سپاهي را كه به جنگ با امام مهدي(ع) به مدينه مي‌فرستد، در سرزمين بيداء به واسطة خسف الهي، در زمين فرو مي‌رود. پس از آن خود سفياني در جنگ با امام مهدي(ع) به درك واصل مي‌شود.
 از فرصتي كه در اختيار ما قرار داديد، سپاسگزاريم.

گفت‌وگو از محمود مطهري‌نيا
مترجم: ابوذر ياسري

ماهنامه موعود شماره 98
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 14:3  توسط   | 

سید خراسانی ،یمانی ؛سفیانی ،مصری و شعیب ابن صالح

                 به نام خدا              

  با سلام

در این مطلب می خواهم در مورد ظهور حصرت مهدی

وعلایم احتمالی آن صحبت کنم.

 

اما با حدیثی از امام صادق شروع می کنیم:

 

از امام صادق، علیه السلام، روایت شده است که فرمود:

خروج خراسانى و سفیانى و یمنى در یک سال و یک ماه و یک روز واقع مىشود، درفش

 

یمنى در بین این پرچمها از همه هدایتگر است، زیرا وى مردم را به حق دعوت مىکند. (3)

 

اما خراسانی ،یمنی و سفیانی چه کسانی هستند؟

 

1.خراسانی :خراسانی در واقع یعنی همان ایرانی

و به احتمال قریب به یقین این شخص همان

حضرت آیه الله العظمی امام سید علی حسینی

خامنه ای ( سید خراسانی روایات) است.

در مورد این قضیه شکی وجود ندارد زیرا

دست راست امام خامنه ای دارای علامتی

است ( همان علامت روایات)

و دیگر علایم که در روایات هست و عینا

با امام خامنه ای برابری می کند.

2. سید یمانی : برخلاف خراسانی ،کیستیه 

یمانی دچار ابهام است زیرا در روایات هیچ

نشانه ی مشخصی از او وجود ندارد مگر

نام او یعنی یمانی، که البته این نیز مبهم است.

اما احتمالاتی وجود دارد:

1. یک احتمال می گوید که به جای یک یمانی

چند یمنی وجود دارند.

2. او از یمن ظهور می کند

3. فقط نام او یمنی است و این یک رمز است

4. ....

اما به نظر من می رسد که 2 گروه یمانی

وجود دارند یکی کسانی که در خود یمن

هستند و رهبری به نام یمانی دارند.

و دیگری گروهی که در نقطه ای دیگرند

و آنها نیز رهبری یمانی دارند.

اما گروه اول که در کشور یمن هستند

در هنگام ظهور واندکی قبل از آن قیام

می کنند و حضرت مهدی را در تصرف

حجاز ( مکه و مدینه ) کمک می کنند.

وگروه دوم احتمالا همان حزب الله لبنان

است و لبنانی همان سید حسن نصرالله

است .و این گروه در نبرد عراق و

فلسطین به کمک ایرانی ها می آید.

(البته این ها در حد احتمال است)

3.سفیانی : حدس زدن این که سفیانی کیست

کار بسیار سختی است ولی حدس هایی وجود

دارد:

1.    سفیانی یکی از فرماندهان ارتش سوریه

است که در نزدیکی ظهور کودتا می کند.

(با توجه به ملاقات افراد ی چون بهلول

این احتمال خیلی دور از ذهن نیست.)

2.    احتمال دیگر می گوید که منظور

از سفیانی یک فرد خاص نیست بلکه

سفیانی کنایه از کسان دیگر است مثلا

نیروهای خارجی موجود در منطقه

امریکا یا ... .

اما به نظر شخص من احتمال اول محتملتر

است ،با توجه به قراین موجود.

البته وجود شخصی به نام سفیانی که

از نوادگان ابوسفیان و معاویه و یزید

است وحدت شیعه و سنی را تا حدودی

به خطر می اندازد ولی این طور می تواند

نباشد ، زیرا حرکت سفیانی حرکتی طالبانی

است و شاید نتوان آنرا به همه ی اهل سنت

نسبت داد.

اما شخص دیگری به نام شعیب ابن صالح

وجود دارد که کیستیه او نیز مبهم است.

اما احتمالاتی وجود دارد.

1.او یکی از فرماندهان سپاه ایران است.

2. او یکی از فرماندهان لبنان است.

3.... .

اما به نظر من یکی از افراد زیر است.

1.    آیه الله هاشمی رفسنجانی

2.    سرلشگر صفوی یا جعفری

3.    محمود احمدی نژاد

 ویا ... الله اعلم..

اما شخص دیگری به نام مصری در روایات

هست که احتمالا تی وجود دارد.

1.    از مصر قیام می کند.

2.    از جای دیگری.

به نظر من می رسد که چون مصر بسیار

نزدیک به غزه است احتمالا منظور از

مصری همان غزه ای است.

یعنی اینکه حماس در غزه همان حرکت

اسلامی روایات است و فرماندهان حماس

همان مصری هستند.مثلا آقای اسماعیل هنیه... .

اما احتما ل هم دارد که مصری واقعا از خود

مصر قیام کند مثلا گروه های مثل اخوان المسلمین.

الله اعلم.

به طور کلی ظهور امام زمان بسیار نزدیک است .ان شا ءالله

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 17:50  توسط   | 

حوادث کلی ظهور

به نام خدا
با سلام ...
اکنون ما در عصر ظهور امام زمان (ع) به سر می بریم ،هرچه جلومی رویم
نشانه های ظهور آشکارتر می شود لذا قصد دارم که این نشانه ها را با تطبیق
دادن برشخصیت های امروز به شکا بشناسانم... .
در بررسی نشانه ای ظهور ما با یک سری وقایع و بایک سری شخصیت ها رو به روییم
لذا به طور مجزا به آنها می پردازم.
علایم و نشانه های ظهور امام زمان (عج) :
الف : وقایع و رویدادها
ب: شخصیت های ظهور
وقایع ظهور امام زمان به ترتیب :
1. جنگ جهانی اول ودوم : در احادیث آمده که کفار به جان هم می افتند و بسیاری
کشته می شوند.
2. انقلاب اسلامی ایران و سرنگونی خاندان فلان ( خاندان پهلوی)
احادیث زیادی در مورد این واقعه وجود دارد که دراین زمان نمی گنجد مثلا در احادیث
آمده که اهل مشرق زمین انقلابی می کنند وزمینه را برای ظهور امام زمان مهیا می کنند .... .
آنها در ابتدای انقلاب خود با حاکم ستمگر عراق (صدام ) وارد جنگی طولانی مدت می شوند... .
در ادامه آنها به رهبری سید خراسانی ( سید حسینی ) و همچنین صالح ابن
شعیب راه را تاظهور امام زمان ادامه می دهند... .
... و آمده آنها حق را می طلبند ولی به آنها داده نمی شود...(انرژی هسته ای)
و ... .
3. قیام یمانی : در احادیث آمده که قبل از سفیانی یک یمانی ویک مصری
قیام می کنند ،جنگ 33روزه ی لبنان قیام یمانی بود ... .

4. قیام مصری : در ادامه مورد قبل ... . دراحادیث آمده که مصری در مصر
اعلام وضعیت جنگی می کند و جنبشی نظامی (جنبش حماس ) را بوجود
می آورد درواقع جنگ 33روزه ی غزه (مصر) قیام مصری بود.
5. کودتای سفیانی : احادیث زیادی در مورد سفیانی وکودتای او وجود
دارد که خلاصه ی آن این است : ابن یزید که از فرزندان معاویه و یزید است
از کشور ( احتمالا سوریه) کودتا می کند ... .این کودتا طبق احادیث پس از
زلزله ای شدید در دمشق پایتخت سوریه اتفاق میافتد....
گویا پس از ایجاد زلزله دشمنان اسلام (غربی ها) فرصت را غنیمت می شمارند
و برای مبارزه با موج گرایش به اسلام ناب و مهدوی ابن یزید را روی کار می آورند.
*** با توجه به شرایط فعلی نزدیک ترین واقعه تا ظهور همین کودتای سفیانی
است ... .پس اگر در آینده ی نزدیک در اخبار شنیدید که در دمشق زلزله آمده
خودتان را برای مقابله با سفیانی آماده کنید ... .
6. انقلاب یمانی در کشور یمن در صنعا: احادیث زیادی در مورد جنبش یمانی
وجود دارد ... .مثلا : وقتی یکیاز یاران یکی از معصومین از ایشان پرسید
آیا فکر نمی کنید فلانی مهدی باشد ... .ایشان فرمودند:
**** "" چطور مهدی قیام کند در حالی که هنوز فرد چشم شکسته
در صنعا انقلاب نکرده است .. ."" **** .
لذا یکی دیگر از حوادث مهم که در آینده ی نزدیک رخ می دهد انقلاب
یمانی ( سید حسنی ) در صنعا پایتخت یمن است .
این انقلاب برای زمینه سازی ظهور و به ویژه برای زمیه سازی
فتح شبه جزیره توسط حضرت است... .
7. انقراض خاندان آل فلان ( خاندان آل سعود ) در شبه جزیره:
این انقراض هم زمان با مرگ پادشاه معروف یعنی ملک عبدالله است
که توسط یکی از خواجگان کشته و سر بریده می شود... .
8. اتفاق هشتم همان ظهور امام دوازدهم است (ان شاءالله)
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 0:18  توسط   |